Welcome On Mobius

Mobius was created by professionnal coders and passionate people.

We made all the best only for you, to enjoy great features and design quality. Mobius was build in order to reach a pixel perfect layout.

Mobius includes exclusive features such as the Themeone Slider, Themeone Shorcode Generator and Mobius Grid Generator.

Our Skills

WordPress90%
Design/Graphics75%
HTML/CSS/jQuery100%
Support/Updates80%

اجاق سرد انجلا( فرانک مک‌کورت)

توسطehsan.rezaei 4 سالقبلبدون دیدگاه
خانه  /  معرفي كتاب  /  اجاق سرد انجلا( فرانک مک‌کورت)

خلاصه داستان

d33c28f8d82a738fefad6ca29ecc9c36

فرانک (فرانسیس)، اولین فرزند خانواده مککورت در روز ۱۹ اکتبر ۱۹۳۰ در بروکلین نیویورک به دنیا می آید. برادر کوچکتر فرانک، مالکی در سال ۱۹۳۱، برادرهای دوقلو الیور و یوگین در سال ۱۹۳۲ و خواهر کوچکش، مارگارت در سال ۱۹۳۵ به دنیا آمدهاند. مارگارت در نیویورک و دوقلوها بعد از مهاجرت به ایرلند از دنیا میروند. برادرهای جوانتر فرانک، مایکل و الفی در سالهای ۱۹۳۶ و ۱۹۴۰ در ایرلند بهدنیا میآیند.
مادر فرانک، آنجلا، قبل از ازدواج از ایرلند به آمریکا مهاجرت کرده و مالکی، پدر فرانک را ملاقات می کند. مالکی به تازگی از زندانی که به خاطر دزدیدن یک کامیون بوده آزاد شده است. آنجلا از مالکی باردار شده و این دو مجبور به ازدواج می شوند. مالکی از ازدواجش با آنجلا راضی نیست و سعی به فرار به کالیفرنیا دارد. به خاطر مصرف تمام پولش برای الکل وی قادر به این فرار نیست. سرانجام آنجلا فرانک را و سپس، مالیکی، الیور، یوگین و مارگارت را به دنیا می آورد. زندگی این خانواده پر جمعیت به فقر و فلاکت در نیویورک می گذرد و دلیل اصلی این فقر مصرف تمام دستمزد شغل های جسته گریخته مالکی روی الکل است. جمعه شبها که مردهای خانواده های دیگر دستمزد خود را به خانه آورده، مالکی به میخانه رفته و تا پنی آخر دستمزد خود را صرف الکل میکند. معمولا روز بعد به دلیل مستی، مالکی شغل خود را هم از دست میدهد. مرگ مارگارت، دختر نوزاد خانواده، در نهایت خانواده مککورت را برای یک زندگی جدید به ایرلند بر میگرداند.
زندگی در لیمریک ایرلند نیز دست کمی از زندگی در نیویورک ندارد. خانواده مککورت در محلهای فقیر، در کوچهای سنگفرش نشده، و در انتهای یک خانه که به تنها توالت مشترک خانه نزدیک است زندگی می کنند. مالکی به دلیل الکلی بودن شغلی نمیتواند پیدا کند و اگر هم پیدا کند تمام دستمزدش را صرف الکل میکند. غذای خانواده برای سالها چیزی جز نان و چایی برای بزرگ تر ها و آبقند برای بچههای شیر خوار نیست. از آنجا که برای زن ها شغلی وجود نداشت، آنجلا مجبور به گرفتن اعانه از کلیسا میشود تا بتواند خانواده خود را زنده نگهدارد.
مالکی سرانجام به انگلستان میرود تا بتواند شغلی در شهر های جنگ زده (جنگ جهانی دوم) پیدا کند و پولی برای خانوادهاش بفرستد. نتیجه چیزی جز انتظار در شب های جمعه و سرخوردگی برای خانواده مککورت نیست. مالکی طبق معمول دستمزد خود را صرف الکل میکند و خانواده مککورت مجبور به سرکردن زندگی با اعانه و در نهایت گدایی آنجلا می شود. فرانک علی رغم استعدادش و توصیه معلمهایش مجبور به ترک تحصیل بعد از دوران ابتدایی میشود تا بتواند کار کند و با پس اندازش به آمریکا رفته و خانواده خود را نجات دهد. مدتی به عنوان پستچی (تلگرام رسان) و بعد به عنوان روزنامه فروش کار میکند. در کنار روزنامه فروشی برای یکی مشتریهای یکی از رباخوارهای محلهاش نامههای تهدیدآمیز برای برگرداندن پول قرضی مینویسد تا بتواند درآمدی اضافه داشته باشد. سرانجام با ترکیبی از قناعت، پسانداز و دزدی، رویای فرانک به تحقق میپیوندد و با پساندازش موفق به خرید بلیط کشتی برای سفر به آمریکا میشود. فرانک در سن ۱۹ سالگی به آمریکا رسیده و آماده شروع زندگی جدیدی میشود.

……………………………………………..

 

یک زندگی فقیرانه و سیاه با  زبان کودکانه طنزی فوق العاده زیبا و سبکی روان نوشته شده.نویسده به خوبی توانسته سرگدشت تلخ و مشقت بار را به تصویر بکشد. ناتوانی آنها در رسیدن به آرمانهایشان , در کنار فقر شدید و بیکاری, باعث شده باشد از یک طرف خرافات مذهبی در میانشان رواج داشته باشد و از طرف دیگر سرخوردگی ناشی از آن موجب افراط در نوشیدن الکل و بیکاری و بیعاری شده باشد. در هر صورت مردان ایرلندی داستان, اکثراً دچار آفت دوم هستند و زنانشان درگیر خرافات مذهبی… و کتاب چه عالی اینها را به تصویر می کشد

 اجاق سرد آنجلا در همان سال انتشار خود برنده جايزه پوليتسر و جايزه انجمن ملي منتقدين كتاب آمريكا گرديد، هفته ها و هفته ها در صدر كتاب هاي پرفروش باقي ماند، و فيلمي بر پايه داستان آن ساخته شد. در هر صورت فرانک مک کورت که مبتلا به سرطان نیز هست مهم ترین رسالت خودش را اموزش و پرورش می دونه .

 

بخش هایی از کتاب

 _ ساس هایش آنقدر پررو هستند که روی نوک چکمه ات می نشینند و با تو  درباره سرنوشت مصیبت بار ایرلند بحث می کنند. معروف است که می گویند در ایرلند باستانی ساس وجود نداشته و کار کارانگلیسی هاست که آنها را وارد کرده اند که ماها را کاملاً به جنون بکشانند, و اگر از من بپرسی ازانگلیسی ها بعید نیست

_شکسپیر آنقدر خوب است که حتماً باید ایرلندی بوده باشد

_وقتی پدر جمعه شب حقوق اولین هفته ی کارش را می اورد می دانیم اخر هفته ی فوق العاده ای خواهیم داشت.شنبه شب مادر روی اجاق اب جوش می اورد و همه ی ما را در لگن حلبی بزرگ می شوید و بابا ما را خشک می کنذ.

_پدر مردی است که همانند مردان دیگر وقتی در صف دریافت بیمه بیکاری می ایستد , در مورد مسائل جهانی و مدیریت آن خزعبل سر هم می کند و سرآخر همه پول را هم صرف نوشیدن می کند…و اگر کسی از اعضای خانواده از فرط گرسنگی گدایی کند , ناراحت می شود و توصیه های اخلاقی تربیتی ارائه می دهد

دسته بندی:
  معرفي كتاب
این مطلب اشتراک گذاری شده 0 زمان ها
 000
درباره

 ehsan.rezaei

  (933 مقالات)

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.