Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

درباره صادق چوبک نویسنده بی پروا! (علي ربيعي – ع.بهار)

توسطehsan.rezaei 1 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  با هنرمندان  /  درباره صادق چوبک نویسنده بی پروا! (علي ربيعي – ع.بهار)

نویسنده قصه های  معروف تنگسیر وسنگ صبور و انتری که لوطی اش مرد همیشه می گفت جامعه را آن گونه که هست ترسیم می کنم نه آنگونه که باید باشد که باید ها دستی در رویا و توهم دارند خیال محضند اگر که زیبایند …شاید هم به تعبیرمن  مثل تاریخند که به میل حاکمان نوشته می شوند به همین دلیل هم  کتابهای تاریخ مدارس را دروغگوترین منابع آموزشی می شناختم و هیچگاه بیش از محفوضات  امتحانی برایم اهمیتی نداشتند زیرا که دست پختی ژله ای بیش نبودند و هران با  امکان تعویض و تغییر زمانه همه آن محفوضات با علامت  سوالی بزرگ در ذهن من وشما می ماندند تا بدیلی پیدا بشود یا نشود …که اگر پیدا نمی شد به آنی باد هوا می رفت و این را اهل خرد خوب می دانستندو می دانند و حاکمیت های زود باورو فراموشکاراما هیچگاه نمی پذیرندوبرای بقای خود حدی و اندازه ای قائل نیستندونبودند که بجز افعال منفی برای این قسم از حیات بشری چه داریم که بنویسیم سرنوشت حاکمان ظالم و ملتهای مظلومی که به تبع آن بجز مشتی  خاکستر مانده برجای از بدفرجامیهای خود ساخته و پیله ای که آن کج کلاه خانها را به طمع خام می انداخت وسپس نسلهایی را به روز سیاه در اینجا جدولی را مشاهده می کنیم که بعضی خانه هایش یا گم شده اند ویا خالی از فعلند به عبارتی در انفعال محضند و این خانه به تعبیر فروغ در جهان سوم محل اتراق روشنفکران منزوی ست که به آخر خط می رسند ….بگذریم …واما صادق چوبک نویسنده جنوبی  دیار بوشهرکه هرچند سیاسی نمی نوشت اما مثل هر نویسنده جهان سومی شرسیاست کم وبیش تا پای گور گریبانش را رها نکرد…. از اولین رمان نویسان مدرن ایران متولد ۱۲۹۵ در بوشهر و درگذشته در یک روز دم کرده شرجی درست مثل حال و هوای بوشهر  خودمان که هرجا بروی آسمان همین رنگ است   جمعه ای خاکستری ۱۲ ژوئیه ۱۹۸۸ در امریکا…معادلش را خود دانید….او در همهِ جنوب باد و خاک وسراب با زاریها و نزاریهایش مانوس بود واز تنگ چشمی زمین و زمانه ها بسان  دیگر همنسلانش دلی پر خون داشت از جمالزاده  بیا تا علی دشتی  با یک ذره پذیرش آبستره زمانه و مردمی که با همین وضع و حال خو گرفته بودند …..و دربدران چندی از وطن چون بزرگ علوی که راه خود را رفت  وسرامدان همه آنها صادق هدایت بود که  به هزار و چند دلیل او  را  سرنوشتی سخت و جانکاه به  آواره گی کشاند و تا بیاید و عادت کند و از نو شروع به تجربه و نوشتن دید که کار از کار گذاشته وهمچنان این خانه سیاه است  لذا عطای زندگی را به لقایش بخشید و رفت که رفت و هنوز هم او میرود و دنباله هایش کم از شهاب های سوخته در آسمان سرزمین های بی قدر و منزلت نبودند …تا آنجا که حالا دیگر باید سبک و سیاقی از ادبیات دور از وطن را شرح داد و تجربه و ترجمان سوخته دلانی چند…و اما صادق چوبک علاوه بر ساده و شفاف  که بناچار عریان ووقیح هم می نوشت تا من خواننده بار گناهم را سنگینتر نکنم بلکه به مفارقت و همدلی تا همه رنج ها و مرارت هایش تن دهم ..شما هرکدام می توانید شیر محمد تنگسیری یا نقطه مقابل آن تجار دلال و خسیس بازار بوشهر باشید شخصیت هایی تنیده با انفعال حاکم  بی آنکه توانایی تغییر داشته باشند و من و شما هم مثل هرانسانی سرشته با آرزوهای بزرگ با نقش های مثبت صمیمانه تر ارتباط برقرار می کنیم و اگر شد سنگی هم بر در و دیوار خانه کدخدای ظالم می زنیم بی آنکه به اصل مطلب پی برده باشیم ….این قصه ها همه دلالت دارند که صادق چوبک نویسنده ای بود  که می خواست در قلمرو آفتاب شرح ماجرا کند هرچند زمانه دل تاریکی ها را بیشتر دوست داشت و مخمل همان عنتری که لوط اش مرده بود بعد از آن همه شادی و گریز باز به دامن لوطی مرده بر میگردد زیرا که جامعه آنچنان فرتوت و اسیر کاهلی و نادانی ست که عنتری را هم تاب نمی آورد  وصادق چوبک این نویسنده عریان و معترض بی آنکه آرمانخواه باشد علیرغم آفتاب داغ جنوب به این جنبه های تاریک دلبسته تر هجوم می برد شاید که روزنه ای گشوده  گردد ….

 ….دنیای آدمها در رمانها و نمایشنامه های چوبک دنیای آدمهای واقعی و عمودی بود که سیاه و سفید می بینند…مثل اکثر آدمهای استبداد زده شرقی ..که بیش و کم دور و برمان هستند و گاهی شاید خود ما نیز باشیم…..

…دنیای او دنیای روسپی ها و لات ها و عربده کش ها و راننده های کامیون و جاده ها ی بارانی بود دنیای آدمهایی که عجله دیدار با معشوقه ای و شاید هم زن و فرزندان دارند  که ناچارند از سرشب تا بوق سگ … تا صبح برانند…از بسکه چشم  به جاده دوختم …به ناکجا…. ای بنز لعنتی بکجا می کشانیم!…..برسد یا نرسد؟!….

…..و به دلیل بی پروا نویسی از زیر پوست شبی که در خلوت های ولنگار بود  او را نویسنده ای فساد اندیش و بی اخلاق می شناسند  که مراعات ادب رسمی را نمی کند و به عبارتی غیر متعهد است ….هرچند به تعبیر رضا براهنی نویسنده ای که گاهی جای پای چوبک گذاشت …چوبک حد فاصل فقر و جهل راخوب  می فهمید ودوست داشت و صادقانه هم دوست داشت  به زبان و قلمی که می نویسد  این گودال بیچاره گی یعنی فقر و جهل به عصای معجزه آسای خرد و دانایی   پرشود…

از دفترهای گذشته (علی ربیعی )ع-بهار

Bahar524@gmail.com

http://alibahar.blog.ir

 

 ۷(۱۷۵)

دسته بندی:
  با هنرمندان
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.