Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

بودن اثر احمد شاملو

توسطehsan.rezaei 2 سالقبل2دیدگاه‌ها
خانه  /  شعر  /  ساير آثار  /  بودن اثر احمد شاملو

گر بدين سان زيست بايد پست

من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم

از بلند كاج خشک كوچه ي بن بست

گر بدين سان زيست بايد پاك

من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود، چون كوه

يادگاري جاودانه برتراز بي بقاي خاک

 

این شعر از دو بند سه سطری تشکیل شده است. و هر سطر از بند اول با هر سطر از بند دوم در تقابل با هم هستند. در بند اول شاعر از نوعی زیستن صحبت می‌کند که باعث پستی و شرمساری است. او می‌گوید اگر قرار باشد من طوری زندگی کنم که آن زیستی پست باشد ترجیح می‌دهم زندگی نکنم. و البته قبل از مردن آنچه در طول عمر خود دیده‌ام را مثل فانوسی بر کاجی بلند آویزان می‌کنم تا دیگران رسوایی این زمانه را ببینند. به عبارتی شاعر از زمانه‌ای صحبت می‌کند که اوضاع خوبی ندارد آن‌قدر که نمی‌خواهد در آن اوضاع با پستی زندگی کند اما اگر بی‌آنکه این اوضاع را به همه نشان ندهد بی‌شرم است. در واقع مفید بودن از انسان بودن و زندگی کردن. حال اول اینکه شاعر فانوسش را خودش می‌خواهد آویزان کند بر کاجی بلند که به نشانه دور بودن و سخت در دسترس بودن است و دوم این کاج خشک است که به نشانه روزگار خشک و بیهوده است و سوم در کوچه بن‌بست که پایان را به ذهن می‌رساند. در بند دوم شاعر تایید می‌کند که با جا گذاشتن چیزی از خود برای دیگران می‌توان پاک زیست و به نظر می‌رسد در تایید بند اول است یعنی همان آویختن فانوس که اگر انجام ندهد بی‌شرم است و اگر انجام دهد پاک است. و در تایید همین نکته در سطر دوم می‌گوید که اگر از آن‌چه آموخته و دیده یادگاری بر جا نگذارد ناپاک است. یادگاری که با تشبیه به کوه به خوبی نشسته است. زیرا کوه جاودانه است و محکم. و او می‌خواهد آنچه از خود برجا می‌گذارد مثل کوه بلند و جاودانه باشد. در واقع شاعر در این شعر مفید زندگی کردن و جاودانه شدن و در نهایت مرگی باعزت را می‌طلبد. ( نسترن بیگی)

دسته بندی ها:
  ساير آثار, شعر
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

2 دیدگاه

  • عباس بیک پور says:

    درتایید و تکمیل فرمایش شما عرض کنم که گران سنگ ترین سرمایه ی آدمی ٬ نقد جان است . شاعر می گوید رسوا خواهم کرد زمانه را با بخشش جانم( چراغ) در کجا؟ در بن بستی که گمان می برید راهی برمن نگذاشته اید جزسازش. برچه ؟ بر دار( کاج خشک)
    و کوه می شود نام و یاد و فریادم که ناراستان را به قله ی آن دسترسی نشاید.
    این معنا درنظر آمد که عرض کردم دوبار سعی کردم به دکلمه و نشد…‌
    از جهت وضع جاری شعر نیز٬ ازآنجاییکه واژه ها از جان شاعر سبز شده و درخت خشک رنگ خاک می گیرد شاعر با چسباندن سبزینگی کلام به خشکی خاکی وسرد درخت حیات جامعه درواقع آبروی جانیان را پرچم می کند برمنار.گرچه چسباندن برگ به شاخه ی خزان زده موجد رشد و حیات برگ نیست ولی یادآور وتذکار و تلنگر است به جامعه ی خواب زده ای که یا حیات کوچه را ازیاد برده اند یا اصلا ندیده اند روزگارش را .

  • shahin sazmanei says:

    سپاس و اردات خدمت سرکارخانم بیگی

    خسته نباشید بابت زحمتی که کشیده اید
    به امید بازگشت آزادی
    و به امید آبادی روزافزون کشورمان

    سبز باشید و استوار
    قلمت مانا

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.