Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارش شصت و نهمين جلسه كافه داستان به قلم احسان رضايي

توسطehsan.rezaei 2 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  گزارش ها  /  گزارش شصت و نهمين جلسه كافه داستان به قلم احسان رضايي

به نام خدا

 

به لطف استاد گرانقدر غلامرضا آذرهوشنگ شصت و نهمين جلسه كافه داستان باز هم همانند هفته گذشته در منزل ايشان برگزار شد. اين جلسه ميهمان عزيزي به همراه داشت به نام فاطمه سيد طالبي از اهالي تاتر كهلطف نموده و ما را همراهي كرد. جلسه با بحث جدي پيرامون نوشتن گزارشات جلسه آغاز شد. چراكه شيوا كه در اين جلسه غايب بود و جاي خود را به جناب مزيناني بزرگوار داده بود، علي ارقم قولش براي نوشتن گزارش اين مهم را به انجام نرسانيده و در سواحل نيلگون شمالي روزگار به سر برد. به هر حال من با قول و گزيدن لب و اين تن بميره چشم و هزار ترفند ديگر نسترن خشمگين را دلدلاري دادم و حالا از ترسش است كه گزارش را صبح شنبه منتشر مي‌نمايم.

نسترن البته به دليل مشغله فراوان در هفته گذشته نتوانسته بود مبحث جديدي از دستور زبان را آماده نمايد با اين وجود به يمن حضور آقاي مزيناني و ميهمان عزيزمان يك دوره خيلي سريع نسبت به مطالب گفته شده مخصوصا ساختار افعال مغفول مانده انجام شد.

در ادامه نسترن داستاني به نام مرگ لوهنگرين اثر نويسنده شهير آلماني هاينريش بل را خواند. روايتي سيال وار از ذهن كودكي تير خورده در جريان جنگ جهاني كه با هر سوال پرستار خيلي بي ربط خطي از زندگي گذشته اش را مرور مي‌نمود. آلمان در حال جنگ، درد و نفرت او از جنگ و جنگيدن دست مايه خوبي براي نگاشتن اثر شده بود و ماند اكثر داستان هاي بل طعنه هايي هم به مذهب و عروسك گردانان آن نيز قابل رويت بود.

نقد را مانند هميشه خودم شروع كردم. به نظرم داستان زبان خشني داشت و اوهام گويي كودك در حال مرگ بر شدت تلخي اثر مي‌افزود. جزئي نگري بل در بيان تصاوير و احساسات همچون خراشيدن سينه مرد پناه گرفته بر روي سنگ‌هاي ترابانتين براي در امان ماندن از تير دشمن ذهن را به شدت در گير مي‌نمود. در ادامه بحث به جايي كشيد كه من ادعا نمودم زبان پارسي با كمبود واژه و پويا نبودن درگير است كه با مخالفت آقاي مزيناني و نسترن مواجه شدم. به هر حال هنوز هم معتقدم زبان پارسي يك زبان اهنگين و شعر گون است و براي موجز نمودن يك عبارت بسيار مناسب و نمونه هايي هم آوردم مانند:

اگر با من نبودش هيچ ميلي                                                   چرا ظرف مرا بشكسته ليلي

كه به معناي علاقه و عشق است و اگر همين مضامين را در ادبيات اروپا دنبال كنيم به اين سادگي قابل بيان نيستند. و اساسا واژه هاي زبان پارسي معناهاي بسيطي را در بر دارند. باري داستان با مرگ كودك به پايان مي‌رسد. گويي بل هرگز نمي‌گذارد تلخكامي از جهان داستان و حتي مخاطب خود رخت بربندد.

مردي ميان كفش‌ها و چترها، داستان بازنويسي شده من بود. تكنيك نگارش دستخوش تغييرات بنيادي شده بود و خودم هم با نسترن و ستاره كه تازه بعد از اين داستان پر رنگ شده بود هم قول بودم كه زبان اثر به زبان خودم شبيه شده و انگار كه من زبان خود را در نگارش داستان يافته ام. ماجرا مانند گذشته روايتگر زني است تنها كه در اوهام با مردي هم بستر شده و زندگي مي‌كند. مردي كه ما نمي‌دانيم كجا و كي او را ترك كرده ولي او تصميم گرفته است همچنان با سايه او زندگي كند.

بعد از من نسترن شعري خواند بي نام كه ترجيه دادم آن را در سايت منتشر كنيم تا مزه اش دوچندان شود.

آقاي مزيناني عزيز دست خالي نيامده بود و داستاني رو كرد به نام “او و من” ايشون در زمينه تكنيك نگارش خوب پيشرفت كرده اند و داستان به روش گفتگوي ذهني يك خانم و آقا در محل كار نگاشته شده بود. به ايشان گفتم كه برداشت ذهني منحصرا از ديده شخصيت بر مياد و ضعف كار آنجاييست كه نويسنده بدون نشان دادن تصوير روبرو فقط برداشت ذهني خود را مي‌گويد. نسترن هم به نبودن تفاوت بين لحن دونفر ماجرا اشاره نمود كه مورد تاييد همه بود.

در آخر ميهمان عزيزمان فاطمه خانوم سيد طباطبايي بازيگر، نويسنده تاتر و تلويزيون، داستاني از خود خواند كه به عقيده من ناشي از قلم توانايش بود. ماجراي دو پيرزن در يك آسايشگاه سالمندان كه به زيبايي و درستي روايت شده بود و بيانگر تنهايي ها و عشق‌هاي زمان گذشته و حال بود.

به اميد تداوم همراهي شما با كافه داستان.

دسته بندی:
  گزارش ها
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.