Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

بارون مياد جر جر …اثر احمد شاملو

توسطehsan.rezaei 4 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  شعر  /  ساير آثار  /  بارون مياد جر جر …اثر احمد شاملو


بارون مياد جرجر، گم شده راه بندر
ساحل شب چه دوره، آبش سياه و شوره
آي خدا كشتي بفرست، آتيش بهشتي بفرست
جاده‌ي كهكشون كو، زهره‌ي آسمون كو
چراغ زهره سرده، تو سياها مي‌گرده
اي خدا روشنش كن،فانوس راه منش كن
گم شده راه بندر، بارون مياد جرجر
بارون مياد جرجر، رو گنبد و رو منبر
لك‌لك پير خسه، بالاي منار نشسه
لك‌لك ناز قندي، يه چيزي بگم نخندي
تو اين هواي تاريك، دالون تنگ و باريك
وقتي كه مي‌پريدي، تو زهره رو نديدي؟
عجب بلايي بچه، از كجا مي‌يايي بچه
نمي‌بيني خوابه جوجه‌م، حالش خرابه جوجه‌م
از بس كه خورده غوره، تب داره مثل کوره
تو اين بارون شرشر، هوا سيا زمين تر
تو ابر پاره‌پاره، زهره چي كار داره
زهره خانم خوابيده، هيچ كي اونو نديده
بارون مياد جرجر، رو پشت‌بو‌م هاجر
هاجر عروسي داره، تاج خروسي داره
هاجرك ناز قندي، يه چيزي بگم نخندي
وقتي حنا مي‌ذاشتي، ابرواتو ور ‌مي‌داشتي
زلفاتو وا مي‌كردي، خالتو سيا مي‌كردي
زهره نيومد تماشا، نكن اگه ديدي حاشا
حوصله داري بچه، مگه تو بي‌كاري بچه
دومادو الان مي‌يارن، پرده رو ور مي‌دارن
دستمو مي‌دن به دستش، بايد دارا رو بستش
نمي‌بيني كار دارم من، دل بي‌قرار دارم من
تو اين هواي گريون، شرشر لوس بارون
كه شب سحر نمي‌شه، زهره به در نمي‌شه
بارون مي‌ياد جرجر، رو خونه‌هاي بي در
چهار تا مرد بيدار، نشسه تنگ ديفار
ديفار كنده‌كاري،نه فرش و نه بخاري
مردا سلام عليكم! زهره خانم شده گم
نه لك‌لك اونو ديده، نه هاجر ور پريده،
اگه ديگه برنگرده، اوهو، اوهو چه درده!
بارون ريشه ريشه، شب ديگه صب نمي‌شه
بچه خسه مونده، چيزي به صب نمونده
غصه نخور ديوونه، كي ديده كه شب بمونه
زهره‌ي تابون اين‌جاس، تو گره مشت مرداس
وقتي كه مردا پاشن، ابرا زِ‌هم مي‌پاشن
خروس سحر مي‌خونه، خورشيد خانوم مي‌دونه
كه وقت شب گذشته، موقع كار و كشته
خورشيد بالا‌بالا، گوشش به زنگه حالا
بارون مي‌يادجرجر، رو گنبد و رو منبر
رو پشت بو‌م هاجر، روي خونه‌هاي بي‌در…
ساحل شب چه دوره، آبش سيا و شوره
جاده‌ي كهكشون كو، زهره‌ي آسمون كو
خروسك قندي قندي، چرا نوكتو مي‌بندي
آفتابو روشنش كن، فانوس راه منش كن
گم شده راه بندر، بارون مي‌ياد جرجر
……

احمد شــــاملو

دسته بندی ها:
  ساير آثار, شعر
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.