Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارش هشتاد و دومين جلسه‌ي كافه داستان به قلم احسان رضايي

توسطehsan.rezaei 2 سالقبل3دیدگاه‌ها
خانه  /  گزارش ها  /  گزارش هشتاد و دومين جلسه‌ي كافه داستان به قلم احسان رضايي

به نام خدا

هشتاد و دومين جلسه‌ي كافه داستان هم در فضايي گرم و بسيار صميمي برگزار شد و شما دوستان عزيزم را دعوت به خواندن مشروح اين جلسه مي‌نمايم. تفاوتي در برگزاري جلسه اين هفته بود. از هفته‌گذشته تصميم برآن شده بود جلسات را يك هفته در ميان كنيم و زمان آن را بيشتر. بنابراين جسه‌ي اين هفته با حضور من و نسترن در ساعت ۹ صبح و حضور بلافاصله اي متين عزيز آغاز شد. اعترافات دور ميز، هفت گناه نابخشوده و در آخر هم قطار سه بازنويسي از پنج بازنويسي يك اثر ديالوگي بنده‌ي حقير بود كه براي متين و نسترن خواندم. دو انساني كه دور ميز نشسته اند و دوئل رولت روسي مي‌كنند و ديالوگ‌هاي بين اين دو از داستان گره گشايي مي‌كند. متين خوشش آمد و ايراداتي به درست از كار گرفت و من هم يادداشت كردم تا در نسخه‌ي ‌نهايي پس از اعلام نظر امير داوودي عزيزم، غايب بزرگ اين هفته براي نمايشنامه شدن روي آن كار كنيم. هنوز آخرين بازنويسي تمام نشده بود كه عباس خان بيكپور با همان چهره‌ي آشنا و خندان وارد شد و كنارمان نشست و دفتر و خودكارش را بيرون آورد و شروع به پاكنويس شعرش نمود. آخر از برنامه‌هاي آن روزمان حضور دسته جمعي در جلسه‌ي شعر خواني كانون ادبي چارخونه به مديريت و اجراي علي صفري بود و از جمع ما هادي و آقاي بيكپور تمايل داشتند اشعاري از خودشون را بخوانند. ستاره عزيز بعدي بود كه خود را با اندكي تاخير به ما رساند و نمي‌دانم چه شد كه آقاي بيكپور پيشنهاد پخش يك موسيقي را داد. Camel – Stationary Traveller موسيقي ناب و زيبايي بود. همگي مبهوت و شيفته‌ي آهنگ بوديم كه متين اعلام كرد هيچ وقت با موسيقي ارتباط برقرار نكرده و نمي‌كند. تحت تاثير موسيقي زيباي آقاي بيكپور من هم آهنگ Paradise Gao Zhi Jian – را پخش كردم. همگي از اين موسيقي زيبا هم لذت برديم و آخرين آهنگ هم موسيقي با كلام ماه و ماهي به خوانندگي حجت اشرف زاده در فضاي كافه طنين انداز شد. جو جلسه بشدت تلطيف شده بود و متين دو شعر كه يكي باز هم در مدح مادر بود خواند. و من داستان ناله‌ي ساز را بازخواني نمودم. پسرك سرباز كردي كه به دار آويخته مي‌شود و بجاي جسم بي‌جانش سه تاري باقي مي‌ماند. نقدهاي خوبي از متين و نسترن و آقاي بيكپور پيرامون فضاي داستان شنيدم كه اميد دارم در بازنويسي كار اعمال كنم.

نوبت نسترن رسيد و او هم دو شعر ازليت بي‌نهايت و لعنت را برايمان خواند. خودمانيم نسترن شاعر خوبيست اما بايد از فضاي سياهنمايي فمينيستي كارش كمي بكاهد.

زبان شناسي را باز هم ميهمان پرويز البرزي و نسترن بيگي بوديم. بحث اين هفته گفتار به منزله‌ي كنشي ارتباطي بود. در اين بخش آقاي البرزي گفتار را مختص انسان دانسته بودند و فعاليت هر فرد براي برقراري ارتباط معنايي را كنش دانسته بودند. همچنين طبق نظر ايشان اين كنش‌ها در گروه‌هاي متفاوت فرهنگي و مذهبي و زباني داراي معاني متفاوت و مختص خود مي‌باشند و اين كنشچگذار است كه بايد فضاي كنش خود را درك نمايد. در تعريف كنش گذار آمده است، فرديكه عملي را با نيت قبلي براي دستيابي به هدفي خاص صورت مي‌دهد. بنابر اين تعريف هر اقدام فاقد آگاهي و هدف نمي‌تواند به منزله كنش باشد.  واكنش متاثر از شرايط كنش است. مانند واكنش به يك حمله و جنگ.

با ورود هادي عزيز بخش زبان شناسي به پايان مي‌رسد و نسترن به دليل قرار كاري‌اش ما را ترك مي‌كند و اين در حالي است كه ساعتي قبل متين هم ما را به دليلي مشابه ترك كرده است. با ورود هادي بحث داغي ميان آقاي بيكپور و هادي پيرامون شعر و كنش‌هاي شعري  واكنش مخاطب و نحوهچي انتشار اثر در گرفت كه در اين مجال نمي‌گنجد و اشاره به آن تنها براي خالي نبودن عريضه بود و فقط با ورود ميهمان بسيار عزيزمان مرجان اين بحث خاتمه يافت. آقاي بيكپور ادامه‌ي مباحث بسيار جذاب آموزش قوالب شعري را در دستور كار داشتند و اينگونه ادامه دادند كه هجاي كوتاه از يك صامت و يك مصوت تشكيل شده است و هجاي بلند يا كشيده، از يك صامت سپس مصوت و دوباره صامت. سپس ضمن ارائه‌ي يك تمرين فرمودند هر چهار هجا يك ركن را مي‌سازد. استثناهايي در ادبيات وجود دارد مانند حرف كه كه با وجود دو واج بودن يك هجاي كوتاه محسوب مي‌شود. و البته استثناهايي ديگر از جمله محسوب نشدن حرف نون در آخر كلماتي چون بان و غيره. همچنين طبق دستور زبان فارسي تمام اشعار كلاسيك يا متحدالاركان هستند و يا متناوب الاركان. در اينجا به علت ذيق وقت بحث زيباي دستور زبان به پايان رسيد و پرنيان هم به جمع ما اضافه شد. مرجان شعر كوتاهي را كه ب قبل پس از مدت‌ها براي من ارسال كرده بود خواند و بسيار هم مورد توجه و تشويق قرار گرفت.

جلسه را با خداحافظي از مرجان و ستاره‌ي عزيز به همراه هادي و آقاي بيكپور و پرنيان به سمت جلسه‌ي شعر خواني علي صفري ترك نموديم.

با مترو نيم ساعت بيشتر راه نبود تا محل برگزاري جلسات. علي صفري كمي ديرتر رسيد و همه‌ي ما را با آغوش گرم و صميمي پذيرفت و در جلسه هم چند بار كافه داستان و شخص بنده‌ي حقير را مورد لطف و مهرباني خود قرار داد. هادي و آقاي بيكپور هر كدام دو شعر خواندند و جدا و خارج از تعصب بسيار اشعار خوبي بود و ما را سربلند كردند. جلسه با شعر خواني دوستان و همراهان علي عزيز و در نهايت خودش به پايان رسيد و در راه برگشت اتفاق بسيار مباركي براي من افتاد و با آقاي رمضاني عزيز هم مسير شدم و ايشان بنده را از راهنمايي‌هاي بي بديل خود برخوردار نمودند.

ولي شب من و پرنيان به پايان نرسيد و به يمن وجود دو بليط تاتر در خانه‌ي هنرمندان تا ساعت ۲۱:۰۰ شاهد اين نمايش نسبتا معمولي پيرامون شركت پسري غواص در جنگ و اسارت او و در نهايت زنده به گوريش بوديم و بالاخره روز سرتاسر هنري من به پايان رسيد.

دوستدار هميشه‌ي شما

احسان رضايي، كافه داستان

دسته بندی:
  گزارش ها
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

3 دیدگاه

  • پرنیان says:

    ممنون احسان جان به خاطر گزارش کاملت که باعث شد ساعتی را که بالاجبار امتحان در جلسه حضور نداشتم و از مطالب دور بودم الان از آن استفاده کنم. روز بسیااار عالی و دوست داشتنی بود.

  • ستاره says:

    ممنون احسان جان این جلسه طولانی باعث شد با آرامش و حوصله بیشتری کار پیش بره و فکر می کنم می تونه خیلی مفید باشه البته اگه همه مثل من سروقت بیان به جلسه.
    و اینکه خیلی ممنون از گزارش خوبت

  • عباس says:

    ممنون احسان جان . واقعا روز خوب و مفیدی بود . امید که از این روزها بیش تر در عمرمون باشه .

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.