خانه / مقالات / چگونه داستان بنويسيم بخش اول طرح (احسان رضايي)
images

چگونه داستان بنويسيم بخش اول طرح (احسان رضايي)

به نام خدا

نگرشي بر طرح رمان

در ابتدا لازم مي‌دانم توضيح كوتاهي راجع به طرح داستان ارائه نمايم.

پِیرنگ یا طرح یا پلات (Plot) در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، به توالی منظم اعمال و حوادث داستان که مبتنی بر رابطه علت و معلولی است، اطلاق می‌شود. در یک اثر داستانی ممکن است علاوه بر پیرنگ اصلی، یک یا چند پیرنگ فرعی نیز وجود داشته‌باشد.

به باور من طرح به معني اصل درونمايه يك داستان است. هر نويسنده بايد بتواند طرح يا منظور خود را از نوشتن داستان بداند و بتواند بصورت خام و بدون پيرنگ بيان كند. از ويژگي‌هاي يك طرح خوب جذابيت، تكراري نبودن و نگاه خاص نويسنده به آن طرح است. يعني ممكن است از يك طرح هزاران داستان نوشته شده باشد ولي وقتي طرح مورد نظر از زاويه ديد نويسنده‌اي جديد تقرير مي‌شود، تبديل به داستاني جديد به همراه جذابيت‌ها و ويژگي‌هاي خاص آن اثر مي‌گردد.

همچنين طرح مي‌بايست دربر گيرنده زاويه‌ديد، روابط علت و معلولي زمان و مكان مشخص وابسته به منطق داستان باشد. شناسايي شخصيت‌هاي داستان در يك طرح ويژگي عمده آن است. همچنين نوع گرايشات، باورها و حتي تكيه خلق و خوي شخصيت‌ها و جنس روابط آن‌ها با يكديگر مي‌تواند از ارزش‌هاي يك طرح خوب داستاني باشد.

سابقه استفاده از پی‌رنگ به رساله فن شعر ارسطو باز می‌گردد. ارسطو در فن شعر وقتی عناصر تراژدی را برمی‌شمارد از باب هفت به بعد به تشریح دقیق پی‌رنگ می‌پردازد. او برای طرح داستان یا همان پی‌رنگ اصطلاح Mythos را برگزید، و در باب شش، پی‌رنگ را توالی یا ترتیب رخدادها تعریف می‌کند. از نظر ارسطو پی‌رنگ که خود همراه با پنج عنصر دیگر سازنده تراژدی می‌باشند، از سه بخش تشکیل شده است. آغاز، میانه، و پایان. ارسطو در فصل هفت به هنگام شروع تعریف پی‌رنگ آن را نخستین و مهم‌ترین عنصر تراژدی معرفی می‌کند. لازمه تراژدی از نظر ارسطو یکپارچگی و کامل بودن است. منظور نیز آن است که باید آغاز وسط و پایان داشته باشد.

 

بگذارید کمی ساده تر سخن بگویم. وقتی قرار است داستانی نقل شود، این داستان باید از سلسله حوادثی تشکیل شده باشد. درست مانند دانه‌های تسبیح در رشته تسبیح. یعنی حوادث یا رخدادهایی که داستان را شکل می‌دهند به مانند دانه‌های تسبیح هستند. اما دانه‌های تسبیح به خودی خود تسبیح نمی‌سازند، باید رشته‌ یا نخی آن‌ها را به هم متصل کند. این رشته چیست؟ رشته مزبور رابطه علت و معلولی است. یعنی هر رخدادی باید معلول رخداد دیگری باشد، و از آن ناشی شده باشد. بدین گونه بین این عناصر که همان دانه‌های تسبیح باشند پیوند برقرار می‌شود، و پی‌رنگ داستان شکل می‌گیرد.

فورستر نویسنده بریتانیایی در اثر خود موسوم به «اصول رمان» داستان را روایت رخدادهایی می‌داند که توالی زمانی دارند. با نگاه به همین تعریف پی‌رنگ داستان را هم روایت حوادث می‌داند که در آن علیت (رابطه علت و معلولی) مورد تاکید و اهمیت است.

بگذارید مثال فورستر را از کتاب Literary Terms تالیف Cuddon اینجا بازنویسی کنم. وقتی می‌گوییم پادشاه مرد، و بعد ملکه مرد دو حادثه را که از توالی زمانی پیروی می‌کند بیان کرده‌ایم اما برای آن که پی‌رنگ داستان را شکل بدهیم باید بین این دو حادثه رابطه علت و معلولی ایجاد کنیم. پادشاه مرد، و ملکه نیز از فراق  او دق کرد. حال می‌توان پرسید ملکه چرا دق کرد؟

از فراق  پادشاه. توالی زمانی هم در این پی‌رنگ رعایت شده است. یا بهتر است بگوییم منطق زمانی.

همانجا می‌خوانیم، «ملکه مرد و کسی نمی‌دانست چرا، تا آن‌که بعدها مشخص شد از فراق شاه ملکه دق کرده بود.» در این پی‌رنگ، راز و رمزی نهفته است که به ما کمک می‌کند تا داستان را بسط بدهیم. با چنین پی‌رنگی می‌توان در داستان تعلیق نیز ایجاد کرد و خواننده را تا پایان داستان مشتاق نگاه داشت.

يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي طرح وجود شروع مشخص داستان است. يعني نويسنده مي‌بايست بصورت مشخص زمان و مكان شروع داستان خود را بداند و در طرح خود بازنويسي كند.

لازم به ذكر است گاهي سوژه اوليه و يا خلاصه نويسي با طرح اشتباه گرفته مي‌شود. مطابق تجربه و مطالعات من سوژه اوليه بسيار لخت و خام و بدون هيچ رابطه علت و معلولي و يا زمان و مكان مي‌باشد. به عبارتي سوژه اوليه يا همان جرقه ذهني چيزي نيست جز يك ايده. بطور مثال نوشتن از مردي كه در جنگ به واسطه از خود گذشتگي مي‌ميرد. اين يك فكر اوليه يا جرقه ذهني است. وظيفه نويسنده آن است كه اين سوژه را در ذهن خود بپروراند. با شخصيت اصلي و فرعي داستان زندگي كند و در زمان مناسب طرح خود را كه دراي زمان و مكان است ارائه نمايد. يعني وقتي شروع به نگارش طرح خود مي‌نمايد بايد بداند معني از خود گذشتگي از ذهن شخصيت‌ها يا دراصل باور نويسنده چيست؟ زمان اتفاق و مكان حوادث كجاست؟ سير وقوع حوادث با توجه به فرم اثر چگونه است. و در نهايت روابط علت و معلولي داستان را مشخص نمايد.

و اما در بيان تفاوت ميان خلاصه نويسي يك اثر و طرح آن به يك تعريف كلي مي‌رسيم. در طرح اثر كه توسط نويسنده اثر نگاشته مي‌شود داستان و روابط دروني آن مورد نظر است. اين روابط دروني شامل معني داستان، لايه‌هاي زيرين، منظور اصلي و .. است در حالي كه خلاصه نويسي معمولا توسط مخاطب به دلايل مختلف نگاشته شده و حاوي برداشت شخصي او از بيرون اثر و به بيان ساده تر ريخت شناسي اثر است.

آقاي احمد دهقان، بصورت خلاصه فرموده‌اند طرح را نويسنده مي‌نگارد تا نقشه‌ي راهي باشد براي نوشتن رمان خود. و در جاي ديگر از اين نقشه و طرح به عنوان چراق روشني بخش ياد مي‌كنند. به اعتقاد ايشان نويسنده مي‌بايست طرح خود را مهندسي نمايد. مهندسي نمودن طرح به معناي پي ريزي صحيح، جايگزيني درست عناصر داستاني، تعريف روابط علت و معلولي و شناخت كاملي از شخصيت‌هاي داستان بصورت كاملا واضح مي‌باشد. در طرح مي‌توان خلق و خو، رفتار و حتي تكه كلام‌ شخصيت‌ها را آورد كه نشان دهنده جهان بيني خاص شخصيت داستان است.

«خط طرح (Plot line)» مسیر داستان و به طور کلی حوادث و رویدادهایی است که از ابتدا تا انتهای داستان روی خواهد داد. خط طرح داستان کوتاه معمولاً بسیار کوتاه و در حد یک پاراگراف یا چند جمله است. این خط طرح موارد ذیل را در بر خواهد داشت:

۱ـ شروع داستان

۲ـ شخصیت اصلی داستان (توصیف اجمالی)

۳ـ حادثه‌ی اصلی داستان

۴ـ پایان داستان

طرح خوب ، استعداد تبديل شدن به داستان را پيدا مي كند. با يك طرح واحد مي توان داستان هاي مختلف  نوشت.نوشتن طرح كار خيلي سختي نيست.طرح را مي توان از دنياي پيرامون خود، از زندگي واقعي مردم و يا از توسل جستن به تخيلات بدست آورد.از حوادثي كه اتفاق مي افتد. داستان نويس،هنرمند است و هنرمند زندگی را تقليد نمي كند بلكه از مصالح و مواد خام آن استفاده مي كند و چيزي را كه مي خواهد مي آفريند. وقتي دنبال طرح داستاني هستيم هميشه نمي توانيم به انتظار الهام يا جرقه هاي ناگهاني بنشينيم. گاهي بايد دنبال طرح بگرديم. بعنوان مثال مرد يا زن يا شخص جالبي را در نظر بگيريم و خصوصيات ويژه اي به او بدهيم.سپس او را در موقعيت حساس قرار دهيم. مثلا خطر از دست دادن شغل، يا تهمت ، يا سوءظن سرقت. بهر حال موقعيتي كه باعث تغيير در زندگي او مي شود.

بعد فكر كنيم شخصيتي كه ما با خصوصيات ويژه اي خلق كرده ايم بطور منطقي و با ويژگيهاي خاص خودش ، در مقابل اين حادثه چه عكس العملي از خود نشان مي دهد. اين گونه، دير يا زود به طرح و پيرنگ مناسبي مي رسيم.

چهار ويژگي براي نوشتن طرح

۱ـ در طرح و هنگام نوشتن پيرنگ ، زمان نوشتار(زمان حال است) متن پيرنگ را با زمان حال مي نويسيم.

۲ـ متن پيرنگ را با زاويه ديد سوم شخص مي نويسيم.

۳ـ هنگام نوشتن طرح يا پيرنگ توالي زماني حوادث را رعايت مي كنيم.

۴ـ در طرح، به وقايع فرعي نمي پردازيم بلكه وقايع كلي و اصلي را به ترتيب يادداشت مي كنيم.

یک فضا سازی مناسب می تواند مخاطب را در طول داستان پیش برده و وی را با محیط مانوس کند. چشمانتان را ببندید و شخصیت هایتان را در مکان هایی همچون بیابان، جنگل، اعماق دریا، مترو و یا هر جای دیگری که می خواهید قرار بدهید و تمام جزییات این مکان ها را مد نظر داشته باشید. این چنین تصوری در متعادل سازی محیط داستانی و حتی شخصیت پردازی ها به شما کمک خواهد کرد. از همان ابتدای داستان می بایست مکانی که شخصیت ها قرار است در آن جا (و یا آن جاها) ایفای نقش کنند برای شما شناخته شده باشد.

فضا سازی شامل زمان، مکان، بافت و ساخت محل مورد نظر و جو یا محیطی که قرار است طرح داستانی در آن شکل بگیرد می باشد.

همیشه به یاد داشته باشید که فضا سازی را همراه با شخصیت پردازی و طرح داستانی در هم ادغام کرده به نوعی که با هم تعامل داشته باشند. می بایست تمام جزییاتی که به خواننده صحنه ی واقعی داستان را نشان می دهد بدانید اما به یاد داشته باشید تنها آن دسته از جزییات را بیاورید که به جلو رفتن داستان کمک می کنند.

طرح داستان وقایعی را که قرار است در داستان روی بدهد را همراه با خط روایی اثر مشخص می کند. بر اساس طرح و پیرنگ، می بایست شرایط و اتفاقات داستانی به همراه نقاط عطف کار مشخص شده و معلوم گردد که شخصیت های داستان در انتها چه کاری انجام خواهند داد.

طرح داستان چینش و انتخاب رویدادها از طرف نویسنده است که می بایست با دقت و گزینشی منطقی صورت بگیرد تا مشخصات دراماتیک و یا زیبایی شناسی کار به مخاطب ارایه شود.

داشتن درکی صحیح از عناصر داستانی که در ذیل به توضیح مختصری درباره ی آن ها خواهیم پرداخت برای پیش بردن حوادث و رویدادهای داستانی مفید بوده و به شما کمک خواهد کرد تا برای داستان های کوتاه خود طرح و پیرنگی منسجم و قابل تامل بسازید.

حادثه : سعی کنید در طرح داستان خود از اتفاقاتی شگرف، متحورانه، هیجان آور، پرتحرک استفاده کنید تا خیلی سریع نظرات مخاطب را جلب کنید.

درگیری: می توانید برای شخصیت های خود درگیری درونی و یا خارجی و یا با شخصیتی دیگر ایجاد نمایید.

شرح ماوقع: پس زمینه ای از زندگی شخصیت داستان همانند زندگینامه اش می بایست به طور کامل برای شما مشخص باشد و قسمت هایی از آن را که برای پیشبرد داستان لازم می بینید ارایه دهید.

پیچیدگی در داستان: می توانید یک یا چند مشکل برای قهرمان داستانتان تدارک ببینید تا وی را از رسیدن به هدفش دور کنید.

فلش بک : یاداوری اتفاقاتی که قبل از شروع و وقوع داستان روی داده و ما آن ها را برای پیشبرد و بهبود بخشیدن داستان به مخاطب ارایه می دهیم.

اتصال دهنده ها: می توانید از تصویرسازی، گفتگوها، پرداختن به جزییات و … برای اتصال پاراگراف های داستانی استفاده کنید.

نقطه ی اوج : زمانی که خط سیر حادثه ای داستان به اوج خود می رسد. مرحله ی بعدی، سقوط داستانی نامیده شده و در این زمان داستان کم کم به گره گشایی خواهد رسید. (البته می توانید در یک داستان گره گشایی صورت نگیرد. مترجم)

چنان چه شما در مورد شکل دهی طرح داستانی خود با مشکلاتی روبرو هستید می توانید از روند “طوفان مغزی” استفاده کنید. برای درک “طوفان مغزی” تصور کنید قهرمان شما مردی است که روزی به خانه می آید و به همسرش می گوید؛ دیگر دوستش ندارد و طلاق می خواهد. خب، این مساله می تواند به عنوان مثال پیامدهای زیر را به دنبال داشته باشد.

۱- زن می تواند به دنبال کار برود و تمام زندگی اش را صرف شغلش کند.

۲- بچه ها بعد از این مساله می توانند دچار افسردگی و ناامیدی شده و اتفاقاتی برای آن ها روی بدهد.

۳- شاید بچه ها بخواهند با پدرشان زندگی کنند.

۴- شاید زن به شهر دیگری برود.

۵- شاید زن تغییر شغل بدهد.

۶- شاید آن ها خانه اشان را بفروشند.

۷- شاید او برای بهبود روحیه اش به سراغ یک روانشناس برود و عاشق او بشود.

۸- شاید مرد پشیمان شده و برگردد و زن ببخشدش.

۹- شاید مرد پشیمان شده و برگردد اما زن او را نبخشد.

۱۰- شاید زن خودکشی کند.

۱۱- شاید مرد خودکشی کند.

۱۲- شاید زن برگردد پیش والدینش.

حالا، کاری که باید انجام دهید انتخاب یکی از احتمالات فوق است و در مرحله ی بعد “طوفان مغزی” را ادامه دهید.

علیرضا میرزایی

درباره ی احسان رضایی

احسان رضایی

همچنین ببینید

images (1)

چگونه داستان بنويسيم بخش دوم، شروع داستان (احسان رضايي)

به نام خدا داستان را چگونه و از كجا شروع كنيم در ابتدا لازم مي‌دانم ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>