Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

تهوع- ژان پل سارتر

توسطehsan.rezaei 4 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  معرفي كتاب  /  تهوع- ژان پل سارتر

به نام خدا

قبل از نقد کتاب نگاهی به زندگی نویسنده می اندازیم:

فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و منتقدفرانسوی بود.

سارتر روز ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ به دنیا آمد. پدرش ژان باپتیست سارتر افسر نیروی دریایی فرانسه بود و مادرش آنه ماری  دخترعموی دکتر آلبرت شوایتزر معروف، برندهٔ جایزه صلح نوبل است. پانزده ماهه بود که پدرش به علت تب زرد از دنیا رفت. پس از آن مادرش به نزد والدینش بازگشت.پدربزرگش چارلز شوایتزر یکی از عموهای آلبرت شوایتزر در مدرسه به آموزش زبان آلمانی اشتغال داشت. ژان در خانه زیر نظر او و چند معلم خصوصی دیگر تربیت شد و در خردسالی خواندن و نوشتن (فرانسه و آلمانی) را فراگرفت. در کودکی چشم راستش دچار آب مروارید شد، به تدریج انحراف به خارج پیدا کرد و قدرت بیناییش را از دست داد.تا ده سالگی بیشتر خانه نشین بود ارتباط بسیار کمی با مردم داشت. همانگونه که خود در کتاب “کلمات” دوران کودکیش را بیان می‌کند، کودکی تیزهوش اما گوشه گیر بود و سالهای کودکی را بیش از هرجا میان انبوه کتابها به خواندن آثار مهم ادبی و تاریخی گذرانده‌است. پس از آن به مدرسه لیس هنری هشتم رفت. دوازده سال بود که مادرش دوباره ازدواج کرد و با همسر جدیدش که یکی از دوستان قدیمی پدر ژان بود به شهر «لا روشل» نقل مکان نمود. این اقدام موجب نفرت سارتر از مادرش شد. تا ۱۵ سالگی برای تحصیل به مدرسه یی در لا روشل رفت اما تحمل شرایط مدرسه و رفتارهای خشونت آمیز دانش آموزان دیگر برای او بسیار دشوار بود.ژان در سال ۱۹۲۰ به یک مدرسه شبانه روزی در پاریس فرستاده شد. در آنجا با یکی از همکلاسی‌هایش به نام «ٔپل نیزان» آشنا شد که این آشنایی به یک رفاقت درازمدت انجامید. نیزان در معرفی ادبیات معاصر به سارتر نقش بسزایی داشت.در سال ۱۹۲۲ موفق به گرفتن دیپلم شد، پس از آن تصمیم گرفت به همراه «نیزان» در «دانشسرای عالی پاریس» در رشتهٔ آموزگاری ادامه تحصیل دهد. ۱۹۲۴ در امتحان ورودی از ۳۵ نفر قبول شده نهایی، رتبه هفتم را به دست می‌آورد. به همراه نیزان دست به انتشار مجله‌ای در دانشسرا می‌زند.چهار سال بعد در امتحانات نهایی رشته فلسفه مردود می‌شود. دلیل رد شدن نیز عقیده سارتر در مورد فلسفه بود. او عقیده داشت «فلسفه فهمیدنی است، نه حفظ کردنی». سال بعد در امتحانات نهایی جایگاه نخست نصیب سارتر می‌شود و «سیمون دوبووار» و «ژان هیپولیت» و «پل نیزان» مقام‌های بعدی را کسب می‌کنند.سیمون دوبووار، فیلسوف، نویسنده و فمینیست فرانسوی همراه و همدم مادام‌العمر او بود. آشنایی این دو به سال ۱۹۲۹ و زمان آمادگی دوبووار برای امتحانات فلسفه در سوربن بازمی گردد. سیمون دوبووار دختر ناز پرورده‌ای که تحت سلطه قرار دادهای مذهب کاتولیک بود بعد از آشنایی با سارتر شدیداً و عمیقاً به او دلبسته می‌شود و تا آخر عمر با او همراه می‌ماند هر چند که این رابطه در سالهای پایانی عمر سارتر تا حدودی ضعیف می‌شود.پس از اتمام تحصیلات در دبیرستان‌های “لوهاور” و “لیون” به تدریس فلسفه پرداخت. پس از مدتی تصمیم گرفت که برای کامل شدن تحقیقاتش در زمینه فلسفه راهی آلمان شود. با استفاده از یک بورس تحصیلی به آلمان رفت و در برلین به ادامهٔ تحصیل پرداخت. در اینجا بود که آشنایی عمیقتری با آثار فیلسوفان بزرگی همچون مارتین هایدگر (فلسفه اصالت وجود یا اگزیستانسیالیسم) و ادموند هسرل (فلسفه پدیدار شناسی) پیدا کرد. اما پس از چندی تاب تحمل حکومت نازی را نیاورد، به پاریس برگشت و کار تدریس فلسفه را دنبال نمود.سارتر از کودکی در پی کسب شهرت بود. به همین دلیل به نویسندگی روی آورد. با این همه مدت‌های مدیدی نوشته‌هایش یکی پس از دیگری از سوی ناشران بازگشت داده می‌شدند و او بدینخاطر نتوانست به آرزوی دیرینه‌اش جامه عمل بپوشاند. اما در ۱۹۳۸ و با نگارش نخستین رمان فلسفی‌اش با نام «تهوع» به شهرتی فراگیر دست یافت.

بطور کلی دو دوره در زندگی حرفه‌ای سارتر وجود داشت. اولین دورهٔ زندگی حرفه‌ای او دورهٔ پس از نوشتن اثر معروف‌اش، هستی و نیستی، بودو نوشتن رمان تهوع. سارتر به آزادی بنیادی انسان اعتقاد داشت و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است. »در دومین دورهٔ حرفهٔ زندگی‌اش، سارتر به‌عنوان روشن‌فکری فعال از نظر سیاسی شناخته می‌شد. سارتر از طرفداران کمونیسم بود، هرچند که هرگز به‌طور رسمی به عضویت حزب کمونیست درنیامد. وی بیشتر عمر خویش را صرف مطابقت دادن ایده‌های اگزیستانسیالیستی‌اش کرد. سارتر معتقد بود که انسان باید خود سرنوشت‌اش را تعیین کند. وی هم‌چنین، مطابق با اصول کمونیسم، باور داشت که نیروهای اقتصادی-اجتماعی جامعه که از کنترل انسان خارج هستند، نقشی حیاتی در تعیین مسیر زندگی اشخاص دارند.

در سال ۱۹۶۴ جایزه ادبیات نوبل به سارتر تعلق گرفت، ولی او از پذیرفتن این جایزه سر باز زد.

از سال ۱۹۷۳ به بعد تقریبا تمامی قدرت بینایی خود را از دست داده بود و دیگر قادر به نوشتن نبود.

ژان-پل سارتر در روز ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ در سن ۷۵ سالگی در بیمارستان بروسه پاریس در پی ادم ریوی از دنیا رفت. او حتی تا پایان عمر یک چهره سرشناس جهانی باقی‌ماند؛ خبر درگذشت او به سرعت در سراسر جهان پخش شد و حدود ۵۰هزار نفر در پاریس در مراسم خاکسپاریش شرکت کردند، در حالی که بیش از ده سال از افول سارتر در فرانسه گذشته بود. این مراسم پرجمعیت ترین تشییع جنازه یک فیلسوف در قرن بیستم بود؛ از این نظر می‌توان او را به ولتر – فیلسوف بزرگ عصر روشنگری فرانسه – تشبیه نمود.خاکستر او در گورستانی در حوالی محل زندگی دوران پیری اش در محله‌ای از پاریس به خاک سپرده شد، جایی که ۶ سال بعد همسفر زندگی اش سیمون دوبووار به همراهش آرمید.

۳ سال پس از مرگ سارتر، سیمون دوبووار کتابی با نام تشریفات خداحافظی در مورد مرگ وی منتشر کرد.

یک هفته بعد از مرگ سارتر روی جلد هفته نامه نوول ابزرواتور که سارتر به آن علاقه داشت و واپسین گفتگوهایش هم در آن منتشر شده بود، بر زمینهٔ سرمه‌ای تیره تصویر درشتی از چهرهٔ سال خوردهٔ سارتر چاپ شد، و زیر آن با حروف سفید واپسین عبارت کتاب واژه‌ها آمد:

((تمامی یک انسان، از تمامی انسان‌ها ساخته شده و برابر کل آن‌ها ارزش دارد، و ارزش هر یک از آن با او برابر است.))

منبع:ویکی پدیا

“تهوع” يكي از چهل اثر برگزيده قرن بيستم:

رمان تهوع یکی از محوری‌ترین آثار مکتب اگزیستانسیالیسم  است.

آنتوان روکانتن،‌ مردی عزب و تقریباً سی و پنج‌ساله،‌ در شهر خیالی بوویل تنها زندگی می‌کند. این شهر بندر بزرگی است بسیار شبیه لوهاور که سارتر قبلاً در آن زیسته است.داستان،داستان مورخی است به نام آنتوان روکانتن که در حال نوشتن زندگی شخصیتی سیاسی به نام (مارکی دورلبورن) است.این رمان (تهوع) در واقع دفتر خاطرات کسیست که برای فهمیدن موقعیت خود شروع به نوشتن دفتر خاطرات می کند که توسط آن به تغییرات فکری و محیط پیرامون و نقش و تاثیر و رابطه خود و دنیا و اشیا اطرافش پی ببرد. در ابتدا می خوانیم این شخص حالتی در درون خودشاحساس میکند، حالتی همچون تهوع. و پی می برد عواملی چون اشیاء پیرامونش و رفته رفته انسان های اطرافش در شکل گرفتن این احساس نقش دارد و شرایطی را در او پدید می آورند که به تهوع شباهت دارد. می بینیم نگاه ابزاری او کم کم نسبت به اشیاء از بین میرود و اشیاء را به صورت ذاتی و جسمی موجودشان میبیند.اما او خوب می داند وجود او با وجود اشیاء تفاوت هایی دارد ……

سارتر در هستی و نیستی درباره آگاهی جسم چنین می‌گوید: «آگاهی پیوسته جسمی دارد… این دریافت دائم طعمی گس و بی‌فاصله از سوی لنفسه من،‌ که مرا حتی در تلاشهایم برای نجات از آن همراهی می‌کند و ذایقه من است، ‌همان است که ما در جای دیگری زیر عنوان تهوع شرح داده‌ایم. تهوعی پنهانی و مقابله‌ناپذیر دائماً جسم مرا به آگاهی‌ام هویدا می‌کند.» تهوع ظهور بیش از پیش شدید این احساس «تهوع» را، که همراه احساس وجود و آگاهی جسمم است، در زندگی مردی وصف می‌کند که تنهایی و بی‌کارگی‌اش او را بیش از پیش به امر خام وجود خویش حساس کرده است.اثر سارتر رستگاری از طریق زیبایی‌شناسی را دنبال نمی‌کند و آن‌چه در تهوع،‌ یعنی اولین اثر او،‌ تکان‌دهنده است بیش از این که سبک اثر باشد تحرک مجموعه، ‌به ویژه این نکته است که شهود فلسفی تار و پود داستانی را تشکیل می‌دهد. سارتر نمی‌خواهد که ثابت کند ‌بلکه نشان می دهد و با چنان صلابتی که رمان در عین حال نیرو و زیبایی خود را مدیون آن است،‌ نوعی زیبایی خنثا که در درجه اول نشانه توانایی خارق‌العاده او در کار نویسندگی است بی‌آنکه چیزی را فدای آن چیز کند که تا آن روز ادبیات نامیده می‌شد، مشخصه مشهودی در سبک نویسندگی.رمان تهوع تنهایی و سرگشتگی انسان و عدم درک فلسفه وجود و زندگیش رو نشون می ده. دغدغه این رمان پی بردن به علت و چرایی وجوده. این رمان پره از ناکامی انسان و ناتوانی او در رقم زدن آینده ایده آل مورد نظرش! محصور بودن او در حصاره زمان و مکان و در نتیجه محدودیتش در  انتخاب هایش.

تفکرات اگزیسانسیالیستی در این اثر کاملا مشهود است.حس میکنم تفکرات نهیلیسم هم در آن وجود دارد.چون احساس پوچی و سردرگمی در آن هست.تهوعی که روکانتن به آن میرسد گاه برای همه ما به وجود می آید اما نیمه بسیار مغرور ذهنمان اجازه نمیدهد به آگاهی از این تفکر برسیم کاری که روکانتن انجام میدهد.به سطح آگاهی میرسد.آگاهی از این تهوع و پوچی و سردرگمی.سارتر به خوبی آزادی انسان را نشان میدهد.روکانتن میخواهد ثمره ای از وجود خود بیافریند.آفرینندگی چیزی که همه به نوعی به آن نیازمندیم و ساده ترینش زایش است.تولد نوزادی.روکانتن از خود میپرسد :پس آیا میتواند وجودش را توجیه کند؟

مقدمه کتاب بسیار پربار و عالی اسنت.نگارش داستان روان و جذب کننده است.و هر لحظه و با هرجمله دیدگاهی به رویمان باز میشود.خواندن مقدمه خود به درک کتاب کمک شایانی میکند.تهوع برای من مثل عقاید یک دلقک و تنهایی پرهیاهو کلاس دری لذت بخشی بود.و با خواندن هر صفحه بیشتر عاشق نوشتن شدم.نوشتن برای نمایش تفکرات و نیمه ای از خود که دیده نمیشود.

تکه هایی از کتاب:

– مثلا اینجا یک قوطی مقوایی هست که شیشه جوهر مرا دربردارد.باید سعی کنم بگویم قبلا چطور میدیدمش و حالا چطور

– دیگر شک ندارم که چیزی بر سرم آمده است.به طرز یک بیماری آمد، نه مثل یک یقین معمولی یا امری بدیهی. زیر جلی و کم کم جا گرفت، من خودم را یک خرده عجیب و یک خرده ناراحت حس کردم.همه اش همین

– وقتی در هامبورگ بودم با این ارنا که به اش بدگمان بودم و از من میترسید زندگی غریبی میگذراندم.و بعد یک شب در کافه کوچکی در سان پلی برای رفتن به دستشویی از پیشم رفت.تنها ماندم.گراموفونی آنجا بود که آهنگ بلواسکای را مینواخت.بنا کردم که برای خودم آنچه را که از هنگام پیاده شدنم از کشتی رخ داده بود نقل کنم.به خودم گفتم:شب سوم همانطور که داشتم داخل سالن رقصی به نام غار آبی میشدم چشمم به زن قدبلند نیمه مستی افتاد. و آن زن همین کسی است که در این لحظه در حین شنیدن بلواسکای منتظرش هستم و به زودی بر میگردد سمت راستم مینشیند و دست در گردنم می اندازد.” آنگاه به شدت احساس کردم که ماجرایی دارم. اما ارنا برگشت، پهلویم نشست، دست در گردنم انداخت و من از او بدم آمد.

– زن سیاه پوست میخواند. پس آیا میتواند وجود خودش را توجیه کند؟

سخنانی از سارتر:

از همه اندوهگین تر شخصی است كه از همه بیشتر می خندد.

تصمیم هایی وجود دارد كه هیچ كس نباید ناگزیر به گرفتن شان شود.

هر بار كه می پنداری پاسخ پرسشی را یافته ای، پی می بری كه آن پرسش، هیچ مفهومی ندارد. 

مردم از هر چیزی سخن می گویند، به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند.

“ارزش”، چیزی نیست جز معنایی كه شما برای آن برمی گزینید.

 

 

دسته بندی:
  معرفي كتاب
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.