Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

مقاله ادبیات کودکان به قلم صمد بهرنگی

توسطehsan.rezaei 2 سالقبل1 دیدگاه
خانه  /  مقالات  /  مؤلفین داخلی  /  مقاله ادبیات کودکان به قلم صمد بهرنگی

مقاله‌ای که از کتاب مجموعه مقاله‌ها- صمد بهرنگی برای‌تان انتخاب کرده‌ایم به‌نام ادبیات کودکان مقدمه‌ای است بر نقد کتاب آوای نوگلان اثر یمینی شریف. ابتدا با آوردن این مقدمه توضیحات کامل را داده‌اند بعد به نقد و تحلیل آوای نوگلان اثر یمینی شریف پرداخته‌اند که من بخش نقد را حذف کردم.

 

 

 

دیگر وقت آن گذشته است که ادبیات کودکان را محدود کنیم به تبلیغ و تلفیق نصایح خشک و بی‌برو و برگرد، نظافت دست و پا و بدن، اطاعت از پدر و مادر، حرف‌شنوی از بزرگان، سروصدا نکردن در حضور مهمان، سحرخیز باش تا کامروا باشی، بخند تا دنیا به رویت بخندد، دستگیری از بینوایان به سبک و سیاق بنگاه‌های خیریه و مسائلی از این قبیل- که نتیجه کلی و نهائی همه این‌ها بی‌خبر ماندن کودکان از مسائل بزرگ و حاد و حیاتی محیط زندگی است. چرا باید در حالی که برادر بزرگ دلش برای یک نفس آزاد و یک‌دم هوای تمیز لک زده، کودک را در پیله‌ای از «خوشبختی و شادی و امید» بی‌اساس خفه کنیم؟ بچه را باید از عوامل امیدوارکننده الکی و سست‌بنیاد ناامید کرد و بعد امید دگرگونه‌ای بر پایه شناخت واقعیت‌های اجتماعی و مبارزه با ‌آن‌ها را جای آن امید اولی گذاشت.

آیا کودک غیر از یاد گرفتن نظافت و اطاعت از بزرگان و حرف‌شنوی از آموزگار (کدام آموزگار؟) و ادب (کدام ادب؟ ادبی که زورمندان و طبقه غالب و مرفه حامی و مبلغ آن است؟) چیز دیگری لازم ندارد؟ آیا نباید به کودک بگوییم که در مملکت تو هستند بچه‌هایی که رنگ گوشت و حتی پنیر را ماه به ماه و سال به سال نمی‌بینند؟ چرا که عده قلیلی دلشان می‌خواهد همیشه غاز سرخ‌شده در شراب سر سفره‌شان باشد.

آیا نباید به کودک بگوییم که بیشتر از نصف مردم جهان گرسنه‌اند و چرا گرسنه شده‌اند و راه برانداختن گرسنگی چیست؟ آیا نباید درک علمی و درستی از تاریخ و تحول و تکامل اجتماعات انسانی به کودک بدهیم؟ چرا باید بچه‌های شسته رفته و بی‌لک و پیس و بی‌سروصدا و مطیع تربیت کنیم؟ مگر قصد داریم بچه‌ها پشت ویترین مغازه‌های لوکس خرازی فروشی‌های بالای شهر بگذاریم که چنین عروسک‌های شیکی و از آن‌ها درست می‌کنیم؟

چرا می‌گوییم دروغ‌گویی بد است؟ چرا می‌گوییم دزدی بد است؟ چرا می‌گوییم اطاعت از پدر و مادر پسندیده است؟ چرا نمی‌آییم ریشه‌های پیدایش و رواج و رشد دروغ‌گویی و دزدی را برای بچه‌ها روشن کنیم؟

کودکان را می‌آموزیم که راست‌گو باشند در حالی‌که زمان، زمانی است که چشم راست به چشم چپ دروغ می‌گوید و برادر از برادر در شک است و اگر راست آنچه را در دل دارد بر زبان بیاورد، چه بسا که از بعضی دردسرها رهایی نخواهد داشت. آیا اطاعت از آموزگار و پدر و مادری ناباب و نفس‌پرست که هدفشان فقط راحت زیستن و هرچه بیشتر بی‌دردسر روزگار گذراندن و هرچه بیشتر پول درآوردن است، کار پسندیده‌ای است؟ چرا دستگیری از بینوایان را تبلیغ می‌کنیم و هرگز نمی‌گوییم که چگونه آن یکی بینوا شد و این یکی توانگر که سینه جلو دهد و سهم بسیار ناچیزی از ثروت خود را به ان بابای بینوا بدهد و منت سرش بگذارد که آری من مردی خیر و نیکوکارم و همیشه از آدم‌های بیچاره و بدبختی مثل تو دستگیری می‌کنم، البته این هم محض رضای هداست والا تو خودت آدم نیستی. اکنون زمان آن است در ادبیات کودکان به دو نکته توجه کنیم و اصولا این دو را اساس کار قرار دهیم:

نکته اول: ادبیات کودکان باید پلی باشد بین دنیای رنگین و بی‌خبری و در رویا و خیال‌های شیرین کودکی و دنیای تاریک و آگاه غرقه در واقعیت‌های تلخ و دردآور و سرسخت محیط اجتماعی بزرگترها. کودک باید از این پل بگذرد و آگاهانه و مسلح و چراغ به دست به دنیای تاریک بزرگترها برسد. در این‌صورت است که بچه می‌تواند کمک و یار واقعی پدرش در زندگی باشد و عامل تغییردهنده مثبتی در اجتماع راکد و هردم فرو رونده. بچه باید بداند که پدرش با چه مکافاتی لقمه نانی به‌دست می‌آورد و برادر بزرگش چه مظلوم‌وار دست و پا می‌زند و خفه می‌شود. آن یکی بچه هم باید بداند که پدرش از چه‌راه‌هایی به دوام این روز تاریک و این زمستان ساخته دست آدم‌ها کمک می‌کند. بچه‌ها را باید از عوامل امیدوار کننده سست بنیاد ناامید کرد. بچه‌ها باید بدانند که پدرانشان نیز در منجلاب اجتماع غریق دست و پا زننده‌ای بیش نیستند و چنان که همه بچه‌ها به غلط می‌پندارند، پدرانشان راستی‌راستی هم از عهده هرکاری برنمی‌آیند و زورشان نهایت به زنانشان برسد.

خلاصه کلام و نکته دوم، باید جهان‌بینی علمی و دقیقی به بچه داد، معیاری به او داد که بتواند مسائل گوناگون اخلاقی و اجتماعی را در شرایط و موقعیت‌های دگرگون شونده دایمی و گوناگون اجتماعی ارزیابی کند.

می‌دانیم که مسائل اخلاقی از چیزهایی نیستند که ثبات دایمی داشته باشند. آن‌چه یک سال پیش خوب بود ممکن است دو سال بعد بد تلقی شود. کاری که درمیان یک قوم یا طبقه اجتماعی اخلاقی است ممکن است در میان قوم و طبقه دیگری ضداخلاق محسوب شود. در خانواده‌ای که پدر همه درآمد خانواده را صرف عیاشی و خوش‌گذرانی و قماربازی می‌کند، بچه ملزم نیست مطیع و راستگو و بی‌سروصدا باشد و افکار و عقاید پدر را عینا قبول کند.

بهرنگ

اردیبهشت ۱۳۴۷

دسته بندی ها:
  مؤلفین داخلی, مقالات
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

یک دیدگاه

  • نزدیک به نیم قرن از روزی که زنده یاد صمد بهرنگی این مقاله را رقم زده است، می گذرد. این مقاله را بارها خوانده ام و هر بار آرزو کرده ام چه خوب بود ادبیات کودکان برای کودکان بود و بس. در تجسم این رویا، دنیایی آرمانی به تصویر کشیده ام تا جایی که اکنون دریافته ام، واقعیت جهان امروز، آرمان خواهی ایدئالیستی را بر نمی تابد.
    تردید دارم، اگر روانشاد صمد هم امروز در بین ما بود، از نوشتن این مقاله اعلام برائت می کرد. البته نه در نفی جهان بینی و استراتژی خویش که مبلغ و مدافع صادق و راستین آزادی و عدالت اجتماعی بود، بلکه دیگر می دانست، تحول خواهی و حل مساله چه باید کرد؟! ( در حوزه ادبیات، بالاخص ادبیات کودکان) با نفی وضعیت موجود آب در هاون کوبیدن و راه به جایی نبردن است.
    « اکنون زمان آن است. در ادبیات کودکان به دو نکته توجه کنیم و اصولا این دو را اساس کار قرار دهیم.»
    پرسش این است. آیا زمان مورد نظر‌صمد بهرنگی و به نکات کلیدی که به اضطرار از آن یاد می کرد، توجه شده است؟! چقدر و به چه میزان به اشاره های بهرنگی که در درستی آن شکی نیست پرداخته می شود؟! کدام نویسنده ی مستقلی در جهت تحقق آرزوی صمد بهرنگی قلم زده است، اصلن آیا سلطه ی تعلیم و تربیت لیبرالی مجال گفتگو و بحث را می دهد.
    ما همواره، اندیشه ها و نظریات راه گشا را قاب می کنیم و دیوار رو به فرو ریختنمان را زینت می بخشیم.
    مقاله زنده یاد صمد بهرنگی، واجد ارزش های بنیادینی است که مجال بحث و بررسی جامعه شناسانه و روانشناسانه را می طلبد. خوب است که کودکانمان با واقعیت و راستی آشنا کنیم، اما نه هر راستی!
    ما پیش از آن که کودکانمان را با واقعیت های تلخ آشنا کنیم، خود باید چشمهایمان را بروی واقعیت نبندیم. مسئولیت آینده آنان بر دوش ماست.

    باسپاس از انتخاب خوبتان که موجب شد تا با تاملی در خود، راه حل را در نقد وارزیابی خویش جستجو کنم. موفق باشید.

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.