خانه / معرفي كتاب / آخرهفته ها با معرفی کتاب
۳fde6c443434004b082578960ee936e2

آخرهفته ها با معرفی کتاب

خوشحالم که بار دیگر کتابی از نویسنده مورد علاقه خودم را به شما عزیزان پیشنهاد میدهم

بار دیگر شهری که دوست می داشتم

نویسنده: نادر ابراهیمی

 

یکی از شاهکارهای زنده یاد استاد نادر ابراهیمی . چاپ اول سال ۱۳۴۵

انتشارات طرفه اراک و انتشارات روزبهان

این کتاب شامل سه بخش : “باران رویای پاییز” ، “پنج نامه از ساحل چمخاله به ستاره آباد” و “پایان باران رویا” است که می توان عاشقانه ترین بخش آن را باران رویای پاییز دانست .این کتاب در کنار کتاب “یک عاشقانه آرام” از زمره عاشقانه ترین کتاب های نادر ابراهیمی است که با توجه به حجم کمی (۱۱۰صفحه) که دارد از تاثیرگذاری چشمگیری برخوردار است.

بار دیگر شهری که دوست می داشتم ، داستان عاشقی پسر مردی کشاورز است که سخت دلباخته دختر خان شده است و هنگامی این داستان را روایت می کند که عشقش (هلیا) پس از گذر روزها از فرارشان از شهری که در آن کودکی خود را به دست جوانی سپرده بودند ، او را تنها رها کرده و به خانه بازگشته بود. مرد عاشق به شهری باز می گردد که روزگاری به خاطر عشقش از آن گریخته بود و از آن طرد شده بود. به شهری که دوستش می داشت… و می گوید هیچ عشقی ماندگارتر از عشق به خاک نیست… حتی عشقی که برایش از خاکت بگذری !
هر چند مضمون این کتاب دست مایه فیلم های فارسی و داستان های بیشماری بوده است ، با این همه این بار نادر ابراهیمی با نثری متفاوت ، لطیف و سرشار از احساس آن را به رشته تحریر درآورده است.
این کتاب کوچک ، تنها داستان گلایه ها و واگویه های مرد عاشقی نیست که محبوبش رهایش کرده…نویسنده با دقت و ظرافت در پس پرده دلتنگی عاشقی تنها ، بسیاری از عادات ، معضلات و نکات اجتماعی و حتی سیاسی را در چارچوب یک جامعه کوچک مورد اشاره قرار داده است.
نادر ابراهیمی در این کتاب خواننده را با جریانی آرام وارد دنیایی از تضاد ها و تناقض های جامعه می کند که افکار پوسیده حاکم بر آن معصومیت کودکی را به بی وفایی ، عشق را به نفرت و زندگی را به زنده مانی تبدیل کرده است و هنگامی که عاشق تنها رها شده به شهری که روزگاری دوستش می داشت…در آن به دنیا آمده بود و با هر نفس عشق را در دل پرورانده بود…بازمی گردد ، هر چند پدران این شهر از دنیا رفته اند اما رسوم و عادات کهنه آنان همچون تار عنکبوتی ، هر زنده و جانداری را به بند می کشد؛ عنکبوت پیر مرده اما تارها هنوز پابرجا مانده است.
هر چند داستان بار دیگر شهری که دوست می داشتم ، انباری از جملاتی لطیف و عمیق با مفاهیمی زیبا و تاثیرگذار است اما گاهی به نظر می رسد این کتاب ، یک کتاب داستان نیست ؛ گویی این جملات ، حرف دل نویسنده ای است که روی کاغذ فریاد کشیده است تا بالاخره خوانده شود .

تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسان تر است.
تحمل اندوه از گدایی همه شادی ها آسان تر است.
سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد.

بار دیگر شهری که دوست می داشتم – نادر ابراهیمی.

 

درباره ی پرنيان پورشاد

همچنین ببینید

IMG_20170625_170607

مقدمه كتاب “بكت پايان بازي نوشتن” (م.ح عباسپور)

پیش نوشت     ناخرسندی شاید برجسته ترین ویژگی انسان معاصر باشد. زمانی که آدم از ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>