Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

عادت نوشتن فیلمنامه نویسان بزرگ (۶) ۱۰۱

توسطehsan.rezaei 3 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  سينما و نمايش  /  عادت نوشتن فیلمنامه نویسان بزرگ (۶) ۱۰۱

به وقت نوشتن،در ذهن خود به پول و فروش فکر نکنید.این کار چاه را از سر چشمه مسموم می کند. اگر از نوشتن لذت نمی برید،انجامش ندهید.زندگی کوتاه است و مرگ بلند.     ویلیام وارتون

۶٫داشتن دلیلی محرک برای نوشتن

همه فیلمنامه نویسانی که در این کتاب حرف زده اند،سال هاست که می نویسند.آنها جایگاهی را که در حال حاضر دارند،به دست نیاورده اند مگر با داشتن میلی محرک و سودایی برای نوشتن.هر نویسنده ای برای خودش دلایل مختلفی دارد که چرا می نویسد.برخی از این دلایل بر دیگران تقدم دارند.نویسندگان مشتاق و مبتدی ای که من می شناسم،تنها آرزویشان این است که فیلمنامه ای بنویسند و آن را بفروشند و هزاران دلار گیرشان بیاید تا آن قدر آزاد باشند که هر چه دلشان می خواهد،انجام دهند.ممکن است این طور هم بشود.اما نویسندگان موفق مثل اینها نیستند.

خواه این کار، ابتدایی ترین شیوه برای خودشان باشد تا برای تخیلاتشان به یک خروجی برسند و خواه میل به سرگرم کردن مردم داشته باشند، نویسندگان واقعی فقط از این راضی می شوند ولاغیر.آنها به نوشتن فقط به خاطر ذات نوشتن عشق می ورزند.

پیش از آنکه نرم افزار فیلمنامه نویسی تان را دور بیندازید،آن هم به این دلیل که احساس کرده اید انگیزه هایتان خیلی ناب نیستند، من به شما یاد آوری می کنم دلایل خوب و بد وجود ندارد. شما فقط به یک دلیل محرک احتیاج دارید.بیشتر نویسندگان به شما خواهند گفت که فقط اگر نوشتن را دوست دارید،آن را انجام دهید. و آن ر انجام دهید فقط به این دلیل که کاملا نسبت به آن اشتیاق دارید و بدون آن، نمی توانید زندگی کنید.اما ممکن است نویسندگان موفقی هم باشند که نوشتن ر اصلا دوست ندارند،با این حال همان ها هم به چیز دیگری اشتیاق دارند و آن هم همان است که آنها را به انجام کار خوب سوق می دهد.برای این که به اهدافتان نائل آیید،مهمترین ترکیب،شوق و انگیزه است.اچ.ال.منکن در کتاب خود،منتخبی از منکن،نویسنده را این گونه توصیف می کند:در او غرور متعارف همه آدم ها،به شکلی بیکران، اغراق شده است و او آن را نیرویی ناب ارزیابی می کند که باید نگهش دارد. انگیزه های فاتحانه اش به نسبت هم نوعانش حرکت دارند و چرخ می زنند. او بال هایش را تکان می دهد و فریاد های مبارزه جویانه اش را به صدا در می آورد. اگر چه این مسئله امری ممنوعه از سوی نیروی نظامی همه کشورهای متمدن است، اما او غرورش را با گذاشتن فریاد هایش روی کاغذ،بیرون می ریزد.

همه ما خواهان توجه،تصدیق و جاودانگی هستیم.چه یک نویسنده آن را بپذیرد یا نه، خود پسندی عاملی قوی و برانگیزاننده در نوشتن است. اما اجازه دهید که در این راستا به حرف های هیئت نویسندگانمان گوش دهیم.

ران باس: فقط یک دلیل برای فیلمنامه نویس شدن وجود دارد،یا شاید به طور کلی برای نویسنده شدن؛ و آن این است که شما نمی توانید از نوشتن دست بردارید. این چیزی است که شما دوست دارید انجامش دهید. این کسی است که شما هستیدو من می نویسم برای این که راهی نیست که نتوانم بنویسم. وقتی که شش سالم بود، شروع به نوشتن کردم، چون آن را دوست داشتم که به روش خودم داستان بگویم. وقتی که نو جوان بودم،رمانی نوشتم و بعد وکیل شدم تا بتوانم از خانواده ام حمایت کنم. این قضه ۱۶ سال مرا از نوشتن دور کرد. واقعا دلم برای نوشتن تنگ شده بود. بعد به نوشتن رجوع کردم، اما به کسی نگفتم که دارم می نویسم.بار دومی که نوشتن را شروع کردم،به خودم گفتم : « اصلا چرا اینقدر طول کشید که دوباره به این کار برگردم؟ » در زندگی آن احساسی که نوشتن به من می دهد،از هیچ چیز دیگری به من منتقل نمی شود.

استیون دی سوزا : یک دلیل خوب برای فیلمنامه نویس شدن به نظر می رسد یک خروجی طبیعی باشد برای انرژی خلاق شما. و یک دلیل بد، فقط این که روزی به یک سمینار فیلمنامه نویسی در هالی دی این رفتی.

جرالد دی په گو:نوشتن برای من مجاورتی دارد با یک فکر دائمی. انکار کنید که من انتخابی ندارم، مثل نفس کشیدن در حالی که شما به یقین می توانید خود را با شک ها عذاب دهید،اما سماجتی در این کار هست که هیچ ربطی به این پرسش ندارد : « من باید این کار را بکنم یا نکنم؟ » اما بیشتر به این جملات معنی میشود: « من طاقت ندارم .من آن را دوست دارم.من به انجامش نیاز دارم.»

لسلی دیکسون : من یکی از آن دختران کوچکی بودم که معلم انگلیسی شان به او می گفت تو باید یک نویسنده بشوی.پدر هم نویسنده بود و پدربزرگ و مادربزرگم نیز هنرمند بودند. بنابراین حدس می زنم این ژنی است که در من کاشته شد و به درون سرم پرتاب شده. از وقتی که هشت ساله بودم، رویایم این بود که می خواهم نویسنده شوم.من می خواستم به شکلی از نوشتن برسم که مجبور نباشم به آن به عنوان یک کار نکبتی نگاه کنم.دوست داشتم در شب بنویسم. و حالا که با سینما درگیر شده ام،مثل ازدواجی منطقی می ماند که هم از سر شوق است و هم حسابگری.

آکیوا گلدزمن: نمی توانم فکر کنم کاری از این کامل تر برای من وجود داشته باشد. من به اندازه کافی خوشبخت بوده ام که از نزدیک با کارگردانان و بازیگران کار کرده ام و شنیده ام که کلمات چطور ادا می شوند و چگونه در تعامل با هنرمندان عوض می شوند.مثل تجربه ی یک اردوی تابستانی است که البته به آن می گویند یک فیلم.این موضوع برای من مهم است، چرا که عمل نوشتن،خود کاری کاملا انزواطلبانه است،اما عمل ساختن یک فیلم،کاملا جمعی است.بنابراین،این کار، برای من یک تعویض قطب کامل است؛تنهایی نوشتن و شلوغی ساختن فیلم.

نیکولاس کازان : من شروع به نوشتن کردم،چون یک خط دیالوگ می شنیدم و آن را یادداشت می کردم. بعد خطی دیگر می شنیدم و همین طور به طور اتفاقی یک نمایشنامه نوشتم. وقتی نشستم تا نمایشنامه بنویسم، اصلا هیچ چیزی درباره آن نمی دانستم. من آن نمایشنامه ۴۰ دقیقه ای را فقط با استفاده از همان دیالوگ های یادداشت شده نوشتم.تجربه انجام این کار دراماتیک که از طریق ناخودآگاهم به من منتقل شده بود،تاثیری قوی و مسکن داشت که مرا تسخیر کرده بود.

جیم کوف : من می نویم چون از نوشتن لذت می برم؛چون سینما را دوست دارم. اما مهمترین دلیل نوشتن برای من این است که کسی دیگر نوشته های مرا دوست دارد و برای آنها به من پول می دهد. وگرنه من ترجیح می دهم بروم ماهیگیری کنم.

تام شولمن : سال هاست که این کار را می کنم و نوشتن برای من به عادتی تبدیل شده است.مثل این می ماند که اگر یک روز صبح پیاده روی نکنم،خیلی سر حال نیستم .من دیگر نمی توانم از آن خلاص شوم.زمانی سعی کردم یک رمان بنویسم،اما متاسفانه هر صفحه آن دو و نیم صفحه طول میکشید.بعد از چند بخش با خودم کر کردم : « من دارم با کی شوخی می کنم ؟» لازمه آن کار صبر و حوصله ای است که من اصلا آن را ندارم. من می توانم که آیا برای فیلمنامه نویس شدن دلایل بد هم وجود دارند؟ دلایل و انگیزه ها معمولا پوششی برای چیزها ی دیگر هستند.یک بار پدی چایفسکی به من گفت وحشتناک عاشق شدنش،انگیزه ی خوبی شده که فیلمنامه بنویسد. اما وقتی که شما جلوی ماشین تحریر می نشینید، بهتر است دلایل دیگری در سر داشته باشید.

اد سالمون : من یک فیلم خوب را دوست دارم و به همان اندازه هم یک کتاب خوب را دوست دارم. اما به طور کلی سینما را دوست ندارم.من می نویسم برای این که از نشستن در یک اتاق و مخلوط کردن با هم لذت می برم.دوست دارم به دیالوگ،تصاویر و شخصیت ها فکر کنم واین برایم جالب و با مزه است، اما این که آنها را طوری با هم ترکیب کنم که به داستانی جذاب برسم،کاری است که واقعا برایم سخت است.

رابین سوییکورد : من نمی توانم به خواسته و رویای آدم ها مبنی بر فیلمنامه نویس ایراد بگیرم. هر دلیلی که شما را به حرکت وا می دارد، بجاست. عشق به نوشتن با هر دلیلی درست است.خیلی سخت است که یک زندگی را فقط از راه نوشتن، به پیش ببرید، برای همین است که یک نویسنده ی مشتاق مبتدی دو جور کار دارد.کار اول شما کار روزانه تان است. این کار به شما کمک می کند که جا و مکانی برای زندگی داشته باشید و غذایی برای خوردن.در ضمن به کار نوشتن هم مشغولید که با فاصله ای از بقیه دنیایتان اتفاق می افتد و تضمین بسیاری کمی در آن است. هر کسی که بتواند برای مدتی این کار را انجام دهد و هر چیزی را که نوشته،قادر باشد به عنوان نویسنده بفروشد،باید به او تبریک گفت. چه فیلمنامه نویسی هستید که می خواهد جزئی کوچک و میکروسکپی از جمعیت نویسندگان باشد که با نوشتن،یک زندگی را سروسامان می دد و چه جزو آنهایی باشد که وقتی سر صبح از خواب بلند می شوند،کلی طرح در سرشان دارند و باید بنشینند و آنها را بنویسند؛در هر صورت شما کاملا درست عمل می کنید.

دسته بندی:
  سينما و نمايش
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.