Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

برداشتی آزاد از نمایش مجلس ضربت زدن

توسطپرنيان پورشاد 1 سالقبل1 دیدگاه
خانه  /  داستان  /  ساير آثار  /  برداشتی آزاد از نمایش مجلس ضربت زدن

آنها سه تن اند که میمیرند، یکی برای ظلمش، یکی برای مکرش ، و دیگری برای عدالتش ولی نه ، حالا پس از قرن ها میدانیم واقعا چه شد ، در عمل ظالم و مکار جان به در بردند تنها سومی بود که فرقش شکافت، بلی عدالت میمیرد و ظلم و مکر می ماند.

مجلس ضربت زدن ، بهرام بیضایی.

زمانی که تیزر تبلیغاتی این نمایش را دیدم بسیار خوشحال شدم که بعد از سالها نگارش ، قرار است این نمایشنامه با سختی ها و حتی شاید مخالفت هایی توسط محمدرضا رحمانیان به اجرا دربیاید . ازین رو در تلاش برای تهیه بلیط و رفتن به دیدن این نمایش بودم که بالاخره به روزهای آخر اجرا رسیدم و با دوستان کافه داستان به تاتر شهر رفتیم . گزارشی مختصر درباب اجرا و نمایش برایتان آماده کردم که امیدوارم دوست داشته باشید.

 

 

IMG_20160706_175432

 

 

نمایشنامه مجلس ضربت زدن به قلم بهرام بیضایی درباره واقعه شهادت امیرالمونین است که گروه هنری سعی در اجرای نمایش این واقعه دارند که درطول نمایش به این موضوع اشاره میشود که چرا نباید شخصیت علی (ع) را در صحنه نشان داد؟ در حالیکه از خیلی سالهای قبل چنین امری در شبیه سازی بسیار متداول بوده است و گویی ما از زمان عقب مانده ایم.

بیضایی به عنوان نویسنده سعی دارد بعد از ۱۴ قرن واقعه به شهادت رسیدن علی (ع) را دوباره زنده کند .

در زمان امیرالمونین سه تن از خوارج مامور میشوند که علی (ع) ، معاویه ، عمر و عاص را به دلیل رعایت عدل، ظلم، مکر و پذیرش رای حاکمیت از بین ببرند. امروزه هم چنین اتفاقاتی به گونه ای دیگر در حال تکرار است. بیضایی این نمایش را بستری برای بیان بحران های سیاسی و اجتماعی امروز قرار میدهد تا مخاطبان را نسبت به تکرار تاریخ آگاه کند.

بیضایی آدم مذهبی نیست  اما وقتی اینچنین از عدالت علی مینویسد هر آدمی را مانند من ترغیب به دیدن و یا حتی خواندن این نمایشنامه میکند.

نمایش از ۱۰ صحنه پیوسته به هم برای اجرا تنظیم شده است که دراین ۱۰ صحنه شخصیت هایی به نام ابن ملجم، اعرابی یکم و دوم،قطامه،کارگردان، دستیار،نویسنده حضور دارند و در کنار آنها تعدادی هم سرا در حاشیه صحنه می ایستند تا در لحظات مورد نیاز مکمل اجرا باشند. خط به خط این نمایشنامه زیبا است و حرف برای گفتن دارد اما به دلیل جلوگیری از اضافه گویی برخی از آنها را که برای خودم بسیار جذاب و تکان دهنده بود برایتان مینویسم.

جایی بیضایی از زبان ابن ملجم میگوید: من به شما میخندم ، شما که گویا نیکید ، شما نیکان همگی از صحنه های آینده حذف میشوید ، تنها من می مانم که بدترینم ! هیچ صحنه ای شمارا نشان نخواهد داد به خاطر این همه نیکی تان. منم که در نور می مانم و بر سکو! من به نیکی شما میخندم اگر مایه حذف شماست ! آنها که شما را حذف میکنند کاری جز این نمیکنند که من کردم ! در اینجا بازیگر نقش نویسنده (مهتاب نصیر پور به نمایندگی بیضایی) وارد صحنه میشود . نویسنده در ابتدا دچار تردید است که چنین متنی را بنویسد یا نه چون نمیداند چرا شرایط امروزه نمیطلبد تا قدیسین را در صحنه به نمایش گذاشت .

 

 

 

IMG_20160706_175426

 

 

دراینجا دیالوگ هایی پیرامون ممیزی و اصلاحات که امروزه تمامی هنرمندان علی الخصوص نویسندگان را کم کار کرده است بین شخصیت نویسنده و کارگردان ( اشکان خطیبی) رد و بدل میشود تا او گروه هنری را راضی کند برای اجرای این نمایش. بیضایی به درک آدمها و اتفاقات بها میدهد و علی (ع) را به عنوان نمونه ای از دستگاه عدالت اجتماعی به کل دنیا نه تنها شیعیان تعمیم میدهد چرا که هر عدالت جویی میتواند به درک درستی از عدالت برسد زیرا علی (ع) به بهترین نحو مساوات را برای همه بیان کرده است.

نمایش از چند لایه قابل تعمقی برخوردار است . بیضایی در لایه سیاسی با بیان چند جمله از قبیل :

– آیا عرب مساوی است با عجم ؟

– باز هم عجم ؟ مرا تیر به هر رگ میزنی با این کلمات !

و … به ایران ستیزی خوارج تاکید میکند. بحران اقتصاد یکی دیگر از لایه های اصلی این نمایش است که چنین مطرح میشود :

– ابن ملجم : این چای چه شد ؟

– دستیار کارگردان : آبدارچی نبود رفته پی برنج و روغن تعاونی!

– دستیار: آبدارچی ول کرده رفته مسجد دنبال وام مسکن کارمندی ، میبخشین سماور هم سوخته !

همین تکرار و تاکید به شرایط نابسامان اقتصادی در کشور لایه طنز و مفرحی را در ساختار متن ایجاد کرده است .

دیگر دیالوگی که برایم بسیار جذاب بود در یکی از صحنه های پایانی نمایش است که نویسنده در جلد امام فرو میرود تا تماشاچی را از خرافات دور کند و به بیان این دیالوگ به همراه صدای از قبل ضبط شده استاد منوچهر اسماعیلی از زبان علی (ع) میپردازد.

نویسنده : وای بر آنکه برده کند و آنکه بردگی خواهد . وای بر آنانکه نام و خون کسی را نان و آب خود کند! شما با من چه کردید ؟ سوگند خوردید به فرق شکافته من برای رواج سکه های قلبتان! به ذوالفقار خون چکان برای کشتن روح زندگی ! واشک ریختید به مظلومیت من تا ساده دلان را کیسه تهی کنید !

بیضایی در پایان اعتراف میکند که از همه آنچه تخیل کرده است فاصله میگیرد و میخواهد تماشاچی خود به قضاوت و داوری بنشیند.

این هم از گزارش نمایش یکی از شاهکار های بهرام بیضایی به نام مجلس ضربت زدن به کارگردانی استاد محمدرضا رحمانیان و بازی فوق العاده بازیگران : مهتاب نصیر پور، امیر جعفری ، اشکان خطیبی، سانیا سالاری، سینا رازانی، رضا مولایی، رامین ناصرنصیر و صدای شاهکار استاد منوچهر اسماعیلی .

این گزارش برداشتی آزاد بود از این نمایش . منتظر نظرات شما خوبان نیز هستیم. 

دسته بندی ها:
  ساير آثار, گزارش ها
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 پرنيان پورشاد

  (64 مقالات)

یک دیدگاه

  • احسان رضایی says:

    ممنونم از وقتي كه براي نوشتن اين گزارش خوب گذاشتيد. مجلس ضربت زدن بعد از سال‌ها مجوز اجرا گرفت. مجوزي كه با تحديد نويسنده و كارگردان نسبت به عدم سانسور حتي كلمه اي از اصل كار همراه بود تا وزارت ارشاد دولت اميد نشان بدهد در انجام كارهاي بعيد در جمهوري اسلامي پيشگام است. نقطه اوج اين نمايشنامه سادگي در روايت است. از مشخصه‌هاي بيضايي دوري از اطناب و در عوض روايت چند وجهي موضوعات ساده اجتماعي است. سانسور يك پديده شوم اجتماعي است كه پس از اجرا در كشوري كه مهد علم و ادب است رنگ و بوي سياسي گرفته و سپس با گسترش آن مذهب و زندگي روزمره مردمان را تحت شعاع قرار مي‌دهد. بيضايي تمام اينها را به سادگي و با گفتن “حتما قطام توي خونه هم مقنعه ميگذاشته” نشان مي‌دهد. او به سادگي ابتذال در لايه هاي فرهيخته تر اجتماع را هم نشان مي‌دهد. پيشنهاد بستن بار با بازي در سريال‌هاي سفارشي تلويزيوني و يا اصل پذيرش كارهاي سفارشي كه اتفاقا اوج اتفاق داستاني هم همينجاست. بيضايي خيلي ساده مي‌گويد ما در گرداب ابتذال افتاده ايم و همگي ريا ميكنيم. كارگردان، بازيگر، تماشاچي و حتي تداركات و آبدارچي. حتي سياه لشگر كه در اين نمايش افرادي بودند كه نقششان فقط پررنگ كردن وقايع بود. تنها يك نفر در اين جمع مخالف ابتذال حاكم بر جامعه مدني بود و آن هم نويسنده و خيلي زيركانه در چند جاي نمايش بازيگرها و كارگردان گفتند اي كاش ميشد نويسنده ها را حذف كرد. بله نويسنده ها يا همان علي ها يا همان عادل ها قرار است به جرم روشنفكري حذف شوند. بيضايي در مجلس ضربت زدن روايت گر ضرباتي است كه هر روز و هر روز بر پيكره عدالت وارد مي‌شود. وقتي نويسنده چراغ قوه اش را به سمت تماشاگر مي‌گيرد و مي‌گويد شايد قاتل ميان شما نشسته باشد تن من را لرزاند چرا كه ياد ضرباتي افتادم كه با شمشير جهلم به پيكر عدالت وارد ساختم. من معتقدم هنوز هم فهم بيضايي از مميزان و مدعيان فرهنگ حكومتي آنقدر بيشتر است كه توانسته براي اين نمايش مجوز بگيرد وگرنه با تحولي كه اين نمايش دردرون مخاطب بر مي انگيزد مي‌تواند هزاران شمشير قطع بازوي عدالت را غلاف كند. من بعد از ديدن اين نمايش به تمام نوشه هايم ترديد دارم كه اصلن چيزي نوشته ام يا نه؟ آيا با واژه هايم شمير عدل بوده ام يا شمشير بر عدل؟ گويا گريزي از بريدن نيست و حالا انتخاب با ماست …

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.