Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

به یک جمجمه- احمد شاملو

توسطehsan.rezaei 4 سالقبل1 دیدگاه
خانه  /  شعر  /  ساير آثار  /  به یک جمجمه- احمد شاملو

 

 

پدرت چون گربه ی بالغی

می نالید

و مادرت در اندیشه ی درد ِ لذتناک ِ پایان بود

که از ره گذر خویش

قنداقه ی خالی ِتو را

می بایست

تا از دلقکی حقیر

بینبارد ،

و ای بسا به رؤیاهای مادرانه ی منگوله یی

که بر قبه ی شب کلاه تو می خواست دوخت

 

باری ـ

و حرکت گاه واره

از اندام نالان پدرت

آغاز شد

 

*

 

گورستان ِ پیر

گرسنه بود ،

و درختان جوان

کودی می جستند !ـ

 

ماجرا همه این است

آری

ورنه

نوسان مردان و گاه واره ها

به جز بهانه یی

نیست

 

*

 

اکنون جمجمه ات

عریان

بر آن همه تلاش و تکاپوی بی حاصل

فیلسوفانه

لبخندی می زند به حماقتی خنده می زند که تو

از وحشت ِ مرگ

بدان تن در دادی :

به زیستن

با غلی بر پای و

غلاده یی بر گردن .

 

*

 

زمین

مرا و تو را و اجداد ما را به بازی گرفته

است و اکنون

به انتظار ِ آن که جاز ِ شلخته ی اسرافیل آغاز

شود

هیچ به از نیشخند زدن نیست

اما من آنگاه نیز بنخواهم جنبید

حتا به گونه ی حلاجان

چرا که میان تمامی سازها

سرنا را بسی ناخوش می دارم

 

 

انتخاب این شعر به دلیل نگاه فلسفی به مسئله مرگ و زندگی است. آن‌هم نگاهی طنزگونه. نهیلیست در شعر موج می‌زند. و شاعر انسان را به عنوان آخرین حلقه تکامل یک شیء می‌داند که در دست بازی و چرخش جهان قرار گرفته. و همین تکاملش نسبت به دیگر موجودات امتیازش محسوب می‌شود. و البته اینها را تماما با طنزی تلخ به خواننده بازگو می‌کند.

شاعر می‌گوید انسان حقش بیشتر و بالاتر است. و این خود اوست که پا در زنجیر و قلاده دارد.

از ابتدا ما با این فلسفه و دید روبه‌رو می‌شویم که پدر و مادر برای ارضای خودشان چه جنسی و چه معنوی است که تورا به این دنیا می‌آورند. البته پدر را جنسی نشان می‌دهد و ناله‌هایش را به گربه تشبیه می‌کند و مادر را برای ارضای روح مادرانه. و حرکت تو از همان گهواره و اندام پدرت آغاز می‌شود. و بعد به سراغ طبیعت می‌رود. بقای نسل برای چه؟ برای گرسنه بودن گورستانی که هرگز سیر نمی‌شود و همیشه طالب مرده است و یا برای اینکه تو درآخر کودی شوی برای درختان. و حال که تو را با این دید آشنا می‌کند مهر تاییدش را می‌زند و می‌گوید که پدر و مادر و خواسته‌شان تنها بهانه است.

شاعر از ابتدا خطابش به یک جمجمه است. حالا که انسان تبدیل شده به یک جمجمه به آن همه تلاشی که برای زندگی کرده احمقانه پوزخند می‌زند. و تمام فلسفه زندگی و مرگ را به سخره می‌گیرد. و می‌گوید تو ای انسان برای زنده بودن حاضر شدی در زنجیر و قلاده بمانی چون از همین مردن وحشت داشتی. اینجا همان نقطه نهیلیستی شاعر است و همان فلسفه‌اش در رابطه با زیستن. چون همه ما برای فرار از مرگ و ترس از نیستی حاضریم این زندگی سرشار از حماقت را تحمل کنیم.

درآخر شاعر می‌گوید زمین و طبیعت و بقای نسلش ما را مسخره کرده و به ما نیشخند می‌زند. بودن ما برای همین چرخش بیهوده است.(نسترن بیگی)

 

دسته بندی ها:
  ساير آثار, شعر
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

یک دیدگاه

  • محمد says:

    بسیار عالی خانم نسترن! در مورد شرح شعر “به یک جمجمه” می توان گفت هر آنچه که شاملو نگرش داشته نسبت به جهان و زندگی بصورت مفید عنوان نمودید! در پایان گوشه ای از شعر خودم را در مصداق این شعر بزرگ تقدیم میکنم به همه دوستان عزیز!!!
    “زندگی!
    حقیقت ستمگرانه ای ست
    که نمی توان بازش نهیم!”
    م.بهمن

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.