Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

گزارشی از دومین شب داستان برج میلاد تهران

توسطehsan.rezaei 4 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  اخبار  /  گزارشی از دومین شب داستان برج میلاد تهران

پیش از خواندن این گزارش لازم دانستم توجه شما را به دو مطلب جلب کنم. ابتدا بحث تیراژ کتاب که جناب مستور پیش کشیده اند و جمله (در ایران ادبیات عامه پسند معنا ندارد) ایشان. دلسرد نشوید. یکی از بزرگترین رسالت های کافه داستان افزودن به این مخاطبان اتفاقا بسیار عام است. اما مهمترین برداشت، آن است که حال که دغدغه مخاطب وجود ندارد دست کم ما به عنوان نسل بسیار نوی شعر و داستان کشور باید فقط دغدغه بالابردن سطح تکنیک و قالب آثارمان را داشته باشیم. و مطلب دیگر هم کتاب (من منچستر یونایتد را دوست دارم) آقای یزدانی خرم است که این هفته در کافه داستان کمی راجب آن صحبت شد. پیشنهاد می کنم حتما این رمان را تهیه کنید و بخوانید البته  این قول را می دهم در آینده نزدیک یکی از دوستان کافه داستان شرحی از جناب یزدانی خرم و این رمان ایشان، برایتان در وبلاگ قرار دهد. حال برسیم به گزارش:

دومين شب از شب‌هاي داستان برج ميلاد تهران، با حضور احمد اكبرپور، مريم حسينيان، مهدي غبرايي، مصطفي مستور و مهدي يزداني‌خرم

برگزار شد.

در این شب، مصطفی مستور نويسنده «روي ماه خداوند را ببوس»، به جای داستان، آخرين شعرهاي خود را براي حضار خواند. او پیش از خواندن

شعرهایش گفت: من اهل داستان خواندن نيستم. نه مي‌توانم داستان خودم را بخوانم و نه مي‌توانم به داستان خودم گوش كنم، به همين دليل ترجيح مي‌دهم شعرهاي خودم را براي شما بخوانم.

وي درباره موضوع شعرهايش گفت: دلیل سرودن اين شعرها، گربه همسايه ‌ما بوده است. زماني كه در اهواز و در خانه‌هاي سازماني زندگي مي‌كردم، گربه‌اي در مجموعه ما زندگي مي‌كرد كه بسيار باشخصيت بود و غم نان، عذر تحقيرش نمي‌شد و به خاطر يك لقمه نان، اجازه نمي‌داد كسي به او دست بزند و نوازشش كند. بقيه گربه‌ها معمولا اينگونه هستند كه با غذا گرفتن از دست انسان‌ها با آنها دوست مي‌شوند ولي گربه همسايه ما حتي فاصله‌اش را هم با انسان‌ها حفظ مي‌كرد و همين باعث شد درباره اين گربه، شعر بنويسم.

مستور همچنين در پاسخ به جواد عاطفه – مجری برنامه – درباره وضعيت تيراژ كتاب گفت: به نظر من تيراژ كتاب در ایران منطقي است و نبايد از جمعيت كثيري كه به هنرپيشه‌ها، وزرشكاران و سلبریتي‌هاي درجه سه توجه و علاقه نشان مي‌دهند، انتظار داشته باشيم که كتاب‌هاي فلسفي بخوانند يا كتاب خواندن را در اولويت زندگي خود قرار دهند؛ واقعیت این است که مردم تماشای سریال‌ها را به کتاب خواندن ترجیح می‌دهند. به همين دليل هم اساساً با لفظ «ادبيات عامه پسند» موافق نيستم و آن را اشتباه مي‌دانم.

احمد اكبرپور، نويسنده كودك و نوجوان نيز كه در اين شب حضور داشت، يك داستان كودك با عنوان «غول و دوچرخه» و يك داستان كوتاه طنز از كتاب «كشكول تحت ويندوز» را براي حضار خواند.

وي درباره ويژگي‌ها و تفاوت‌هاي داستان‌نويسي براي كودكان و بزرگسالان گفت: به نظرم نوشتن براي كودكان و نوجوانان، اصول متفاوتي دارد و شخصيت‌پردازي‌ها، تعليق‌ها و همين‌طور ذخيره واژگاني در اين حوزه تنگ‌تر و در عين حال متفاوت‌تر مي‌شود.

نويسنده «رؤیاهای جنوبی» ادامه داد: متاسفانه در كشور ما هنوز كسي نوشتن براي كودك و نوجوان را جدي نمي‌داند و معمولا بعد از اينكه توضيح مي‌دهم چه كتاب‌هايي براي كودكان و نوجوانان نوشته‌ام، از من مي‌پرسند «كار جدي نداريد؟» و جالب‌تر از همه اينكه، من يك كار براي بزرگسالان منتشر كرده‌ام كه همان يك اثر هم جنبه طنز دارد! با اين تفاسير به نظر مي‌رسد هنوز به جديت در كار نويسندگي نرسيده‌ام.

پس از اكبرپور، نوبت به داستان‌خواني مريم حسينيان رسيد و او داستان منتشر نشده «مرجان‌ها» را براي حضار خواند.

مهدي غبرايي، مترجم باسابقه كشورمان نيز با حضور در دومین شب از سومین دوره شب‌هاي داستان برج ميلاد، بخشي از رمان «جنگل نروژي» نوشته هاروكي موراكامي را قرائت كرد.

وي درباره این رمان گفت: من تاكنون هفت اثر از هاروكي موراكامي ترجمه كرده‌ام و «جنگل نروژي»، تنها رمان اين نويسنده به حساب مي‌آيد كه شگردهاي پيشين اين نويسنده همچون رئاليسم جادويي، مولفه‌هاي پست مدرن و … را ندارد و به سبك كلاسيك نو نوشته شده است؛ سبكي كه همينگوي، كارور و كساني از آن استفاده كرده‌اند كه مورد علاقه موراكامي بوده‌اند و او داستان‌هاي آنها را به زبان ژاپني براي هموطنانش برگردانده است.

مهدي يزداني‌خرم، نويسنده و روزنامه‌نگار ادبي، آخرين ميهمان برنامه شب‌هاي داستان بود كه بخشي از رمان منتشرنشده خود را با نام «خون» خواند.

وي پیش از داستان‌خوانی با اشاره به وضعيت مجلات ادبي در ايران گفت: به نظرم ما دچار بحران منتقد هستيم و حواشي‌اي كه در فضاي ادبي ايران وجود دارد، باعث شده كه كمتر سرمايه‌گذاري، قانع به سرمايه‌گذاري در اين نوع مجلات شود.

نويسنده «من منچستر یونایتد را دوست دارم» افزود: طي سال‌هاي گذشته در نشر چشمه، اتفاقات خوب و بد بسیاری رخ داده است؛ برخي از كتاب‌ها تاييد شده‌اند و برخي رد. از سوی دیگر حاشيه‌هايي كه گريبان ادبیات ما را گرفته، زیاد و خسته‌كننده شده است و من شخصا از این حاشیه‌ها خسته شده‌ام. از همه اينها بدتر، جملات و واژه‌هايي است كه از عده‌اي شنيده مي‌شود با اين عنوان كه «ما نويسنده واقعي نداريم» يا «منتقد واقعي نداريم» و من نمي‌دانم تعريف «واقعي» از نظر اين دوستان به چه معناست و منتقد و نويسنده بايد چه ويژگي‌اي داشته باشد تا «واقعي» شود با همه اينها به آينده خوشبينم و منتظر اتفاقات خوب و خوشايند هستم.

دسته بندی:
  اخبار
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.