Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارش حضور اعضاي كافه داستان در بيست و هشتمين نمايشگاه كتاب تهران

توسطehsan.rezaei 3 سالقبل1 دیدگاه
خانه  /  اخبار  /  گزارش حضور اعضاي كافه داستان در بيست و هشتمين نمايشگاه كتاب تهران

به نام خدا

 

هماهنگي ها از چند روز قبل صورت گرفت. در تمامي شبكه‌هاي اجتماعي مرتبط با كافه داستان اطلاع رساني انجام داديم. صبح جمعه پيش از گشايش درهاي غرفه‌هاي كتاب به محل نمايشگاه در مصلاي تهران رسيديم. حدود ۱۰ نفري مي‌شديم و تازه فهميدم چرا مصلي بدترين جاي ممكن براي برگزاري نمايشگاه كتاب است. تقريبا هيچك نتوانستيم همديگر را به ۲۰۱۵۰۵۰۸_۱۰۳۷۴۵راحتي پيدا كنيم. علي صفري را آنقدر دواندم كه خيس عرق بود و ايلناز حقوقي خسته شد و رفته بود به شبستان و منتظر شماره راهرو بود تا همديگر را بيابيم. نسترن، ستاره، احسان كاظمي و زهرا فرخي از در بهشتي آمدند و ما از در قنبر زاده و آزاده از در مصلي. خدا پدر تلفن‌هاي همراه را بيامرزد وگرنه هنوز در نمايشگاه بدنبال يكديگر مي‌گشتيم. باري علي را ديديم و هم را در آغوش كشيديم و خوشحال بودم كه جشن رونمايي كتابش است و ما هم حضور داريم. به اتفاق داخل شبستان شديم و ايلناز هم زنگ زد و يكديگر را يافتيم. چه جمع صميمي و با شكوهي. باور كنيد تا بحال در نمايشگاه كتاب اينقدر شاد نبودم. انتشارات فصل پنجم، جايي كه مجموعه شعر علي صفري در آنجا رونمايي شده بود. “وقتي كنارت چاي با عطر تو نوشيدم” مجموعه شعر علي توي دست هممون بود و با شور شوق امضاء مي‌گرفتيم. ايلناز علي را اذيت مي‌كرد كه چرا فقط مي‌نويسي تقديم مي‌كنم و چرا نه حرف بيشتري. توي چشماي علي ديدم كه كه ميگفت بقيه حرفامو تو كتاب بخونيد. كنار هم ايستاديم و چند عكس هم به رسم يادگار انداختيم. در غرفه فصل پنجم آقاي جنتي و اميد صباق نو هم بودند كه آشنايي با آن‌ها افتخاري بود. دسته گل‌هامان را به علي صفري هديه داديم و همراه ايلناز حقوقي به انتشارات نيماژ رفتيم. ايلناز صميمي و مهربان ما را به نيماژي‌ها معرفي نمود و گفت دوستانش هستيم. و چقدر باعث افتخارمان بود اين دوستي. همان شوخي و بذله گويي‌ها و تقديم دسته گل و امضا و شعر و شعور تكرار شد. ايلناز حقوقي شاعري زنده رو و بشاش اهل آذرآبادگان با مجموعه “خودكش چاره نهنگ نبود” از ما پذيرايي نمود و جمع ما در كنارش شاد بود. مجبور بوديم دل بكنيم از آن همه زيبايي به اميد فرداهايي كه مي‌آيد و جمع‌هاي صميمي ديگر.

راستي، جاي همه تان خالي بود ….

دسته بندی:
  اخبار
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

یک دیدگاه

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.