Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

جشن چهارشنبه سوري

توسطehsan.rezaei 2 سالقبل1 دیدگاه
خانه  /  مقالات  /  مؤلفین داخلی  /  جشن چهارشنبه سوري

چهارشنبه‌سوری که با نام‌های چهارشنبه آخر سال و شب چهارشنبه سرخ نیز شناخته می‌شود یکی از جشن‌هاي ايراني است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. به مناسبت فرا رسيدن اين روز فرخنده و كهن بد نديديم كمي پيرامون اين روز تحقيق نماييم. ماحصل گشتي كوتاه در فضاي مجازي و مقالات موجود در ذيل به حضور شما همرهان صميمي تقديم مي‌گردد.

پیشینه

ریشه‌شناسی

واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه — نام یکی از روزهای هفته — و سور به معنای عیش و عشرت ساخته شده است. طبق آیین باستان در این روز آتش بزرگی بر افروخته می‌شود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر، زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر مردم خواهان آن هستند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به آنها بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد

قدمت چهارشنبه سوري

چهارشنبه سوري را برخي مرتبط به جشن نوروز به معناي باززايي طبيعت دانسته و كار به ايراني بودن آن نداشته نوروز را نه سنتي ايراني كه بين النهريني يا حداقل بومي آسياي غربي و يا بومي خود ايران قبل از مهاجرت آريائيان مي دانند و چنانكه ذكر شد عقيده دارند جشن چهارشنبه سوري به جهت استقبال از گرما انجام مي پذيرد و برخي ديگر صرفا آنرا به همراه جشن نوروز جشني صرفا ايراني دانسته و دلايلي بر برگزاري آن در بعد از اسلام از كتاب «تاريخ بخارا» تاليف ابوبكر بن جعفر نرشخي(متوفي قرن چهارم هجري) آورده اند كه امير منصوربن نوح ساماني در سال ۳۵۰ هجري قمري (قرن چهارم هجري) جشن سوري(چهارشنبه سوري) را بنابر عادت قديم به جاي آورده است.

حال آنچه در اين بين مهم است ارتباط اين جشن با دين زرتشتي و زرتشتيان است.

ایران باستان

برافروختن آتش بر روی هیزم و روشن‌کردن فشفشه، از رسوم جاافتاده در جشن چهارشنبه‌سوری است. یکی از جشن‌های آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است، جشن سوری بوده‌است. سوری به یک معنی سرخی است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز می‌افروخته‌اند. در تاریخ بخارا آمده‌است: «چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.» این آتش را در شب سوری که هم‌زمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها می‌افروختند که هم شگون داشته و هم به باور پیشینیان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانه‌های خود رهنمون می‌کرده‌است.

 

به دیگر سخن این آتش‌افروزی بر بام خانه‌ها، آخرین گام از آیین‌های «گاهنبار پنجه» یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان می‌گویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست -اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) می‌باشد.

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش‌افروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهای خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.

رقص با آتش

آیین آتش‌افروزی پیش از نوروز به گونه‌های دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار می‌شود، آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش می‌افروزند و از روی آن می‌جهند. بنا به آیینی کهن در سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده می‌شود به عنوان آغاز بهار می‌شمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی می‌پردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتش‌افروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور رومانی گزارش کرده‌اند.

آیین آتش‌افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفته‌است. در ایران باستان بخش‌بندی هفته به گونه امروزی (شنبه تا پنجشنبه و جمعه) نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشته‌است (امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،… ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و …). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیده‌اند که به معنی فراغت و آسایش است. بخش‌بندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیده‌است. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشته‌اند؛ برای نمونه اینکه چهارشنبهٔ هر هفته روز شومی است.

 

منوچهری دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره می‌کند:

 

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور                      به ساتکین می‌خور تا به عافیت گذرد

یادکرد در شاهنامه

در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون

يزد

زرتشتيان در يزد و روستاهاي اطراف آن از ديرباز در آخرين ساعات سال كهنه و پيش از دميدن آفتاب در روز اورمزد و فروردين ماه (پس از ظهور اسلام گاه شماري بدون كبيسه) به آتش افروزي بر بام خانه آنهم بلندترين جاي بام مي پردازند كه بر اساس نظر محققان و انديشمندان اين عرصه، نشانگر استقبال از فروهر نياكان در گذشته دارد و اين آتش افروزي با برپايي آتش در شب چهارشنبه آخر سال نمي تواند بي ارتباط باشد هر چند تغييراتي در شيوه و اعتقاد به برگزاري آن رخ داده است.

شیراز

افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده‌است و در آنجا توپ کهنه‌ای است، که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند. زنان در گذشته در حمامی که آب آن از رودخانه سعدیه می‌آمد در این روز استحمام می‌کرده‌اند. (به جهت رفع بلاها و گشوده شدن بخت دختران)

شهرهای کُردنشین

در شهرهای کردنشین ایران، رسوم و مراسم آخرین چهارشنبه سال و نوروز بدین ترتیب است که ابتدا برفراز کوه ها؛ بالاترین نقطه کوه آتش روشن می‌کنند و همچنین در مکانی مناسب آتش بزرگی افروخته به دور آن به رقص محلی و پایکوبی می‌پردازند، (مانند نوعی سپاسگزاری و نیایش) کُردها از دیرباز آتش را گرامی و مقدس می‌پنداشتند و در ادبیات کُردی بسیار از آتش و مراسم نوروز کُردها یادشده است.

اصفهان

افروختن آتش در معابر، کوزه‌شکستن، فالگوشی، گره‌گشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد.

 

تبریز

آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این اواخر متداول شده‌است. در گذشته به جای آتش‌افروختن و پریدن از روی آن صبح روز چهارشنبه کودکان و جوانان از روی آب روان پریده و جمله «آتیل ماتیل چرشنبه بختیم آچیل چرشنبه» را می‌گفتند. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی‌شود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه‌سوری خوانچه‌ای از آجیل خام و میوه خشک برای او بفرستند.

در تبریز آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن‌های خود بر یکدیگر آب می‌ریزند.

لرستان

در لرستان این مراسم مانند دیگر مناطق ایران با روشن کردن آتش آغاز شده و روشن کردن آتش در ارتفاعات و غلتاندن آن به کمک وسیله‌هایی به پایین مرسوم است.

خراسان

ایرانیان در شب چهارشنبه سوری گاه سه کپه آتش (به نشانه سه پند بزرگ ایرانیان باستان: اندیشه نیک و کردار نیک و گفتار نیک) و یا هفت کپه آتش (به نشانه هفت امشاسپندان) فراهم می‌کنند.

در استان خراسان و شهر مشهد و خراسان جنوبی مردم در قدیم در شب چهارشنبه سوری هیزم اتش می زنند. نام این هیزم ها عبارت است از چرخه، خار و اسپند. اسپند دود کردن و یا اسپند(اسفنج) به داخل آتش ریختن از آداب مردم خراسان در تمام جشن ها و مناسبت ها است. در داخل آتش اسپند نمک می ریزند که حالت ترقه و انفجار دارد.

 

آیین‌های چهارشنبه‌سوری

افروختن آتش

عنصر بنیادین آیین جشن چهارشنبه سوری، عنصر آتش است. در مناطق گوناگون ایران در در شب چهارشنبه سوری گاه سه کپه آتش (به نشانه سه پند بزرگ ایرانیان باستان: اندیشه نیک و کردار نیک و گفتار نیک) و یا هفت کپه آتش (به نشانه هفت امشاسپندان) فراهم می‌کنند.

قاشق‌زنی

در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. آیین قاشق‌زنی احتمالا نشات گرفته از این عقیده است که ارواح نیک درگذشتگان در رستاخیز آخر سال به میان زندگان بازگشته و به شکل افرادی که رویشان پوشیده است به خانه بازماندگان سر می‌زنند و زندگان برای یادبود و برکت به آنان هدیه‌ای می‌دهند. در زند اوستا آمده است که پنج روز آخر سال تا روز پنجم فروردین اورمزد دوزخ را خالی می‌کند و ارواح رها می شوند. قاشق زنی استفادهٔ ارواح از زبان بدنی به جای زبان گفتاری است.

حاجت خواهی از توپ مروارید

توپ مروارید، یک توپ نظامی بزرگی واقع در میدان ارگ تهران قدیم، روبروی نقاره‌خانه قدیم. وجه تسمیه این توپ معلوم نیست اما برخی (کتیرائی، ۱۳۷۸) علت نامگذاری را چند رشته مروارید ذکر کرده‌اند که به دهانه توپ آویزان بوده‌است. نوشته حک شده روی توپ نام سازنده آنرا اسماعیل اصفهانی و سال ساخت آنرا ۱۲۳۳ (به امر فتحعلی شاه قاجار (حکومت: ۱۲۱۲-۱۲۵۰)) ذکر کرده‌است. این توپ هم اکنون جلوی ساختمان شماره هفت وزارت امور خارجه (باشگاه افسران پیشین) قرار دارد.

این توپ در فرهنگ عامه حائز اهمیت بوده‌است به نحوی که در دوران قاجار خرافات بسیاری پیرامون آن شکل گرفت و مردم برای گرفتن حاجت‌های خود به آن توسل می‌جستند. رواج خرافاتی از این قبیل، باعث شده بود عده‌ای از زنان و دختران، به نیت حاجت روایی و بخت گشایی به دورش جمع شوند و به آن دخیل ببندند، بخصوص در شبهای بیست وهفتم ماه رمضان و شبهای قدر. درشب چهارشنبه سوری نیز زنان و دختران پول و شیرینی و کله قند به نگهبانان توپ می‌دادند تا در اجرای مراسمشان آزاد باشند. صادق هدایت کتاب توپ مرواری را در انتقاد از خرافات رایج میان مردم درباره این توپ با توجه به اوضاع سیاسی و اجتماعی آن دوره نوشت.

 

فال‌گوشی و گره‌گشایی

یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.

آجیل مشگل‌گشا

در گذشته پس از پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی‌مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

چهارشنبه سوري و زرتشتيان

در اين خصوص بايد گفت كه زرتشتيان از ديرباز در پايان چهره همسپد ميديم گاه و سحرگاه روز بعد از آن (اورمزد و فروردين ماه) به جهت استقبال از سال نو و در ارتباط با فرود يا بدرقه فروهر درگذشتگان بر بام خانه آتش مي افروختند كه اين خود باوري آييني و اسطوره اي به همراه دارد و از ديرباز زرتشتيان اين مراسم را به انجام رسانيده اند. باور زرتشتيان كنوني آن است كه در سپيده دم روز آتش افروزي فروهر و روان نياكان كه پنج روز پنجه يا به عبارتي با احتساب پنجه بزرگ و كوچك ده روز به ديدار فرزندان و خانه و كاشانه خويش آمده اند به مامن خود باز مي گردند و پاشيدن آب و آويشن پس از آتش افروزي سحرگاه در سپيده دم و قبل از طلوع آفتاب بر سراسر پشت بام خانه نشان از وداع با فروهر درگذشتگان دارد ولي باور اسطوره اي آن است كه با آتش افروزي بر پشت بام هر خانواده به راهنمايي فروهرهاي درگذشتگان خويش مي پردازد تا به سراي خود فرود آيند و در ايام خوشي و سال نو در جوار اخلاف خود باشند و در جشن فروردينگان(فرودگ) كه جشن مخصوص روان و فروهر درگذشتگان است از آنان بصورت همگاني و مفصل تجليل مي شود. شايان ذكر است كه در اوستا «فروردين يشت پاره ۹» آمده:

«فروهرهاي نيك تواناي پاكان در هنگام همسپتمدم از آسمان به سوي زمين فرود آيند و ده شب پي در پي از براي آگاهي يافتن از بازماندگان در اين جا به سر برند.»

نظر صاحبنظران پيرامون چهارشنبه سوري

دكتر ژاله آموزگار معتقد است كه گاه نوروز گاه فرود آمدن ايزدان به زمين است از جمله ايزدان مهمي كه در اين زمان فرود مي آيد ايزد اساطيري رپيهوين (rapihwin- رپيتون- رپيثون) است كه گاه مقدس نيمروز بوده و نيمروز خود زماني است كه همه رخدادهاي مهم اساطيري در آن گاه رخ مي دهد از جمله نيايش اورمزد و آغاز كردن آفرينش، رستاخير و همپرسگي اوشيدر و اوشيدرمه و سوشيانس و همه در اين گاه صورت مي گيرد همچنين رپيتون خود يكي از پنج گاه شبانه روزي نيايش در دين زرتشتي است او ايزد تابستان است و بنابر تقسيم فصول باستاني تابستان بزرگ از اولين روز فروردين تا سي ام مهر ماه ادامه دارد و در اين هفت ماه زندگي زايااست و با آمدنش گرما و رويش و زايش طبيعت انجام مي شود و مي توان برداشت نمود كه با اين آتش افروزي به استقبال اين ايزد و ايزدان همراه مي روند.

اما روانشاد استاد پورداوود معتقد است: آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است و شك نيست كه افتادن اين آتش افروزي به آخرين چهارشنبه سال پس از اسلام رسم شده چون ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند و همچنين عبارت «جاحظ بصري» نويسنده كتاب «المحاسنو الاضداد» را نيز آورده است (آناهيتا- پورداوود، ابراهيم انتشارات اميركبير ۱۳۴۳) و روانشاد دكتر بهار نيز معتقد است آتش افروزي و گذاشتن چراغ در كنار غذا بر پشت بام بواسطه جشن آمدن فروهرهاست تنها به اين طريق همه فروشي ها (فروهرها) مي آيند نه يك تنه بلكه همه با هم و به كمك هم مي آيند و از سيل هاي بهاري جلوگيري مي كنند و مي توانند اگر دشمني بخواهد به بازماندگان صدمه رساند او را دفع كنند جشن بهار را همسپدميديم مي نامند كه جشن آمدن فروهرست و ايشان ذكر مي كنند كه در گذشته هر گاه جنگ خيلي مهمي در پيش داشتند سعي مي كردند كه جنگ را در بهار آغاز كنند چون فروشي ها (فروهرها) در بهار به ياري بازماندگان مي آيند (كتاب از اسطوره تا تاريخ- بهار، مهرداد، نشرچشمه ۱۳۸۱) دكتر كتايون مزداپور نيز آتش افروزي بر بام ها را به هنگام استقبال از نوروز پيش از بامداد اورمزد و فروردين ماه را برگرفته از امور مقدس دانسته و ريشه اين مراسم را كه در بين زرتشتيان و همچنين در روستاهاي مختلف ايران و حتي خارج از ايران (روستاهاي جنوب كشور روماني) برگزار مي شود را بهم مرتبط مي داند و كلا جوهره اصلي نوروز و جشن نوروز را چون روانشاد دكتر بهار جشن ستايش و تجليل از شهادت مي داند و سمنوي نوروز و حلواي سن زرتشتيان را از لحاظ واژگاني از يك ريشه دانسته و آنرا نوعي حلوا براي شهيد مي داند كه در اعتدال بهاري به دنيا باز مي گردد.(مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز- پژوهشكده مردم شناسي ميراث فرهنگي، ۱۳۷)

روانشاد استاد فروشي در كتاب جهان فروري (انتشارات كاويان ۱۳۶۷ صفحه ۴۳) آورده است:«اين آتش افروزي درست پيش از آغاز روزهاي گاهانيك يا پنجه وه انجام مي گرفته است زيرا ايرانيان بر آن بودند كه فرورهاي نياكان در آغاز از اين روزها به زمين فرود مي آيند و بركت و نيك روزي براي خاندان مي آورند در همين روزها بود كه براي راهنمايي آنان به هنگام آغاز شب در بالاي بام يا صحن خانه ها آتش مي افروختند و مايه آتش را هم از آتشدان ويژه خانه فراهم مي آوردند تا آنها راه خاندان خود را باز يابند و به سوي خانواده شتابند».

منابع

  • مهرداد قدردان، هيربد، چهارشنبه سوری و زرتشتیان
  • ويكي پديا
دسته بندی ها:
  مؤلفین داخلی, مقالات
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (931 مقالات)

یک دیدگاه

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.