Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارش هشتاد و چهارمين جلسه‌ي كافه داستان به قلم احسان رضايي

توسطehsan.rezaei 2 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  گزارش ها  /  گزارش هشتاد و چهارمين جلسه‌ي كافه داستان به قلم احسان رضايي

بنام خدا

با درود به شما همراهان هميشگي كافه داستان. اين هفته هم در خدمتتان هستيم با مشروح گزارش جلسه‌ي كافه داستان با حضور اميرضا متين‌نيا، پرنيان پورشاد، ستاره مشكين، عباس بيكپور و با تاخير فراوان هادي غياثوند عزيز.

نسترن بيگي به دليل مشكلات شخصي اين هفته در جمع ما نبود و به همين دليل زبانشناسي مهجور ماند. آقاي بيكپور هم به دليل عدم حضور امير و هادي تصميم گرفتند پيرامون تقطيع شعر و انواع آن صحبت نكنند. براي اين منظور مستقيم به سراغ خوانش داستان رفتيم و اولين داستان را بنده خواندم. “خاك سرد”، داستاني است پيرامون تنهايي هاي يك مرد. ماجراي رئاليستي يك مرد كه در نهايت آلوده به سورئال مي‌گردد. اگر از خود من بپرسي باوري به زنده بودن آدم‌ها ندارم. ما همگي تنها تصويري از واقعيت هستيم بنابراين سورئال براي من عينيت دارد. كار فضا سازي داستان را از مدت‌ها پيش انجام دادم و زبان كار را از خشم و هياهوي فاكنر وام گرفتم. علاقه‌ي من به فضاهاي ماليخوليايي و تثبيت نقد زندگي ماشيني بر كسي پوشيده نيست و در اين داستان سعي شده با اندكي طنز تلخ روابط بين فردي هم به سخره گرفته شود. ادعاي من اين بود كه داستان طرح يك رمان است. شايد بد نباشد در اين مجال بخشي از داستان را بخوانيد:

  • تلفن زنگ خورده بود و گفته بودند مرده است. همينجوري بي دليل. دختر پشت خط گفت: منم نميدونم. بعد گريه كرد. پرسيدم چرا گريه ميكني پس؟ گفت: ميدونم مرده. گفتم تو كه گفتي نميدونم. گفت حتما مرده كه نميگن به آدم و من نميدونم. گفتم شايد اونا هم نميدونن. گفت اگه اونا هم نميدونستن بما زنگ نميزدن. گفتم پس چرا نگفتن؟ گفت: حتما خواستن هول نكنيم. گفتم پس چرا زنگ زدن؟ يادم نيست فحش داد يا فقط داد زد اه توام احسان و بعد گوشي را قطع كرد.

متين هم بعد من شعر خواند كه خواندنش خالي از لطف نيست:

چقدر پيغمبر شده‌اي طاهر

ما همان‌هايي هستيم

كه

خيال مهاجران هر فصل قله‌ها،

صداقت عطرهاي فاحشه‌ها،

و

دستان زخم، چرك مرده‌ي دريوزه‌ها

را

ريسه مي‌رويم.

 

جناب بيكپور عزيز هم چند شعر برايمان خواندند و جلسه را جمع كرديم و به پايين ساختمان رفتيم. اما برخلاف هميشه اين پايان ماجرا نبود. هادي غياثوند همه‌ي ما را جلوي در غافلگير نمود و به ما پيوست و خدا شاهد است از ميدان فردوسي تا خود كافه وصال واقع در خيابان وصال تقاطع بلوار كشاورز پياده رفتيم تا هم ورزشي كرده باشيم هم ميزان توانايي سيگاري‌هاي جمع را بسنجيم كه به حق سربلند از آب درآمدند. در كافه وصال گفتيم و شنيديم و مهمتر از همه به نقد داستان “مرد” محمود دولت آبادي بزرگ پرداختيم. فكر مي‌كنم همگان با بنده هم عقيده بودند كه داستان را بايد از چند منظر مورد نقد قرار داد. چرا كه با وجود دلچسب نبودن اثر براي نسل امروز، در زمان نگارش كار درخور تحسيني بوده است. زبان دولت آبادي در اين داستان ساده و بي كشش است اما شايد همين زبان در دهه‌ي چهل يكي از تميزترين زبان‌ها بوده است. درون مايه اثر پسري است كه در پي فساد و تباهي پدر و مادرش احساس مرد بودن مي‌كند و بار خانواده بجا مانده‌اش را بدوش مي‌كشد. اين داستان از لحاظ اج و فرود و مختصات داستاني با توجه به تكرارهاي موجود در اثر در زمان خود بايد مورد تقدير قرار گرفته باشد اما با توجه به رشد زبان پارسي مخصوصا در حوزه ادبيات داستاني در حال حاضر حرفي براي گفتن ندارد چراكه تكنيك موثري هم در آن بكار نرفته است. بهترين و مثبت ترين نقد به اين اثر از جانب عباس بيكپور نازنين بيان شد كه آن را كاري درخور و همه‌ي ما را متجه اندوه مادر داستان كرد. با اين وجود من معتقدم هيچيك از شخصيت‌هاي اثر بجز پسر كه تا حدودي خوب پرداخت شده از تيپ فراتر نرفته اند.

با نقد و اندكي شوخي و خنده و ميل نمودن خوراكي‌هاي خوشمزه اين جلسه هم به پايان رسيد.

راستي يك توضيح پيرامون عكس گزارش بدهم چندي پيش براي شعر “شب شنبه خيال” جناب ربيعي عزيز دنبال عكسي مناسب حال و هواي ايلياتي مي‌گشتم كه دو عكس نظرم را جلب نمود. يكي را مناسب فضاي اثر ديدم اما بواقع نتوانستم از انتشار عكس ديگر دل بكنم پس تصميم گرفتم به بهانه گزارش براتون منتشرش كنم.

درود بر همه دوستانم

دسته بندی:
  گزارش ها
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.