Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارش هفتاد و سومين جلسه كافه داستان به قلم احسان رضايي

توسطehsan.rezaei 2 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  گزارش ها  /  گزارش هفتاد و سومين جلسه كافه داستان به قلم احسان رضايي

به نام خدا

 

اين گزارش با اندكي تاخير به دليل تعلل مديرجان كافه داستان به حضورتان تقديم مي‌شود.

بعد از جلسه پر شور هفتاد و دوم كه با حضور علي خان صفري و بسياري ديگر دوستان تازه وارد از جمله امير داوودي و هادي غياثوند و آزاده برگزار شد، اين جلسه خلوت تر بود و با حضور افتخاري پرنيان برگزار شد. نسترن، ستاره، پرنيان، امير و من برگزار كنندگان اين جلسه بوديم در غيبت واضح و بسيار آشكار شيوا.

مطابق جلسات اخير كار را با زبان شناسي استاد آشوري آغاز نموديم و بحث بدانجا انجاميد كه ويژگي ‌هاي زبان پارسي كدام است و يكي از ويژگي هاي عمومي زبان پيش انگاري وجودي فرگه بود كه تعبير ساده تر آن به معني شناسايي صدق و كذب جملات است. مثلا اگر بگوييم رييس جمهور چين بيمار است نمي‌توان اين جمله را حتما صادق دانست ولي اگر در اخبار اعلام نمايند اين جمله صادق است. يا مثلا زمستان ها هوا سرد است اين نيز نمونه يك جمله صادق است.

بخش جديد كافه داستان خوانش تاريخ بيهقي است. اين بخش كه طرفدار هم پيدا نموده تا بدانجا رسيد كه سلطان مسعود به ري آمد و دستور داد بزرگان را جمع نمودند و به آن‌ها وعده دادگري داد و خود را بجاي برادرش كه در هرات اعلام حكومت نموده بود جانشين شاه فقيد معرفي و پيغامي هم به خليفه در بغداد ارسال كرد كه اگر مرا به حكومت ري و سپاهان بپذيري من هم خلافت تو را محترم مي‌شمارم در غير اينصورت بغداد را فتح مي‌كنم. خليفه هم كه اوضاع را نابسامان مي‌ديد اين را پذيرفت و تقريبا مقدمات تاج گذاري سلطان مسعود درحال برقراري است.

امير داوودي عزيز بازيگر كارگردان و عضو بينهايت مهربان جديد كافه، داستاني خواند به نام “يك ناتمام عاشقانه”. داستان پيرامو مردي نويسنده است كه در حال روايت زندگي خود بر روي كاغذ است و عناصر تشكيل دهنده اثرش خيال و واوهامات درآميخته با واقعيت است. زني كه او را ترك كرده از تابلوي نقاشي روبرو زنده مي‌شود و باقي ماجرا را شكل مي‌دهد. داستان پيكره بندي بسيار خوبي دارد اما به نظر من و نسترن نياز آن به ترك زبان گزارشي بسيار مشهود است. حتي شايد تغيير زاويه ديد بتواند به داستان كمك كند.

“قطار شب” نام داستان من است. اين داستان را به قول بچه ها احسان وار مي‌خوانم. با لحن و احساس خاص خودم. مردي كه درون قطاري گير نموده و ديدارهاي دارد با آدمهايي كه نمي‌داند مي‌شناسد يا خير. مثل غالب آثار من اين كار هم تمي خيال گون دارد. گويي من و سورئال دو عنصر جدايي ناپذير شده ايم. در نهايت اين مرد در انتهاي قطار دوباره از خوابي تسلسل وار بر مي‌خيزد و اين سير تكرار مي‌گردد.

اپيزود سه “اعترافات” داستان نسترن بود. اين دختر زنانه نويس كافه كه داستان‌هايش مو را بر تن سيخ مي‌كند اين بار در باز نويسي اپيزود سه، به سراغ دختري رفته كه گناه نابخشوده اش رابطه اش با يك شيئ است. به نظر من و پرنيان و امير و ستاره اين كار بسيار خوب است و فقط نياز به كي پردازش براي بيان احساسات دروني زن، خروج ديالوگ‌هاي پدر از كليشه و ايجاد شخصيت براي آن شئ كه يك ادكلن استوانه ايست الزامي است.

دختر خوب و مهربان كافه ما ستاره اينبار دست پر آمده و يك عاشقانه كوتاه را باز نويسي كرده. ستاره كه قلمش به دنيا مي‌ارزد برايمان از سختي هاي زندگي گفته اما متاسفانه تجربه شخصيت داستانش را جهان شمول در نظر گرفته و اين ايراد كارش منظور گرديد.

اميدوارم بنده را بابت تاخير بخشيده باشيد.

دسته بندی:
  گزارش ها
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.