خانه / شعر / آثار ارسالي / باز هم تعطیل است (محمد داودزاده)

باز هم تعطیل است (محمد داودزاده)

 

در را
پشت سرم می بندم.
کوچه خاموش تر از دیروز است.
سایه ها یخ زده در غیبت نور
دست در جیب کتم می لغزد.
می تراود باز هم
شعر تردید
که امروز مگر تعطیل است!؟
با خودم می گویم:
که چه خوب! یا چه بد.
می روم تا به نظر گاه یقین
معبر حادثه از هیچ کسی پیدا نیست
جز یکی کودکِ خواب آلوده
کوله ای را
که پر از پرسش بی پاسخ هر روز من است
می کشد با خود و هم
مادرش او را با خویش.
در تلاقی نگاهِ من و زن
لب فرو بسته من او می گوید:
کجا!؟
باز هم تعطیل است.

 

 

درباره ی احسان رضایی

احسان رضایی

همچنین ببینید

من تو ام(محمد داودزاده)

“من تو ام” این منم، مست و زخود رانده پریشانم و هیچ. بنشین با من ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *