Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

«علی صفری» شاعری از جنس تغزل

توسطehsan.rezaei 3 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  با هنرمندان  /  «علی صفری» شاعری از جنس تغزل

با سلام و درود

خدمت دوستان عزیز کافه داستانی، افتخار داشتیم که در کارگاه هنر و ادبیات که هم بحث نثر هست هم نظم مهمان غزل های شاعری باشیم هم نسل و معاصر که غزلهای نو و نابش این روز ها نقل محافل است و گاها البته با اسم بانوی غزل زنده یاد سیمین بهبهانی غزل های ایشان منتشر شده است که امیدواریم حق صاحب اثر و شاعر چه کسی که اثر متعلق به اوست و چه کسی که اثر متعلق بدو نیست همواره رعایت گردد .سخن کوتاه می کنم و میپردازم به بیوگرافی که جناب علی صفری برای بنده فرستادند و مهمان غزلهای نابی از ایشان خواهیم بود:

 

علی صفری

متولد:۱۳۶۰ تهران

تحصیلات:ادبیات و آی تی

کارمند بانکداری الکترونیک

فعالیت شعری:۳سال

نظر ایشان راجع به شعر تنها ارج نهادن به تغزل و سرودن غزل هایی است با ترکیباتی بدیع و ناب

وبلاگ ایشان:www.safariali.blogfa.com

 

غزل خسته ام مثل پدری گوشه آسایشگاه

*********************************

خسته‌ام مثل جوانی که پس از سربازی

بشنود یک نفر از نامزدش، دل بُرده

مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی

که به پرونده‌ی جرم پسرش برخورده

 

خسته‌ام مثل پسربچه که در جای شلوغ

بین دعوای پدر مادر خود گم شده است

خسته مثل زن راضی شده به مُهر طلاق

که پس از بخت بدش سوژه‌ی مردم شده است

 

خسته مثل پدری که پسر معتادش

غرق در درد خماری شده، فریاد زده

مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس

پسرش پیش زنش بر سر او داد زده

 

خسته‌ام مثل زنی حامله که ماه نهم

دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند

زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

 

خسته مثل پدری گوشه‌ی آسایشگاه

که کسی غیر پرستار سراغش نرود

خسته‌ام بیشتر از پیرزنی تنها که

عید باشد نوه‌اش سمت اتاقش نرود

 

خسته‌ام کاش کسی حال مرا می‌فهمید

غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است

شده‌ام مثل مریضی که پس از قطع امید

در پی معجزه‌ای راهی مشهد شده استاست

*********************************

تهران شده بازیچه موهای بلندت

یک شهر نشستند تماشا بکنندت

مجموعه شعری که خدا شاعر آن است

تضمین شده در باغچه ها بند به بندت

با طعم لبت صنف شکر خانه خراب است

این مرتبه هم قند فریمان گله مندت

بازار گل شهر محلات به هم ریخت

وقتی گذر قافیه افتاد به خنده ت

دین و دل من ، چشم و لبت ، موی تو… تسلیم !

کافر شده ام در جدل چشم به چندت

با درد دیابت که کنار آمده ام ،کاش

یک شب برسد جان بدهم با لب قندت   …

چندیست مهندس شده این شاعر بی چیز

شاید بپسندد پدر سخت پسندت…

*********************************

بی تو جای خالی ات،انکار می خواهد فقط

زندگی لبخند معنا دار می خواهد فقط

 

چشم ها به اتفاق تازه عادت می کنند…

سر اگر عاشق شود ،دیوارمی خواهد فقط

 

با غضب افتاده ام از چشم های قهوه ایت

حال و روزم قهوه قاجار می خواهد فقط

 

حق من بودی ولی حالا به ناحق نیستی

حرف حق هر جور باشد دار می خواهد فقط

 

نیستی حتی برای لحظه ای یادم کنی

انتظار دیدنت تکرار می خواهد فقط

 

بغض وقتی می رسد ، شاعر نباشی بهتر است

بغض وقتی گریه شد ،خودکار می خواهد فقط

 

 

چشم های خیسم امشب آبروداری کنید

مرد جای گریه اش سیگار می خواهد فقط

 

علی صفری

 

دسته بندی:
  با هنرمندان
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.