Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارش هفتادونهمین جلسه کافه داستان به قلم ستاره مشکین

توسطehsan.rezaei 2 سالقبل4دیدگاه‌ها
خانه  /  گزارش ها  /  گزارش هفتادونهمین جلسه کافه داستان به قلم ستاره مشکین

سلام دوستان به یاران و همراهان کافه داستان

این هفته  در حالی راه افتادم تا به جلسه برسم که نسترن همراهم نبود. و برخلاف همیشه زودتر به جلسه رسیدم نسترن و احسان روی صندلی نشسته بودند نسترن تا من را دید گفت :«هر وقت جدا جدا بیایم زودتر به جلسه می‌رسیم.» جلسه‌ی این هفته در سکوت و آرامش برخلاف جلسات پرشور قبل آغاز شد. درست مثل یک سالی که سه نفره جلسات را برگزار می‌کردیم ولی حالا دوستان خوبی به جمع‌مان اضافه شدند که جای خالیشان احساس می‌شد. این هفته بچه‌ها به دلیل مشغله‌های کاری نتوانستند خود را به جلسه برسانند. پرنیان همراه یک مهمان خود به جلسه آمد، فاطمه عزیز که امیدواریم بازهم در جلسات حضور پیدا کند.

در ابتدای جلسه  نسترن بعد از دو هفته تاخیر که نتوانسته بودیم به بحت زبان شناسی بپردازیم به ادامه بحت پرداخت:

پیش‌انگاری‌ها که به دو دسته تقسیم می شوند:۱)پیش‌انگاری‌های کاربردشناسی ۲)پیش‌انگاری‌های بافتی.

پیش‌انگاری‌های کاربردی: هرگاه زمینه، از پاره گفتارها یا طرفین ارتباط (گوینده و شنونده) تشکیل گردد، با مفهوم پیش‌انگاری کاربردشناسی مواجه هستیم.

پیش‌انگاری‌های بافتی: پیش‌انگاری‌های بافتی خود به دو دسته تقسیم می‌شود

۱)پیش‌انگاری ارجاعی: تابع شکل عبارت زبانی هستند و محمل آنها جمله است.

۲)پیش انگاری های معناشناسی: اگر زمینه، از جملات یا قضیه‌ها تشکیل شود، با مفهوم پیش‌انگاری معناشناسی مواجه هستیم. این نوع پیش‌انگاری‌ها وابسته به معناشناسی هر واژه یا عبارت زبانی است. منظور از پیش‌انگاری معناسناسی نوعی معناست که مستقیما مورد خطاب واقع نمی شود، بلکه تنها منظور عبارت مورد نظر را تداعی می‌کند.

شمول معنایی: در شمول معنایی دامنه‌ی مفهوم یکی از عبارات‌، دامنه‌ی مفهوم عبارتی دیگر یا سایر عبارات را در بر می‌گیرد. به عبارتی دیگر، عبارتی معنای چند عبارت دیگر را نیز در خود دارد. شمول معنایی شامل رابطه‌ی منطقی استلزام می‌شود. در این رابطه صحت یک پاره‌گفتار، مستلزم صحت پاره‌گفتار دیگری است.

ویژگی‌های معنایی واژه‌ها شامل چهار عامل است:

طبقه‌ی دستوری، نشانه‌های معنایی، مشخصه‌های معنایی، محدودیت‌های گزینشی.

بحث تا همین‌جا باقی ماند تا در جلسات بعد به آن بپردازیم.

در ادامه طبق روال جلسات قبل احسان شروع به خواندن تاریخ بیهقی کرد که امیر به نیشابور می‌رود و جشن برپا می‌کند تا املاکی که از حسنک وزیر گرفته بود پس بگیرد.

متین عزیز هم که موقع خواندن داستان سه قطره خون به ما پیوست مثل همیشه پر از انرژی بود. وقتی خواندن داستان تمام شد متین اعتراف کرد که زیاد با آثارهدایت آشنا نبوده و با شنیدن این داستان حتما به سراغ دیگر آتار هدایت خواهد رفت. و به نظرش هدایت آدم بامزه‌ای بوده. نسترن به واکاوی داستان پرداخت :«هدایت سه اثر دارد که از نظر محتوا و آنچه می‌خواهد بگوید یکی هستند و هر یک به ترتیب تکمیل شده‌اند. تارک‌خانه، سه قطره خون و بوف کور. که در بوف کور به راستی هنر را تمام کرده است. راوی این داستان (میرزا احمدخان) مرد روان‌پریشی است که شروع به بیان روایتی بیان نشدنی می‌کند. یک تنش بین گفتن و نگفتن. همان نظریه گفتاردرمانی فروید. او تاکید می‌کند که می‌خواهد بنویسد و یک سال است التماس می‌کند به او کاغذی بدهند اما حالا که کاغذ دارد نمی‌خواهد بنویسد. ما با روایتی نامنسجم و به ظاهر نامرتبط طرف هستیم. شخصیت‌ها ناظم، سیاوش، عباس، راوی همگی پاره‌های راوی هستند و یکی. رخساره و زنی که ملاقات عباس می‌آید پاره‌های نامزد راوی هستند و همه یکی و یا آنیمای راوی. تمام سناریو ترسیم خیانت است. یک گفتمان مردسالارانه از جامعه‌ای کهزنان را در امر عاطفی ناپایدار می‌داند. گربه زن است که نماد بی‌وفایی است که هم می‌توان طعنه بی‌وفایی جهان به انسان را از ان گرفت. هم نماد شهوت‌طلبی مفرط و ناپایداری جنسی است و اینکه گربه ماده مکارتر است. هدایت زن را مکار و خائن می‌داند. حق راوی به نامزدش توسط دیگری خورده شده است که مثل گربه‌های دزد و لاغر و ولگرد گرسنه است. راوی معتقد نامزدش تمایل به کسی پیدا کرده که از خودش پایین‌تر است.» احسان عقیده داشت داستان اضافات دارد مثل صدای مرنو مرنو، و اینکه نماد صغرا سلطان که به معنای این بود زن مثل عجوزه‌ایست که به محض دیدن خود واقعیش در آینه می‌میرد، یک نشانه دم‌دستی است. و اینکه هدایت بسیار توصیفات درست و عالی ارائه می‌دهد.

نوبت به خواندن آثار کافه داستانی‌ها رسید میتن ابتدا چند شعر بسیار زیبا خواند که همه‌ی ما لذت بردیم. من هم یک داستان نیمه‌تمام همراه خود داشتم که احسان ایراداتی به آن گرفت ولی نسترن و متین معتقد بودند تا داستان تمام نشود نمی‌شود نقدی روی آن داشت. اما همه معتقد بودند داستان شروع بسیار آنی دارد. احسان نمایش‌نامه بازنویسی شده معشوق فرانسوی را خواند که همه معتقد بودند بسیارخوب شده است. این کار قرار است به اجرا برسد.

نسترن هم داستانی نیمه‌تمام نوشته بود با نام حماقت زیستن زندگی آدمی که سعی دارد به واکاوی درون خودش بپردازد.

تا جلسه دیگر بدرود

 

دسته بندی:
  گزارش ها
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

4 دیدگاه

  • نسترن بیگی says:

    ستاره عزیزم ممنونم برای گزارشت. تو عزیز همه ما در کافه هستی . امیدوارم زودتر یکی از داستانات رو آماده کنی تا در سایت بگذاری. و همه با قلمت آشنا بشن

  • احسان رضایی says:

    ممنونم ستاره جان سادگي يكي از ويژگي‌هاي بارز و جنبه‌هاي خوب قلم شماست. من معتقدم داستان از سادگي شروع مي‌شود در نهايت به سادگي‌هم ختم مي‌گردد. معناي اين جمله‌ي من را شايد بعد از ۲۰ سال نوشتن مداوم بفهمي. اميدوارم در اين راه پر تلاش و خستگي ناپذير قدم بگذاري دوست بينهايت خوبم.

  • بهناز says:

    دوستون دارم… 🙂

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.