خانه / شعر / آثار ارسالي / دو شعر (ع.بهار)

دو شعر (ع.بهار)

۱

سروده فرشته‌ای گریان

بی‌آنکه زمختی زمانه را
از یاد برده باشم

این روزها

عجیب  مثل فرشته‌های گریان
لطیف شده‌ام
دور و برم علاوه بر شیطنت کلاغ‌ها
شرم بازی گربه‌ها
چند تایی هم بشریم
هرکه باشم من نیز ادامه
این همه آدمی هستم
سرگردان در وسع وسیع  آسمان

ستاره و کهکشان

وهر غروب که می‌رسد از راه
فکر می‌کنم خورشید را از دست داده‌ام
تهران امیرآباد اسفند ۹۵  ع-بهار

۲

سروده شستن یادگارها

جغرافیای موطنم ویر می‌رود

راستی قلب من در کجای جهان تسلیم شد

که همواره عاشق است

پای من بر کدام سرزمین قدم گذاشت

که تاب ایستادن نداشت

دست من در استغاثه

کدام نیاز فرو رفت

که از درخت آشنای آنجا

فقط میوه‌های غربت چیدم

حالا که خاطره‌ها حتی

فرصت تماشای ابر و باد را ندارند

و باران اگر ببارد

برای شستن یادگارهاست

دارم به سمت رنج ابدی بشر کوچ می‌کنم

بی آنکه بدانم

شمال آرزوی من کجاست

جنوب آسودگی من

از مسیر کدام ستاره می‌گذرد

خسته و بیتاب

از ستم بی پایان روزگار

که بر هر انسانی می‌رود

بسان اندوه مادرم

گاهی که اندکی دیر می‌رسیدم

بگذریم !

باد صبایم که دربدرم

تهران امیرآباد اسفند ۹۵  ع-بهار

درباره ی احسان رضایی

احسان رضایی

همچنین ببینید

من تو ام(محمد داودزاده)

“من تو ام” این منم، مست و زخود رانده پریشانم و هیچ. بنشین با من ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *