Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

نثر معاصر پارسی، سیمین دانشور ( غلامرضا آذرهوشنگ)

توسطغلامرضا آذرهوشنگ 3 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  مقالات  /  نثر معاصر پارسی، سیمین دانشور ( غلامرضا آذرهوشنگ)

سیمین دانشور ( ۱۳۹۰ -۱۳۰۰)

سیمین دانشور که زن جلال آل احمد است، اگر چه یکی دو مجموعه‌ی داستان در سال‌ها‌ی گذشته منتشر کرده است: ” آتش خاموش” (۱۳۲۷) و ” شهری چون بهشت” (۱۳۴۰)، اما اوج کارش با انتشار رمان برجسته و فراموش نشدنی ” سو و شون” (۱۳۴۸) آغاز ‌می‌شود. دانشور در اولین مجموعه داستان که بیشتر ملهم از شیوه‌ها‌ی داستان نویسی او. هنری است کاری در حد نویسندگان نوپا، فضل فروش و بسیار احساساتی ارائه ‌می‌دهد که اصلا موفق نمی‌باشد. در دومین مجموعه داستان خود، به دلیل طرح مسائل و مشکلات زنان از دیگاه یک زن، تا حدودی موفق عمل ‌می‌کند.
به دلیل آن که در سال‌ها‌ی گذشته دانشور بسیار اندک کار کرده و کار با ارزشی نیز ارائه نداده بود، در واقع می توان او را به عنوان اولین نویسنده‌ی زن ادبیات داستانی در‌‌‌ ایران، متعلق به‌‌‌ این دوران تلقی ‌کرد.
دانشور در سال‌ها‌ی بعدتر، مجموعه داستان ” به کی سلام کنم؟” و ” از پرنده‌ها‌ی مهاجر بپرس” و رمان‌ها‌ی ” جزیره سرگردانی” و ” ساربان سرگردان” را منتشر ‌می‌کند که دیگر هیچکدام به موفقیت ” سو و شون” دست نمی‌یابد.
دانشور در رمان ” سو و شون” سال‌ها‌ی پس از جنگ جهانی را در شهر شیراز تصویر ‌می‌کند. حضور انگلیس‌ها‌ در‌‌‌ این شهر، نیاز آن‌ها‌ به آذوقه و وجود حاکم شهر و افراد مزدوری که آذوقه‌ها‌ را جمع ‌می‌کنند و به قشون انگلیسی ‌می‌فروشند. و‌‌‌ این در حالی است که قحطی و گرسنگی بیداد ‌می‌کند. یوسف یکی از ملاکین میهن پرستی است که نمی‌خواهد محصول خود را به اجنبی بفروشد و در‌‌‌ این راه تا آن جا مقاومت ‌می‌کند که مزدوران مجبور ‌می‌شوند او را به قتل برسانند. زری، شخصیت اصلی رمان که همسر یوسف است و در ابتدا خواهان حفظ آرامش در خانواده‌ی خود است و بارها همسرش را دعوت به نرمش کرده است از‌‌‌ این قتل به خود ‌می‌آید و سر به شورش بر ‌می‌دارد.
دانشور در‌‌‌ این اثر، با قدرت داستان را پیش ‌می‌برد و شخصیت‌ها‌ی داستانی خود را از میان حوادت و عمل داستانی به خواننده معرفی ‌می‌کند. جمال میرصادقی در باره‌‌‌ این اثر ‌می‌گوید: ” برای دلیل ماندگاری هر اثر داستانی از نظر علمی ‌و شکوهمندی معیارهایی عنوان کردهاند، بعضی از‌‌‌ این معیارها نسبی است و بعضی قطعی. معیارهای نسبی آن، عبارتند از‌‌‌ این که هر اثر خلاقه‌‌‌ای همچون ” سو و شون” در بدو انتشار، از نظر خوانندگان و منتقدانش توجه برانگیز باشد. کتاب باید بر اذهان اغلب خوانندگان تاثیر بگذارد و‌‌‌ این تاثیر فقط منحصر به خوانندگان هموطن نویسنده نباشد، بلکه وقتی به زبان دیگری ترجمه شود، بر خوانندگان آن‌ها‌ نیز تاثیر بکند و‌‌‌ این تاثیر، ذهنیت خواننده را نسبت به مسئله‌‌‌ای متحول و متعالی کند و شناختی نسبت به زندگی و مردمان به او بدهد.”
میرصادقی ضمن اعتقاد به داشتن مشخصه‌ها‌ی فوق در‌‌‌ این اثر و‌‌‌ این که هنوز هم پس از سال‌ها‌‌‌‌ این کتاب پرخواننده است، ‌می‌گوید: ” سوگواری شخصیت زن بر مرگ شوهرش ( در‌‌‌این اثر)، یکی از موثرترین و عمیق ترین صحنه‌ها‌ی رمان را تشکیل ‌می‌دهد و یکی از بدیع ترین و زیباترین قطعاتی است که به فارسی نوشته شده است. نثر دانشور در‌‌‌‌‌‌این کتاب دقیق و محکم است.”
” سو و شون ” کتابی است که هم خوانندگان عادی را به خود جلب کرده است و هم منتقدین ادبی را. دانشور در‌‌‌‌‌‌این کتاب نیز هم چون بیشتر آثارش، زن و جایگاه او را در جامعه‌‌‌ ایرانی مرکز توجه خود قرار ‌می‌دهد. زنان در آثار او معمولا متعلق به دو طبق هستند، یا متعلق به جامعه اشرافی و متمول (که خود نیز به همین گروه تعلق داشته است) و یا اقشار تحتانی جامعه، به ویژه کلفت‌ها‌ و دایگان (که خود با آنان سر و کار داشته است).
نمونه‌‌‌ای از نثر او را به همراه شخصیت پردازی تند و سریع چند زن و منظری از تحولات جامعه، در ” سو و شون” ملاحظه ‌می‌کنیم:
“سودابه هندی تا صبح پهلویم نشست و پا به پایم اشگ ریخت… وقتی بچه مرد… تو آن باغ… تک و تنها…‌می‌دانستم مرده اما بغلش کردم و تا سر دزک دویدم. بچه شش ساله. اگر حالا بود کی فکر حجاب و مرد نامحرم بود؟ کی فکر تریاک بود و از بی تریاکی رعشه ‌می‌افتاد به تمام تنش؟… رفتم خانه خودمان. حاج آقایم با سودابه کنار همین منقل تو ارسی نشسته بودند. دلم ‌می‌خواست ‌ها‌ کنم و همه مردم را با ‌ها‌ی زهرآلودم خاکستر کنم. سوابه پاشد و بچه را ازم گرفت. دایهام که برزخ شد اما روی خودش نیاورد. عجب زنی بود! خون به دل بی بی کرده بود. اما عجب زنی بود! رفت و برگشت. پرسیدم چه بر سر بچهام آوردی؟ گفت کسی چه ‌می‌داند؟ شاید محمد حسین بتواند با نفس حقی که دارد در بچه روح بدمد. گفتم کفر ‌می‌گویی زن. فقط خدا روح ‌می‌دهد و ” نفخت فیه من روحی” پیش پدرم عربی و فارسی خوانده بودم و پیش محمدحسین برادر سودابه هم جغرافی و هندسه. پدرم از تهران که برگشت خانه نشین شد. دیگر نماز نرفت. درسش را در مدرسه خان مجبور شد تعطیل کند. فقط در خانه مجلس تدریس داشت. تو اتاق ارسی ‌می‌نشست و آقایان ‌می‌آمدند و دستش را ‌می‌بوسیدند واز او مسئله ‌می‌پرسیدند و من در اطاق مجاور ‌می‌نشستم و گوش ‌می‌دادم. پدرم از نجف که آمد تمام شهر پای پیاده تا باجگاه به استقبالش رفتند. روز اولی که نماز جماعت خواند تمام آخوندهای شهر، حتی امام جمعه به او اقتدا کردند. سر منبر که رفت… تو مسجد وکیل جای سوزن انداز نبود.”
جملات کوتاه، نثر روان و ساده و تصاویر گوناگون در فضایی اندک، در هم ‌می‌پیچند و هم زمان چند شخصیت را معرفی ‌می‌کند و گوشه‌‌‌ای از تاریخ معاصر را ورق ‌می‌زند. و همین ” سو وشون” را رمانی موفق و متفاوت کرده است.
در مجموعه‌‌ی داستان ” شهری چون بهشت” رویکرد دانشور بیشتر به کودکان است و از زندگی آنان ‌می‌گوید. دانشور در داستان‌ها‌ی کوتاهش به جز چند کار محدود، نمی‌تواند در حد سایر داستان کوتاه نویسان مطرح کشور، ظاهر شود. در دو رمان آخری نیز، اگر چه دانشور تلاش ‌می‌کند یک بار دیگر رمان تاریخی سیاسی (هم چون سو وشون) خلق کند و سا لهای پایانی رژیم شاهنشاهی را به انقلاب ۵۷ بدوزد، به دلیل جذبه در اطلاعات تاریخی و فرهنگی خود، گاه دچار دراز گویی شده و‌‌‌‌‌‌این رمان دنباله دار را به اطناب ‌می‌کشاند. شخصیت‌ها‌ی‌‌‌‌‌‌این رمان نیز بیش از آن که از درون خود دست به عمل و انتخاب بزنند، از درون نویسنده‌‌ی آن و خواسته‌ها‌ی او حرکت ‌می‌کنند و اعمالشان منطقی نمی‌باشد. با‌‌‌‌‌‌این حال، به دلیل ساخت روایی و خطی آن، و زبان پخته و روانی که در‌‌‌‌‌‌این سال‌ها‌ به آن دست یافته است، رمانی است جذاب و پرخواننده. اگر چه نمی‌تواند انتظارات اولیه خود و ناشرش را برآورده کند، اما از فروش نسبتا خوبی برخوردار ‌می‌شود که آن را بیشتر مدیون نام نویسنده است تا ارزش خود اثر.
دانشور، در کنار تدریس در دانشگاه و نوشتن به ترجمه نیز روی ‌می‌آورد و آثاری را نیز از چخوف، برنارد شاو و آلن پیتون و دیگران ترجمه ‌می‌کند. کاری که بعدها او را پشیمان ‌می‌کند و معتقد است که او نیز چون بسیاری دیگر، خلاقیت خود را به ترجمه فروخته اند و نتوانسته اند آن چنان که باید و شاید به کار اصلی خود بپردازند.
———————–
۱ – داستان نویسهای نام آور معاصر‌‌‌ ایران، جمال میر صادقی، ص ۱۰۶ و۱۰۷
۲- همان، ص ۱۰۶
۳ – سو وشون، سیمین دانشور، ص ۷۱ و ۷۲

دسته بندی:
  مقالات
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 غلامرضا آذرهوشنگ

  (87 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.