Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارش نود و دومين جلسه كافه داستان (نسترن بيگي)

توسطehsan.rezaei 1 سالقبل5دیدگاه‌ها
خانه  /  گزارش ها  /  گزارش نود و دومين جلسه كافه داستان (نسترن بيگي)

در ابتدا، بابت عدم گزارش سه جلسه از جلسات كافه داستان از شما همراهان هميشگي و عزيز كافه پوزش مي‌طلبم.

جلسه این هفته با حضور ستاره مشکین، احسان رضایی و من، نسترن بيگي برگزار شد. در ابتدا صحبتی داشتیم پیرامون اینکه نوشتن اولویت چندم زندگی‌مان است و اصلا برای چه می‌نویسیم؟ و بعد درباره ساختمان طرح و شخصیت‌ پردازي در داستان حرف زدیم. اینکه باید قبل از نوشتن داستان طرح را بدانیم و شخصیت‌مان را به خوبی بشناسیم از اسم و شغل و سن و ظاهر و…

بعد از آن پرداختیم به بحث آموزش با کتاب باغ در باغ گلشیری عزیز که درمورد داستان‌نویسی جمال‌زاده بود.

به ذن گلشيري، قصه و حکایت‌های قدیمی هیچ ‌ساختمانی ندارند، حتی می‌شود قسمت‌های زیادی از آن را حذف کرد بدون اینکه کمبودی حس شود، می‌شود جای بعضی قسمت‌ها را عوض کرد، می‌توان از آغاز پایان داستان را حدس زد، تنها چیزی که از قصه در یادمان می‌ماند نتیجه اخلاقی آن است، و در انتها نویسنده و خواننده هیچ‌کدام چیز تازه‌ای به دست نمی‌آورند.

اما داستان خوب را نمی‌شود خلاصه کرد یا به‌طور شفاهی برای کسی نقل کرد، بعد از خواندن یک داستان خوب احساس نمی‌کنیم که یک جمله یا حادثه ما را مجذوب کرده است بلکه کل داستان ما را به خود جذب کرده، درواقع تمام آدم‌های داستان و کارها و حرف‌ها و مکان و زمان و نثر نویسنده و ترتیب و نظم ماجرا و خیلی چیزهای دیگر جوری درهم تنیده‌اند که نوشتن آن جز به این صورت غیرممکن می‌نماید.

داستان خوب هیچ‌گاه نتیجه اخلاقی را مستقیم به زبان نمی‌آورد بلکه در دل داستان پنهان و خواننده در جستجوی کشف آن است. گاهی حتی خود نویسنده نمی‌داند برخورد دو آدم یا وقوع يك حادثه به چه نتیجه‌ای ختم می‌شود. او تنها وقايع و شخصيت‌ها را مقابل هم قرار می‌دهد و آن‌وقت ناگهان چیزی را کشف می‌کند. درنتیجه، مخاطب پس از خواندن داستان حس می‌کند چیز تازه‌ای به‌دست آورده است.

جمال‌زاده، راه را برای رسیدن به چنین داستان‌هایی باز کرد. پس از کتاب “یکی بود، یکی نبود” بود که صادق هدایت، صادق چوبک،  بهرام صادقی و بسیاری دیگر توانستند نمونه‌های خوبی به‌وجود آورند. این کتاب دارای شش داستان کوتاه است. “فارسی شکر است”، “دوستی خاله خرسه”، “رجل سیاسی”، “درددل ملاقربانعلی”، بیله‌دیگ، بیله‌چغندر” و “ویلان‌الدوله”.

به عقیده گلشیری از این شش داستان “فارسی شکر است”، “دوستی خاله خرسه” و “درددل ملاقربانعلی” هنوز هم خواندنی و جالب هستند و سه داستان دیگر ارزش چندانی ندارند. از آنجایی که ما در نشست داستان “درددل ملاقربانعلی” را خواندیم من کاملا مخالف این گفته گلشیری هستم و به نظرم “ویلان‌الدوله” به‌مراتب بهتر از این داستان است. به‌هرحال گلشیری خواندن این کتاب را واجب می‌داند. و درضمن تاکید می‌کند موقع خواندن به یاد داشته باشیم که نثر این کتاب براي پنجاه سال پیش است.

گلشیری درمورد داستان “فارسی شکر است” بيان داشته، جمال‌زاده توانسته از حکایت و قصه فاصله بگیرد و به سمت داستانی شدن پیش برود. البته در آن زمان و پس از انتشار این کتاب مورد توجه قرار نگرفت و حتی مورد حمله کهنه‌پرستان واقع شد طوری که جمال‌زاده ۲۰ سال تمام دست از نوشتن برداشت، و زماني برگشت که نویسندگانی باقدرت‌تر از او کار را دنبال می‌کردند. یادمان باشد نویسندگی کاری است مداوم که وقفه‌های طولانی بدان لطمه می‌زند.

همچنين هوشنگ گلشيري در كتاب “باغ در باغ” پيرامون شعر مي‌پردازد به محتوي اشعار پارسي.

به عقيده او محتوی و شکل شعر دوپاره منفصل یک واقعیت نیستند. زیرا فقدان هر كدام باعث ايجاد لطمه به شعر و دور شدن از زيبا نگاري شاعرانه مي‌گردد. گاه شعر فاقد زیبایی شکل و فرم است و بدون استعاره و سمبل که به راحتی و در سطحی‌ترین حالت ممکن می‌توان محتوای موردن ظر را فهمید. و گاهي نيز شاعری با تقليد از شعراي ديگر و كنار هم گذاشتن كلمات طبق قواعد، اقدام به ساختمان سازي شعر مي‌نمايد بدون در نظر گرفتن مضمون و محتوي. درواقع شعر خوب آن است که نتوان بدون خواندن تمام مصرع‌ها و یا به ‌یاد آوردن تمام شعر به محتوی آن دست پیدا کرد.

با این‌حال باز می‌توان شعر شاعران معاصر را به سه دسته تقسیم کرد:

اصالت محتوی: قبلا شاعر به محتوی اندیشیده و بعد به جستجوی تصاویر می‌پردازد. در سطح نازل آنانی هستند که لاشه‌ای از محتوی را بر دوش دارند و بعد به دنبال گور وزن و تصویر هستند. و در سطح قوی‌تر شاعر معنایی را جست‌وجو می‌کند ولی با تسلط بر مصالح شعری پیش می‌رود و این‌گونه است که ماندگار می‌شود.

اصالت شکل: شکل ظاهری و درونی شعر. در سطح نازل شاعرانی که از شکل و تکنیک شاعران برتر تقلید می‌کند و درواقع زبان خود را ندارند. و هرچند با چم و خم‌ها آشنا باشد تنها خوشه‌ چینی است از تجربه دیگران. و کسانی دیگر به علت تجربه ممتد به تکنیک خاص دست پیدا کرده‌اند و فقط به فرم شعر اندیشیده‌اند و با تضاد و تقارن و درخشش کلمات و برخورد آن‌ها به محتوی دست می‌یابند.

اصالت شعر: با یگانگی شکل و محتوی است که به اوج شعر می‌رسیم. در واقع شعر مطرح است. کلمات برای شاعر اصل پرخون و زنده هستند. و تا زمانی که آخرین کلمه شعر خوانده نشده است نمی‌توان به محتوی آن دست پیدا کرد.

درکل نمی‌شود برای شعر حدودی قائل شد و راه و روش تعیین کرد. اما تفاوت شاعر اجتماعی با شاعر آن است که اولی مسئولیت عظیم‌تری بر دوش دارد و توفیق در این زمینه که شعر باشد نه شعار، کاری دشوار اما ممکن است. و باید این مسئولیت را در درجه اول حس کند. و در بند باد و مباد گفتن و حکم صادر کردن نباشد. امثال نیما، شاملو و… تن‌پرور نبودند و مسئولیتشان را حس کرده بودند. و برای همین است ماندگارند و یک سر و گردن بالاتر از دیگران.

داستان “درد و دل ملاقربانعلی” از جمال‌زاده را خواندیم و بی‌تعارف سر درد گرفتیم از لحن و روایت. قبول که موضوع برای زمان خودش بسیار نو بود و مطرح‌ کردنش نیاز به شهامت و شجاعت داشت. اما نحوه ارائه خوب نبود و داستان‌های دیگرش خیلی بهتر از این داستان است. بعد به این نتیجه رسیدیم که حالا گلشیری عزیز پیشنهادی داده است اما بهتر است نخوانیم.

ستاره عزیز داستان خود را با نام “بادام تلخ” خواند که نظر هر دو ما این بود که خوب؟ بعدش. درواقع داستان مرگ پدر بود و ستاره اصرار داشت ادامه دارد و ما می‌گفتیم چه ادامه‌ای؟ وقتی پدر مرد با توجه به نحوه روایت کردنت داستان تمام شده است.

احسان جان داستانی خواند به نام “مگس سفید” که بازنویسی یک داستان قدیمی بود. نظر بر این بود که داستان قبلی بسیار بهتر از این بازنویسی جدید بود. ارجاعات بیرونی به کار داستان نیامده بود. توضیحات ابتدای داستان که طعنه به فلسفه می‌زد ارتباطی با موضوع داستان نداشت. و اینکه کار دو لحن شده بود.

به بحث درباره آهنگ و شعر و تکست‌های رپ پرداختیم. چند اهنگ بسیار خوب گوش کردیم و جلسه عالی و مفیدمان را در محیطی صمیمی تمام کردیم.

روزهایتان پر از آرامش.

دسته بندی:
  گزارش ها
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

5 دیدگاه

  • ایرج بلوچی says:

    سلام بر دوستان عزیز کافه داستان

    از اینکه جمعتون رو جمع می بینم خیلی خوشحالم. نسترن خانم جاتون خیلی خالی بود. به امید کار بیشتر و روزهای بهتر،

    خسته نباشید.

  • گزارش مختصر و مفید شما کافه داستانیهای عزیز را خواندم …امید که این جمع که درعرصه محجوب و بی مواجب قلم تلاش می کنند مستدام باشند و فرصتی پیش آید که اینجانب نیز در جمع شما شنونده ای باشم …..

  • احسان رضایی says:

    اين جلسه به همت دوستان بسيار خوب بود. با وجود اينكه از نظر تعداد كم بوديم ولي از لحاظ كيفيت واقعا خوب و با كيفيت برگزار مي‌شود جلسات. اميدوارم در جلسات بعدي ساير عزيزان هم فرصت شركت پيدا نمايند تا جلسات همانند گذشته با تعداد و كيفيت برگزار شود.

  • نسترن بیگی says:

    سپاسگذارم از همه عزیزان. ممنون اقای بلوچی عزیز
    کنار شما بودن بسیار عالی است

  • محمدرحیمی says:

    سلام نسترن.من فکرکنم دراین قسمت نظردادم ولی الان نیست/شایدم جای دیگه ای این بحثوگذاشتی من خوندم ونظردادم .به هرصورت/گزارش نسبتاجامعی بودوهمونطورکه گفتی یا احسان گفت کیفیت جلسه تون بالا بوده /خیلی این صحبتا بدردم خورد/نمی گم اصلا نشنیده بودم/نه /ولی تداعی خوبی شدویکجا خوندم /کیف کردم/درودبرتو

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.