Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارش هشتادمین جلسه کافه داستان به قلم هادی غیاثوند

توسطehsan.rezaei 2 سالقبل5دیدگاه‌ها
خانه  /  گزارش ها  /  گزارش هشتادمین جلسه کافه داستان به قلم هادی غیاثوند

هادی غیاثوند شاعری است که با شعرهایش رنگ و بویی دیگر به جمع ما داده است. نمونه‌ای از اشعار او در سایت گذاشته شده است. این هفته از او خواستیم تا گزارش را بنویسد. و بسیار سریع به دست من رساند. از او برای سرعت عمل و دقتش سپاسگذاریم. امیدواریم این بخش از سایت هر هفته با قلم یکی از عزیزان کافه انجام شود تا شما همراهان همیشگی سایت از تکرار قلم و گزارش‌نویسی من و احسان خسته نشوید.

 

سلام به همه کافه داستانی ها

این جلسه یک توفیق نصیب من شده بود، اینکه شیوا را بعد از چند جلسه غیبت مشایعت کنم به سمت جلسه کافه. من و شیوا از کرج ساعت ۱۱:۱۰ به سمت تهران حرکت کردیم، ساعت ۱:۰۵ دقیقه به کافه رسیدیم. با ورودمان همه از حضور و دیدار شیوا خوشحال بودند. نسترن، ستاره، پرنیان و احسان.

جلسه را با مشورت در مورد اعتلای اهداف جلسات حضوری شروع کردیم و به اتفاق به این نتیجه رسیدیم که هر فردی در حیطه هنری که دنبال می‌کند اطلاعات کسب کند و در اختیار باقی دوستان بگذارد.

چون وقت را از دست داده بودیم بیهقی‌خوانی را به جلسه بعدی موکول کردیم.

نوبت زبان‌شناسی بود که طبق معمول با اجرای زیبای نسترن بیگی عزیز آغاز شد.

شروع زبان‌شناسی با جمله (زبان یک پدیده اجتماعی است) شروع شد و اینکه فلاسفه به کاربردهای زبان پرداختند تا به اهداف سخنگویان در به کارگیری زبان پی ببرند. این دسته از دانشمندان اعمالی مانند (دعوت کردن، پرسیدن، دستور دادن، درخواست کردن) را مورد توجه قرار می‌‌دهند. به‌طور خلاصه به این مسائل پرداختهشد. رفتار یا جهت‌دار است یا آگاهانه و یا بی‌جهت و ناآگاهانه. رفتار جهت‌دار و آگاهانه، عمل، یا کنش و یا فعالیت تلقی می‌شود. کنش یا فردی است و یا جمعی. کنش جمعی تعامل اجتماعی محسوب می‌شود. تعامل اجتماعی یا به کمک کنش‌های عملی شکل می‌گیرد و یا به کمک نشانه‌های کلامی یا غیرکلامی اجرا می‌شود. نشانه‌های کلامی یا غیرکلامی ارتباط گفتمان را شکل می‌دهند.

ساعت ۲:۰۰ شده بود که زنگ به صدا در آمد و امیر داودی دوست‌داشتنی به جمع‌مان اضافه شد.

داستانی با نام تولد به قلم اسماعیل فصیح برای مطالعه و نقد در جلسه در سایت قرار گرفته بود و حالا نوبت به این بخش بود. نسترن کلیتی از داستان را گفت و نظرش را به این شکل شروع کرد که این داستان یک داستان موقعیت است. تمام افراد تیپ هستند. و در دسته داستان‌های ناتورالیست قرار می‌گیرد. داستان حول محور وراثت و تاثیر محیط بر انسان می‌چرخد. از نظر نسترن اسماعیل فصیح چاله بین داستان عام و روشنفکرانه را از بین برده است به مقایسه چوبک و فصیح از نظر دید ناتورالیستی پرداخت. از من پرسیدند به نظرت لایه زیرینی در داستان احساس میکنی و من گفتم نه. امیر، فصیح را حافظ‌شناس دانست و به نظرش نویسنده خیلی در داستاناش لایه زیرینی را مد‌نظر قرار نداده بود. احسان گفت باید امروزی‌تر مینوشت ولی شیوا مخالف بود.

زنگ دوباره به صدا درآمد، جعفر پوینده مهمان عزیز این هفته کافه بود. خواستیم تا از خودش برای ما بگوید.گفت تقریبا از سال ۸۸ به بعد داستانی ننوشته و به تئاتر و سینما گرایش پیدا کرده است. احسان روند کاری جلسات را مختصر برایشان توضیح داد.

نوبت داستان بچه ها بود. ابتدا احسان شروع به خواندن کرد. داستانی با نام (حرف آخر)

داستان را همان روز نوشته بود و به‌قول خودش نقطه آخر داستان را ساعت ۱:۰۰ گذاشته بود.

داستان به این شکل پایان پذیرفت: «مریم آخه دوستت دارم.»

اول من نظرم را گفتم که قسمتی از داستان چون با بیان خودش بود قابل درک بود وگرنه به صورت مکتوب مطمئنا خواننده این قسمت را درک نمیکند و امیر هم با نظرم موافق بود، ستاره گفت باید دوباره بخونم تا بتونم نظر بدم. احسان جرقه اولیه این داستان را برای بچه‌ها توضیح داد که تغییرش داده، و اکثر بچه‌ها درخواست کردند تغییری در اصل ایده اولیه ایجاد نکند و به مجموعه تبدیلش کند. نسترن دوست نداشت این کار را و به‌ نظرش پیوستگی نداشت، پرنیان شخصیت رامین داستان را دوست داشت. نوبت به نقد امیر رسید، امیر گفت داستان با مخاطب شروع میشود و خوبه، هم‌چنین شخصیت پردازی، از نظر امیر ضربه‌ای توی اطلاعات پیش برنده این داستان نیست و یک جمله از داستان را کلیشه‌ای دانست. جناب پوینده هم نظر کلی دادند، و اعتقاد داشتند در داستان توضیح زمانی جایز هست که لازم باشد و تفنگ چخوف را مثال زدند. و گفتند عمده شخصیت پردازی در دیالوگ‌هاست. ایشان به زبان اعتقاد داشتند و زبان تصویر و از نظرشان زبان روزمره جذابیتی در کار رئال ندارد و نویسنده باید به دنبال دیالوگ‌های جذاب باشد.

ساعت ۳:۰۰ شده بود و یکی از اعضای قدیمی کافه با ورودش غافلگیرمان کرد، علیرضای بسیار محجوب.

نوبت به داستان جناب پوینده رسیده بود ولی تا لب تاب را راه‌اندازی کنند احسان از شیوا خواست یکی از اشعار جدیدش را بخواند و برای اولین بار شیوا بدون بحث و مقاومت گوشیش را درآورد و شروع به خوان شعر زیبایی کرد، همه لذت بردند.

بعد من هم شعری که یک روز قبل آماده کرده بودم را خواندم که به‌خاطر طولانی بودن مصراع‌ها خوانش سختی داشت. هنوز داستان جعفر پوینده عزیز آماده نشده بود و من یک شعر دیگر خواندم و بعد از من باز هم شیوا شعر دومش را خواند که از نظر امیر زبانش خیلی قدیمی بود.

داستان جعفر عزیز آماده شده بود با نام (تار و مبهم)

خیلی آهسته داستان را میخواند و بعد از اتمام داستان علیرضا این داستان را تصویری دانست، نسترن آخر داستان را دوست داشت، از نظر امیر داستان خیلی روایت تصویر بود و نویسنده سعی کرده بود دیالوگ را از کار حذف کند و روایت جزییات را دوست داشت ولی یک مقدار زیاده‌روی شده بود، شیوا این بین پرسید هدف از این داستان چی بوده است. استنباط احسان این بود که تمام شخصیت‌های داستان یک نفر بوده و از نظرش یک داستان مکانیکی بود و در لحن کار ایراد میدید، ولی امیر مخالف بود و نارسایی داستان رو به‌ دلیل نداشتن کدهایی برای اتصال قسمتهای پراکنده داستان می‌دانست که من و نسترن با امیر هم عقیده بودیم. نسترن گفت داستان‌های به این شکل خشک را میپسندد و در آخر امیر گفت زبان درست نیست نه لحن.

امیر شعر جدیدی را خواند که نسترن بسیار دوست داشت و بقیه هم خوششان آمد.

نوبت داستان نسترن بود (همیشه و فقط بودیم)

امیر از معدود دفعاتی بود که داستانی از نسترن را دوست نداشت، پرنیان اعتراف را در داستان دوست داشت، امیر از پرنیان پرسید راوی داستان کی بود، و پس از جواب ندادن پرنیان رو به بقیه کرد و برای دیگران هم مجهول بود، و از نظر امیر این ضعف بود. در قسمت‌هایی از کار به منابع بیرون از متن داستان ارجاع داده شده بود که امیر نظرش این بود که چون آن منبع خیلی بارز نیست و کسی اگر اطلاعی از آن موضوع نداشته باشد کلی از داستان را از دست میدهد پس بهتر است یا توضیح بیشتری در داستان بیاید یا حذف بشود و علیرضا هم موافق بود.

جناب پوینده هم برای‌شان سوال بود که چرا نویسنده سراغ افراد خارج از متن رفته؟

دوست جدیدمان جعفر پوینده داستان دیگری خواندند. برخلاف داستان اول همه خیلی زود با داستان ارتباط برقرار کردند، یک داستان فانتزی که از نظر احسان کاملا فاکتورهای داستان فانتزی توی داستان مشهود بود، من از داستان لذت بردم، احسان گفت دوسش داشتم و از نظرش تکنیک داستان دایره‌وار بود. و باقی هم رضایت در چشم‌شان دیده می‌شد.

اواخر جلسه بود و امیر درخواست کرد شعری بخواند از علی پورشیخ که نوعی شعر روایتی و داستانی بود بسیار زیبا که صدای زیبای امیر شعر را بسیار زیباتر کرده بود.

جلسه با خواندن یکی از شعرهایم به پایان رسید یک مثنوی ضد عشق.

این هفته جای خیلی از دوستان خالی بود ولی عباس بیکپور عزیز بیشتر از دیگران نبودش احساس میشد و این جلسه بدون او گذشت. هر چند من یادشان کردم.

دسته بندی:
  گزارش ها
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

5 دیدگاه

  • احسان رضایی says:

    جدا چه كار خوبي كرديم كه گزارش نويسي را دوباره ميان اعضا پخش كرديم. قلم گيرايي داري هادي جان و بنظرم براي قوام بيشتر بد نيست مقاله و گزارش روزنامه نگاران حرفه‌اي را بخواني. البته اين كاريست كه مهمه‌ي ما بايد انجام دهيم و در طول روز دست ك يك يا دو سرمقاله و گزارش بايد بخوانيم. اداي جزئيات برايم خيلي جالب بود و براي اين ياآوري شيرين از تو ممنونم.
    سرافراز باشي

  • هادی غیاثوند says:

    ممنونم احسان عزیز،امیدوارم مقبول واقع شده باشه،از اینکه به من اعتماد کردین و این وظیفه رو به من محول کردین سپاسگزارم

  • پرنیان says:

    هادی جان خیلی دوست داشتم گزارشتو و برام جالب بود شما هم مثل من علاقه ای در نگارش جزییات داری مثل بیان ساعت.به صدا در آمدن زنگ و … من و شما گزارش نویس نیستیم ولی احساس میکنم گزارش ما خیلی خوشمزه بود ;-).
    لذت بردم ولی ایکاش از شعرهای خونده شده هم میگذاشتی.

  • داروگ says:

    درود بر دوستان جان/خوش بحالتون یه جایی رو دارید که واسه علایق تون وقت میذارید/شاد باشید

  • نسترن بیگی says:

    مرسی هادی جان البته من قبل شروع گزارش حرفمو زدم. اما تشکر ویژه من برای به موقع رساندن گزارش بود. و ممنونم که با دقت به اتفاقات گزارش پرداختی.

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.