Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

۱۰۱ عادت نوشتن فیلمنامه نویسان بزرگ ( ۱ ،۲ )

توسطehsan.rezaei 3 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  سينما و نمايش  /  ۱۰۱ عادت نوشتن فیلمنامه نویسان بزرگ ( ۱ ،۲ )

تصویر یک فیلمنامه نویس ( کارل ایگلسیاس )

دانستن عادتها و خصوصیات رفتاری نویسندگان بزرگ هنگام نوشتن ، نه فقط جذاب است که راه گشاست. فیلمنامه نویسان تازه به راه آمده ، همواره دوست دارند بدانند نویسندگان الگوی شان چطور می نویسند ، چه مسیر های را طی کرده اند و روزشان را چگونه شب می شود و یا برعکس. به حتم هر نویسنده موفق ، محصول تجربه هایش است ، تجربه های شخصی و گاه تجربه هایی ملهم از دیگران. صفحاتی که از این پس می آیند ، صفحاتی ادامه دارند و ما را با عادت های نوشتاری موفق های این رشته آشنا می کنند. باید به هر نکته ی که بزرگان می گویند گوش کنیم.

پیش از آنکه ما بتوانیم به عادت های فیلمنامه نویسان موفق و بزرگ دست یابیم،باید بدانیم که آنها چه جور آدم های هستند.آیا شما می دانید چه چیزهایی باعث می شوند که ما به کسی بگوییم یک فیلمنامه نویس حرفه ای؟ از آنجا که همه فیلمنامه نویسان شخصیت هایی منحصر به فرد هستند ، در مسیر تحقیق متوجه خواهید شد که عمومی ترین خصوصیات موجود در آنها ربطی به هوش ، آموزش ، محیط ، جنسیت ، سن و نژاد ندارد. و شما خواهید فهمید که نظرات فیلمنامه نویسان در برگیرنده  بدیهی ترین و اولیه ترین  خصوصیات است ، چرا که اغلب آنها روی چنین ترکیباتی اتفاق نظر دارند ، خلاق بودن ، استعداد داشتن و ذاتا داستان گو بودن.با این حساب پس چه چیزی باعث تمیز دادن یک فیلمنامه نویس موفق از دیگر افراد می شود؟

۱٫ خلاق و مبتکر بودن

تخیل قابلیت فکر کردن به چیزهایی است که هنوز در تلویزیون پدیدار نشده اند.  ( هنری بیرد )

به نظر می رسد خیلی ضروری نباشد که از این خصوصیت حرفی به میان آید ، چرا که بیشتر مردم می دانند خلاقیت جزئی اساسی از ترکیب نویسنده است؛به خصوص در مورد فیلمنامه نویس.من اما این خصوصیت را نیز در اینجا آورده ام،چرا که خیلی از نویسندگان مبتدی متوجه نیستند که مبتکر بودن تا چه اندازه اهمیت دارد.خواندن صدها فیلمنامه و گوش دادن به هزاران ایده یک خطی برای من آشکار کرده است که چگونه بیشتر آنها به مسیری جدای از فیلم های دیگر میروند.اغلب آنها سرشار از شخصیت های آشنا،ایده های غیر جذاب و پیچ های داستانی کلیشه ای هستند.نویسندگان مبتدی بیشتر تمایل دارند ساده ترین ایده ای را که به ذهنشان می رسد بسط و توسعه دهند در صورتی که بهتر است آنها خیلی سخت روی یک ایده اصیل و مبتکرانه کار کنند.

اساتید ما آدم هایی کاملا متخیل هستند و می توانند پیوند هایی خلاق بین حوادث به ظاهر نامرتبط ایجاد کنند.آنها قادرند درباره موفقیتها،شخصیت ها و قطعات دیالوگ ها خیال پردازی کنند و به سرعت برای موقعیت های < چه می شد اگر > جواب پیدا می کنند.پرل باک نیز در این زمینه نقلی شیوا و رسا دارد: < یک ذهن واقعا خلاق در هر زمینه ای،چیزی بیشتر از این نیست: یک موجود انسانی که به شکلی غیر متعارف به دنیا آمده و به شکل وحشیانه ای حساس است.برای او لمس،یک ضربه است. صدا، یک قیل و قال است.بداقبالی،یک تراژدی است.لذت،یک شعف است.دوست،یک عاشق است.عاشق،خداست. و شکست،یک مرگ است.به این قضایا، یک ارگانیسم فوقالعاده ظریف و حساس را اضافه کنید که نیازمند خلق، خلق و خلق است.بنابراین بدون خلق موسیقی یا شعر یا کتاب ها یا ساختمان ها یا هر چیز معناداری، او احساس می کند که نفس هایش را بیهوده کشیده.او باید خلق کند و مخلوقی را از خود بیرون بریزد.او زنده نخواهد بود،مگر این که خلق کند.>

هیچ کس به شما نمی گوید که این انرژی راز آمیز و خلاق واقعا چه چیزی است.یک فرمول نیست.شما نمی توانید آن را کنترل کنید،اما به یقین می توانید ارتباطی وسیع با آن بر قرار کنید و در این صورت است که خود را بیشتر از همیشه برای شما باز خواهد کرد.

تام شولمن ( مرد مقدس ، دارو ساز ، باب چی؟ ، انجمن شاعران مرده ، عزیزم بچه ها رو کوچیک کردم. ): فیلمنامه نویسان باید تصمیم بگیرند که مبتکر باشند و نسبت به پذیرش کلیشه ها بی میل.بیشتر نویسندگانی که من  میشناسم،به محض اینکه متوجه می شوند چیزی را نوشته اند که قبلا انجام شده،دوست دارند آن را تغییر دهند یا حداقل چیزی متفاوت به آن اضافه کنند.

۲٫ ذاتا داستان گو بودن

ما فقط به یه چیز علاقه داریم؛بارت ،میتونی یه داستان بگی؟میتونی ما رو بخندونی؟می تونی ما رو به گریه بندازی؟می تونی یه کاری کنی ما بزنیم زیر آواز؟  ( بارتون فینک،ایتن و جوئل کوهن )

معمولا میل به نوشتن برای سینما یا داستان نه فقط به قابلیتی برای گفتن داستان ها نیاز دارد،بلکه دلالتی بر عشقی عمیق به همه ی داستان ها نیز می کند. ( اگر چه بخشی از توانایی داستان گویی به طور طبیعی است،بخشی دیگر به واسطه تجربه،خواندن و تماشای فیلم ها به دست می آید.) به هر حال این یک خصوصیت بحرانی است که اغلب در فیلمنامه نویسان مشتاق امروزی گم شده است.فیلمنامه نویسان عطش سیریناپذیر به همه داستانها دارند؛داستانهای خوب و بد. آنها زور می زنند تا مخاطب را به خود جذب کنند و کارشان این را نشان می دهد.

رابین سوییکورد ( باشگاه کتاب جین آستین ، خاطرات یک گیشا ، جادوی عملی ، ماتیلدا ، خانواده پرز ، زنان کوچک ) : نویسند گان از ذهنی برخوردارند که به طور ناخودآگاه روایتشان را روی خطی قرار می دهند که آغاز، میانه و پایان دارد.آنها به علت ها و معلول ها توجه دارند؛یعنی اتفاقی که می افتد، سبب به وجود آمدن اتفاقی دیگر می شود.اینها خصوصیاتی هستند که به طور هم زمان در ذهن به وجود می آیند تا یک نمایش را شکل دهند.مردم خیلی درک این را ندارند که متوجه شوند نویسندگان چه کاری را انجام می دهند. برای برخی از مردم تحقیری بالاتر از این نیست،وقتی که می گویند: < من همیشه می خواستم یک نویسنده بشوم.> اما آنها سعی می کنند که به طور واقعی، واقعیتی جایگزین را خلق کنند.آنها فقط متوجه می شوند که خیلی سخت است که بخواهی نقش یک خالق را بازی کنی.

ادامه دارد…

 

 

 

دسته بندی:
  سينما و نمايش
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.