Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

نیمه ی غایب- حسین سنا پور

توسطehsan.rezaei 4 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  معرفي كتاب  /  نیمه ی غایب- حسین سنا پور

به نام خدا

مطمئن هستم همه شما از این جمله ابتدا به معرفی نویسنده میپردازیم خسته شده اید اما متاسفانه بازهم ابتدا کوتاه به معری نویسنده میپردازیم:

سناپور در سال ۱۳۳۹ در کرج به‌دنیا آمد. درس‌خواندهٔ رشتهٔ منابع طبیعی است اما از همان ابتدا به نوشتن و روزنامه‌نگاری روی آورد. در آغاز فعالیت داستان‌نویسی‌اش برای کودکان و نوجوانان می‌نوشت. پسران دهکده (۱۳۶۹) و افسانه و شب طولانی (۱۳۷۳) حاصل این دوران است. سپس به روزنامه‌نگاری روی آورد و در روزنامه همشهری و زن و حیات‌نو و چند نشریه دیگر شروع به همکاری کرد. مدتی هم بر کار گردآوری و چاپ داستان‌هاب مجلات گردون و کارنامه نظارت داشت. اولین رمان‌اش نیمهٔ غایب را در ۱۳۷۸ منتشر کرد. این رمان برای او جوایز مختلفی را به ارمغان آورد و در مدت یک سال شش بار تجدید چاپ شد.[۱] در سال۱۳۸۰ کتابی در شناخت زندگی و آثار هوشنگ گلشیری به نام همخوانی کاتبان تالیف و منتشر کرد. او هم‌اکنون مشغول تدریس داستان‌نویسی است.سناپور داستان‌نویسی را از کلاس‌های هوشنگ گلشیری آغاز کرد.

و اما داستان:

 

نیمه غایب درباره نسلی ست که در آغاز دوران جدید کشور، سال های بعد از جنگ، دانشجویند. جهان را دارند تازه تازه کشف می کنند، عاشق می شوند، سیاست می ورزند، درس می خوانند و زندگی می ­کنند. سال هایی که اختلاف پدران و پسران کمکم عیان می شود و پسری می تواند بیخیال خانواده شود و تنها زندگی کند. سال هایی که دخترها می توانند طغیان کنند و از عشق شان یا علایق شان حرف بزنند.

رمان بیشتر بر پایه گفتگو شکل میگیرد. و میتوان گفت یک رمان اجتماعی فرهنگی محسوب میشود.من کتاب دیگری از سناپور نخوانده ام. با توجه به نقدهایی که خوانده ام کتاب سمت تاریک کلمات بهتر است.نیمه غایب از زاويه ديد يكى از شخصيت هاى داستان روايت ميشه و همه روايت ها بر محوريت شخصيت مركزى داستان يعنى سيندخت شكل ميگره. نثر سناپور روان است.کتاب دارای ۴ دوره زمانی است.از حال به گذشته می رویم.حضور نویسنده را در داستان نمیبینیم.گاهی حس میکنیم داستان رها شده و جای دیگری می رود که این به نظرم خوب نیست. نویسنده خود را زیاد با رنگ یا سر وشکل شخصیت ها در گیر نمی کند.در داستان بیشتر به کش مکش و رابطه انسان ها و اجتماع و تخاصم بین آنها پرداخته شده و به قرارداد های سنتی و غیر سنتی و زندگی هر یک از شخصیت ها با آنها.کنش و واکنش ها غیر منطقی و اغراق شده است. و چون داستان بر پایه یک شخصیت میگذرد و در همه روایت ها مرکز ثقل داستان است شاید خواننده برای این همه اهمیت و بزرگ بودن این شخص توجیه نشود. البته درسته که ما قرار است در همه روایت ها که از زبان اقی شخصیت ها میشنویم به اطلاعاتمان در مورد قهرمان داستان اضافه شود اما نوع روایت بیش از حد این قضیه را بیرون انداخته است. البته بیشتر داستان به تصویر کشیدن روابط بین آدم ها است.

روایت در همه فصل‌ها منحصر به راوی آن فصل است و گاه گاه از سوم‌شخص به اول‌شخص تغییر میکند. فصل اول، که مال فرهاد است، روایتی دارد که گاه حتی وسط یک پاراگراف از سوم‌شخص به اول‌شخص می‌رود و برمی‌گردد.
همذات پنداری با شخصیت ها به وجود نمی آید. هرکس به نوعی عجیب است البته نه جادوئی.داستان رئالیسم است. اما خواننده مدام از خودش می پرسد این آدمها چقدر عجیب هستند و اصلا هستند؟ و اینکه داستان ها و شخصیت های زائد در داستان زیاد است که به کار مخاطب نمی آید. در کل من داستان را دوست داشتم.
تکه هایی از کتاب:
– نمی توانست بایستد یا روبرگرداند. کوچه باغ ها تند از کنارش می گذشتند و کسی خیلی جلوتر از او، با موهای بلند تاب خور، پیراهن گلدار بلند، می رفت و مدام پشت هر پیچ پنهان میشد.
– میخواهم راه بیفتم. تنه ام تکان میخورد، پاهام اما نه.
– نه، دیگر نمیخوام بشنوم. نمیخواهم او برایم بگوید که سیندخت کیست یا چیست و چه کار بکنم یا نکنم. بلند میشوم: اجازه بدهید! من باید برم کلاس.”
– همه از زندگی آدم سهم میخواهند. همین توی رودخانه افتادن بس نیست، به چپ و راست خوردن بس نیست؟
پ.ن:
میخواستم در مورد کتاب تهوع سارتر بنویسم ترسیدم باز هم بگن چقدر خارجی از ایرانی ها بنویس. پس گفتم اینو بنویسم تا برای معرفی بعدی تهوع را وسط بکشم. حالا سعی میکنم دوتا ایرانی دو تا خارجی بذارم. اگر نقدهای خوبی نمیکنم عذر میخواهم. اول توی اینترنت نقدهایی که شده را میخوانم هم از منتقدها و هم از مخاطب ها. بعد از دیدگاه خودم به کتاب استفاده میکنم

 

 

دسته بندی:
  معرفي كتاب
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.