Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

شاهنامه به زبان نثر(قسمت سوم)

توسطپرنيان پورشاد 2 سالقبل2دیدگاه‌ها
خانه  /  با هنرمندان  /  شاهنامه به زبان نثر(قسمت سوم)

سلامی گرم به نگاههای پرمهر شما همراهان همیشگی کافه داستان که با پیامهای دلگرم کنندتون به من این انرژی رو دادید تا با انگیزه ای مضاعف به ادامه کار این صفحه بپردازم .

علاقه مندان به این صفحه میتوانند از این پس در روزهای دوشنبه منتظر قسمتهای جدید داستانهای شاهنامه باشند و بنده حقیر نیز تمام تلاشم را میکنم تا مطالب در اسرع وقت در پیشگاه دیدگان شما قرا بگیرد.

لازم میدونم به خاطر برخی پیامها تکرار کنم به علت تعداد بالای نسخ شاهنامه قطعا تفاوت هایی در نوشته ها وجود خواهد داشت و مطالب پیش رو براساس یکی از نسخه نوشته خواهد شد . تمام تلاش براین است داستانها به زبان ساده و کوتاه نوشته بشوند.به همین خاطر پیشاپیش اگر کاستی در نوشته ها بود بنده رو ببخشید و مطلب حائز اهمیتی به ذهنتان رسید برای ما پیام بگذارید .

سپاس از همراهیتان.

 

بنام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای  خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیهان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر

 

_ پادشاهی کیومرث :

داستان شاهنامه با پادشاهی کیومرث آغاز میشود که در حدود سی سال پادشاهی کرد او پادشاهی خوب بود و همه دد و دام و جانورانهرچه در گیتی بود مطیع اوامر او بودند.وی پسر زیبایی به نام سیامک داشت کهخیلی مورد توجه و علاقه پدر بود.اهریمن برآنها حسادت آورد .پسر اهریمن به ادعای تاج و تخت شورید و با سیامک جنگید و در این جنگ سیامک کشته شد.

فکند آن تن شاهزاده به خاک     به چنگال کردش جگرگاه پاک

کیومرث وقتی خبر مرگ پسرش را شنید به سختی متالم شد و به سوگواری پرداخت و همچنان  کینه کشته شدن پسرش را در دل داشت . سیامک پسری داشت به نام هوشنگ که کیومرث اورا چون فرزندش دوست میداشت و او را به خونخواهیپدرش تشویق نمود . هوشنگ به جنگ اهریمن رفت و اورا شکست داد.

کشیدش سراپای یک سر دوال      سپهبد برید آن سر بی همال

کیومرث چون به آرزویش رسید بعد از مدتی روزگارش سرآمد و مرد و هوشنگ به پادشاهی رسید.

 

_ پادشاهی هوشنگ  :

وی پادشاهی سخاوتمند ، عادل بود  و در حدود چهل سال پادشاهی کرد . در زمان او آبادانیهای زیادی به وجود آمد ، آهن شناخته شد و آهنگری به عنوان پیشه ای نوین به وجود آمد . کشت و زرع به وجود آمد که تا پیش از آن مردم جز میوه چیزی نمیخوردند و لباسشان از برگ درختان بود.همچنین در زمان هوشنگ آتش شناخته شد  بدین ترتیب که یک روز شاه به سوی کوه در حرکت بود از دور چیزی دید سیاه و تیره مانند مار که به طرف آن می آمد سنگی برداشت و به سوی او پرتاب کرد و سنگ به سنگ دیگری برخورد کرد و آتش پدیدار گشت ، هوشنگ از از کشف آتش خوشحال شد و معتقد بود که این فروغ ایزدی ست و اهل خرد باید آن را بپرستند.او جشن گرفت  واین جشن سرآغاز جشن سده بود.

 

_ پادشاهی طهمورث :

طهمورث  سی سال  پادشاهی کرد و در زمان او پیشرفت های دیگری به وجود آمد . طهمورث وزیری پاکنهاد به نام شیداسپ داشت.اما در این زمان دیوان دوباره به گردن کشی پرداختند و طهمورث به جنگ آنها رفت و آنها را تارو مار کرد. بعضی از آنها به التماس و لابه افتادند که مارا مکش تا هنری به تو بیاموزیم .پادشاه پذیرفت و دیوان به او نوشتن به سی زبان از جمله : رومی، تازی، پارسی، سفدی، ، چینی، پهلوی و… را یاد دادند. بالاخره روزگار طهمورث هم سرآمد  و پسرش جمشید برتخت  تکیه زد.

 

_ پادشاهی جمشید :

پادشاهی جمشید به هفتصد سال میرسد و جهان از عدالت او در آسایش و داد بود. در این زمان لوازم و ابزار جنگ پیشرفت کرد و آهن را نرم کرده و از آن خود و زره و جوشن وخفتان و درع و برگستوان به وجود آوردند و این حدود پنجاه سال طول کشید.

زکتان وابریشم و موی وقز     قصب کرد پرمایه  دیبا و خز

و بدین سان ریسیدن و بافتن را آموختند.جمشید گروهی را معروف به کاتوزیان از میان مردم انتخابکرد که کار آنان پرستش بود و کوه را جایگاه آنها قرار داد. گروهی دیگر را برای جنگ برگزید و آنان را نیساریان نام نهاد .گروهی دیگر نسودی  نام داشتند که میکاشتند و میدرویدند و از دسترنجشان میخوردند.آزاده بودند و سرزنش کسی را نمیشنیدند. گروه چهارم اهنوخشی نام داشت  که اهل اندیشه وبینش بودند .جمشید به هر گروه جایگاه ویژه خود را داد بعد به دیوان دستور داد  خاک را به آب آمیخته ، خشت بسازند و دیوار کشند و کاخ و گرمابه درست کنند. در زمان او یاقوت و بیجاده و سیم و زر به چنگ آمد.بوهای خوش چون عنبر و کافور و مشک و عودو گلاب به وجود آمد.پزشکی شکل گرفت ،کشتی ساخته شد، جمشید تختی ساخت و گوهرهایی را زینت آن کرد و مردم به دور تخت او حلقه زدند و شادی کردند و جشن نوروز از آن زمان پا گرفت.

به جمشید برگوهرافشاندند   مرآن روز را روز نو خواندند

بدین سان سیصد سال گذشت و مرگ و میر از بین رفت . پادشاه مغرور شد و سر از رای یزدان پیچید و ناسپاسی کرد.

چنین گفت با سالخورده جهان    که جز خویشتن را ندانم جهان

هنر در جهان از من آمد پدید      چو من تاجور تخت شاهی ندید

جهان را به خوبی من آراستم     چنان گشت گیتی که من خواستم

و خلاصه اینکه آرامش و خور و خواب شما از من است هیچکس جز من سزاوار شاهی نیست، من بودم که مرگ و میر را از جهان برداشتم پس هرکس به من نگرود اهریمن است.

گرایدون که دانید من کردم این     مرا خواند باید جهان آفرین

چون این سخنان گفته شد فرایزدی از او گسسته شد و عده زیادی از او روی برگرداندند، سپاه پراکنده شدو روزگار جمشید تیره گشت.

 

دسته بندی ها:
  با هنرمندان, داستان, ساير آثار
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 100
درباره

 پرنيان پورشاد

  (64 مقالات)

2 دیدگاه

  • اهورا says:

    ممنون.پس یه برنامه به برنامه‌های روزانه اضافه شد و باید (صبح .ظهر.شب؟؟؟)دوشنبه داستان‌های شاهنامه بخونم.
    مشتاقانه منتظرم.بازم سپاسگزار

  • اهورا says:

    با خبر شدم شاعر برجسته استاد معینی کرمانشاهی فوت کرده. خاطرات خیلی‌ها با نام او آغشته‌ست. (بیش‌تر با ترانه‌هایی که مرضیه‌ ازش خونده ) . شاعری که لحظه‌های خوب و به‌یاد موندنی برای این مردم خلق کرد. جان و روح مردم این سرزمین رو خوب می‌شناخت و ازین شناخت به‌جایی رسید که آثارش رو جاودانه کرد.
    از قضا در چند سال اخیر کتابی هم در دست تالیف داشت که بی‌ربط با شاهنامه نبود. امیدوارم دوستان مطلبی ازش در این سایت منتشر کنن.

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.