خانه / دانلودها / مقاله / از شرلوك هلمز چه مي‌دانيد؟ خبرهاي خوبي در راه است …. به قلم نويد فرخي
۱

از شرلوك هلمز چه مي‌دانيد؟ خبرهاي خوبي در راه است …. به قلم نويد فرخي

«شرلوک هولمز زنده است!»

مخلوق دویل تجزیه و تحلیل می شود۲

 

نوید فرخی/ مترجم داستان های شرلوک هولمز، پژوهشگر ادبیات کاراگاهی و علمی تخیلی

ایمیل: Navid.Farrokhi@aut.ac.ir

اینستاگرام: sirnavidpersian

 

 

 

آقای شرلوک هولمز

شرلوک هولمز، از بزرگترین شخصیت های تاریخ ادبیات، مخلوقِ نویسنده اسکاتلندی دکتر آرتور کانن دویل است. دایره المعارف داستان های پلیسی او را “بزرگترین کاراگاه در عرصه ادبیات” و “شاید سرشناس ترین مخلوق ادبی تمام اعصار” قلمداد می کند. اما چه چیز او را تا این اندازه منحصر به فرد کرده؟ هنوز هم اقتباس های ادبی و سینمایی، تلوزیونی، رادیویی و … تازه ای از ماجراهای او تولید می شود. خیابان بیکر شماره ۲۲۱ بی مشهورترین آدرس دنیاست و بسیاری برای آنجا نامه می نویسند. داستان “شرلوک هولمز در ماجرای اسرارآمیز برای جان وینسنت هاردن” که توسط اینجانب برای نشر MX ترجمه شد، از اقتباس هایی جدیدی بود که دهه ها پس از مرگ نویسنده اصلی به چاپ رسید. یا کمیک های شرلوک هولمز در درنده باسکرویل که با همکاری دوستم میلاد روحی در مجله سرنخ منتشر کردیم، نشان داد که حتی از یک داستان شناخته شده هم هنوز می توان آثار نویی را تولید کرد که برای مخاطبان جالب توجه باشد. در این مقاله به برخی نکات قابل توجه راجع به شرلوک هولمز اشاره می کنم.

 

چهار دلیل اصلی که شرلوک هولمز بهترین کاراگاه است!

  • هولمز در علم استنتاج به کمال رسیده، مثلا فقط با دیدن گِل و لای روی شلوارتان می تواند بگوید از کجا آمده اید.
  • هولمز اطلاعات تاریخی و قانونی بسیار بالایی دارد و مجرمان سابقه دار را از روی خراش ها و زخم های قدیمی می شناسد.
  • هولمز استاد تغییر چهره است، و بارها با گریم های مختلف موفق شده دست تبهکاران را رو کند.
  • او وقایع نگار شخصی خودش یعنی واتسن را دارد که در بیشتر پرونده ها او را دنبال می کند و بارها به کمکش می آید!

 

 

نقل و قول هایی از شرلوک هولمز

  • «اسم من شرلوک هولمز است و شغلم دانستن چیزهایی است که سایر مردم نمی دانند!»
  • «واتسن، تو می بینی، اما دقت نمی کنی!»
  • «وقتی غیرممکن ها را کنار بگذاریم، هرچه که باقی ماند، هرچه قدر هم غیرمتعارف باید صحیح باشد.»
  • «چیزی را که مردی بتواند اختراع کند، دیگری می تواند کشف کند.»
  • «من به خاطر ماهیت خود بازی است که بازی می کنم!»
  • «زندگی از هر چیزی که ذهن انسان در موردش ساخته، بی نهایت عجیب و غریب تر است.»
  • « یادگیری هیچوقت پایان ندارد. یادگیری یک فرایند بی انتهاست و این یک پرونده آموزنده است.»
  • «اشتباه بزرگی است که بدون داشتن تمام مدارک، نظریه پردازی کنیم. این کار، روی قضاوت مان اثر می گذارد.»
  • «من بارها اولین برداشتم از شخصیت والدین را با مطالعه فرزندان شان استنتاج کرده ام.»
  • «هر حقیقتی، بهتر از تردید و بلاتکلیفی است.»
  • «اطلاعات، اطلاعات، اطلاعات! من نمی توانم بدون خاک رُس، آجر بسازم.»
  • «جزئی ترین چیزها، قطعا مهمترین ها هستند!»
  • «و شناخت نیات زن ها به شدت سخت است… جزئی ترین حرکت آنها می تواند چندین جلد معنا پشت سرش باشد!»

 

عیوب شرلوک هولمز

هیچ کس کامل نیست.

شرلوک هولمز، کاراگاهی بزرگ است که به کارش علاقه دارد، اما بی خطا نیست. او در رمان نقشی ز خون(Study in scarlet)، برخی از نقاط ضعف خود را می پذیرد«من گهگاهی دچار افسردگی می شوم، و نهایتا طی روزهایی دهانم را باز نمی کنم. وقتی این کار را می کنم، نباید فکر کنی که رنجیده ام. فقط تنهایم بگذار، و خودم به زودی خوب می شوم!»

هولمز پیپ می کشد، اما دکتر واتسن آن را یک نقطه ضعف به حساب نمی آورد، شاید چون دکتر واتسن نازنین هم خود اهل دود و دم است. ضمن اینکه در آن دوره زمانه بیشتر مردها سیگار می کشیدند و به نوعی سیگار نماد مردانگی به حساب می آمد و هنوز تبلیغات متحد و یکپارچه بین المللی علیه دخانیات آغاز نشده بود. با اینحال چیزی که دکتر واتسن به آن اعتراض می کند، عادت هولمز در استفاده از کوکائین و مورفین است. هولمز اغلب در اوقات بیکاری و زمانی که پرونده های جالبی در دستش نیست، در مصرف این مواد زیاده روی می کند. در خلال زمان به نظر می رسد هولمز از اعتیادش کاسته است.

هولمز ضمنا قدری خودبین و متکبر است، گرچه از جهاتی حق هم دارد. قدرت استنتاج او، دکتر واتسن و پلیس ها را بارها سردرگم و گیج می کند. او مخفیانه از اینکه بخاطر تیزهوشی اش مورد تشویق قرار گیرد، بدش نمی آید، اما چه کسی را می توان پیدا کرد که اینطور نباشد؟ برای دکتر واتسن شاید از همه بدتر این است که شرلوک هولمز یک هم اتاقی نامرتب و بی نظم است.

 

 

 

 

 سری گرانادا؛ جرمی برت در نقش شرلوک هولمز

۳

بسیاری در جهان (و حتی توی همین ایران از نسل قدیم)، باسیل راثبون را بهترین شرلوک هولمز می دانند. از دیدگاه هواداران حرفه ای تر (افرادی از انجمن های تخصصی شرلوک هولمز)، باسیل راثبون، “شرلوک هولمزِ کامل” یا “شرلوک هولمزِ نهایی” است. او نزدیک ترین تصویر ادبی از این کاراکتر را به نمایش درآورده است. در عین حال، همانها جرمی برت را به منزله کسی می شناسند که “شرلوک هولمز” سرآرتور کانن دویل را ارتقا داده است! بی شک هر دوی آنها بازیگران عالی در نقش هولمز بودند، اما جرمی برت است که به این کاراکتر عمق بخشید. اگر شما هم از هوادران پر و پا قرص هولمز هستید، بدانید و آگاه باشید که سری تلوزیونی گرانادا ارزش تماشا را دارد. بازی جرمی برت فوق العاده است، هر چند در برخی قسمت ها جلوه های ویژه پایینی شاهد خواهید بود.

تنها کاراکتری که در اقتباس های سینمایی و تلوزیونی با شرلوک هولمز قابل قیاس است، کُنت دراکولا مخلوق برام استوکر است. بیش از صد بازیگر تاکنون در نقش هولمز بازی کرده اند. در بین بازیگران جدید، اقتباس کانال بی بی سی بیش از بقیه، توجهات را معطوف خود کرده است. بندیکت کامبربچ، نوجوانان و جوانان بسیاری را با هولمز آشنا کرد گرچه در انجمن های شرلوکی، انتقادهایی هم به این سریال وارد می کنند.

 

 

هولمز و واتسن

«خوب، واتسن، جنس لطیف در تخصص توست!»

۶

هولمز به غیر از پرونده هایی که شاکی شان، زن است به نظر چندان تعامل و حتی گرایشی از نوع معمول به بانوان ندارد. عده ای معتقدند هولمز به کلی فاقد ارتباطات عاطفی از نوع بشری است، و عده ای دیگر هم معتقدند او مسائل عاطفی را عامل حواس پرتی در پرونده هایی می داند که باید حل کند!

با اینحال تنها یک زن است که توجه هولمز را به شکلی استثنایی به خود جلب کرده است: آیرین آدلر؛ زنی که در ماجرای رسوایی در بوهم، به هولمز رودست می زند و در آخر، هولمز عکس وی را از شاه بوهم می گیرد. به گفته واتسن، هولمز همیشه آدلر را “آن زن” خطاب می کند.

در سریال شرلوک هولمز گرانادا(با هنرنمایی جرمی برت)، در اپیزود استاد باجگیری (که براساس ماجرای چارلز آگووستوس میلورتون نوشته شده) تبهکاری داریم که کارش اخاذی از زنان و مردان ثروتمند است. میلورتون نامه های عاشقانه قدیمی زنی به نام اوا بلکول را به نحوی به چنگ آورده که به دوران جوانی یا در واقع جاهلیت این زن بر می گردد! افشای این نامه ها می تواند زندگی آینده او را خراب کند. میلورتون او را تهدید می کند که نامه ها را به نامزدش نشان خواهد داد، مگر اینکه هفت هزار پوند مبلغ به او بدهد.

اما عملکرد هولمز در اینجا قابل توجه است! او خودش را جای لوله کش معرفی می کند و به منزل میلورتون می رود. در اپیزود تلوزیونی (و داستان اصلی)، هولمز خودش را علاقه مند به پیشخدمت نشان می دهد، و فقط برای کسب اطلاعات بیشتر با او نامزد می شود! در داستان البته فقط این را از زبان هولمز می شنویم، اما در اپیزود تلوزیونی، ارتباط آنها و حتی ابراز علاقه هولمز نمایش داده می شود و هولمز خود را فردی عاشق پیشه جلوه می دهد که در حقیقت حُقه ای بیش نیست!

 

تکرار می کنم!

پنج قاعده روتین معماهای شرلوک هولمز:

  • پلیس همیشه اشتباه می کند!
  • اولین حدس دکتر واتسن اشتباه است!
  • شک برانگیزترین مظنون همیشه بی گناه است
  • اگر مردی به قتل برسد، این شانس وجود دارد که حقش بوده!
  • وقتی مظنون دستگیر شود، در نهایت خودش به همه چیز اعتراف می کند

حقایق جالب

  • طرفداران شرلوک هولمز بارها این جمله را شنیده اند «پیش پا افتاده است، واتسن عزیز[۱].» با اینحال شرلوک هرگز چنین جمله ای را نگفته! البته او درجایی گفته “پیش پا افتاده است.” و در جای دیگری هم گفته “واتسن عزیز!” اما ترکیب این دو، تنها ساخته و پرداخته آثار سینمایی و تلوزیونی است.
  • برخلاف شرلوک هولمز که فردی به شدت منطق گراست، خالق شرلوک هولمز یعنی سرآرتور کانن دویل، به جن و پری و روح گرایی معتقد بود.
  • شرلوک هولمز برادر بزرگتری به نام مایکرافت دارد که هفت سال از او بزرگتر است. مایکرافت حتی از شرلوک هم زرنگ تر است. او برای دولت بریتانیا کار می کند و حرف او در بسیاری مواقع تعیین کننده است. مایکرافت از موهبت ذهنی بیشتری از هولمز برخوردار است اما انرژی کمتری دارد و ترجیح می دهد وقتش را بیشتر در کلوب عجیب و غریب دیوژن بگذراند.
  • در داستان مترجم یونانی، هولمز ادعا می کند دایی بزرگش، ورنت، هنرمند نقاش فرانسوی است.
  • منزل شماره ۲۲۱ در خیابان بیکر لندن، شناخته شده ترین آدرس جهان است و در حال حاضر موزه شرلوک هولمز در این نقطه واقع است. در طبقه پایین این موزه، اقلام مورد استفاده هولمز مثل ذره بین و پیپ و چاروق ایرانی یا کلاه شکاری و پالتو و وسایل عهدویکتوریایی بفروش می رسد. می توانید به آدرس سایت این موزه، http://www.sherlock-holmes.co.uk مراجعه کنید. نگارنده در سال ۸۹، در مسابقه این سایت شرکت کردم و صد پوند تخفیف برای خرید از طبقه پایین این موزه برنده شدم!

 

[۱] Elementary, my dear Watson

درباره ی احسان رضایی

احسان رضایی

همچنین ببینید

n00130578-b

نامه‌اي كه ارسال نشد (ع-بهار)

آن خطاط، سه گونه خط نوشتی! يکی، او خواندی ولاغير او! يکی را، هم او ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>